اولین شهید شهر یزد
چهارشنبه 92/05/23
در جنگ که بود از روی جوراب او را شناختم؛ چون روز قبل از اعزام در بازار یزد با هم دو جفت از آن را خریده بودیم و یکی را او پوشیده بود و یک جفت دیگرش را من به پایم داشتم.
صفحات: 1· 2
چهارشنبه 92/05/23
در جنگ که بود از روی جوراب او را شناختم؛ چون روز قبل از اعزام در بازار یزد با هم دو جفت از آن را خریده بودیم و یکی را او پوشیده بود و یک جفت دیگرش را من به پایم داشتم.
صفحات: 1· 2
1392/11/25 @ 10:46:57 ب.ظ
یادگاری [عضو]
سلام علیکم خانم ادهمی بزرگوار و پر تلاش!چند ساعتی ست که شاهد تلاش بی وقفه ی شما در وبلاگ زیبایتان هستم. خداوند به شما جزای خیر دهد دوست خوبم.شما یزدی هستید؟
1392/11/25 @ 12:44:23 ق.ظ
گفته ها و ناگفته های یک طلبه [عضو]
سلام عزیزجان
عرض ادب و احترام…
در پناه حق مؤید باشید.
1392/11/23 @ 12:25:04 ق.ظ
زارعیان [عضو]
سلام خسته نباشي. از مطالبتون استفاده كردم اما يه پيشنهاد فونت خط ها ريز است ومطالب زياد .اگر گزيده تر انتخاب شود بهتر است
1392/06/30 @ 05:57:59 ب.ظ
رحیمی [عضو]
با سلام و تشکر از زحمات شما در تهیه مطالب ارزشمند مذهبی
با دانلود گاهنامه ظهور (نشریه داخلی حوزه علمیه محدثه سلام الله علیها) شماره 19
منتظرتان هستیم.
یا علی
1392/05/23 @ 06:35:11 ب.ظ
طلبه [عضو]
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام. خاطره از شهداء همیشه شنیدنی است. خدا شفاعتشان را شامل حالمان کند.
1392/05/23 @ 10:23:54 ق.ظ
صدرارحامی [عضو]
باسلام واحترام
امیدوارم خدا کمک کند تا بتوانیم ادامه دهنده راه این بزرگواران باشیم.
موفق و سربلند باشید.