چرا فقط امام ششم را صادق می نامیم؟

ما شیعیان معتقدیم که همه امامان از یک نور هستند و دانش آنها یکسان است. امام پیشین دانش‌هایی را که از پدر خویش دریافت کرده بود، به فرزند خویش منتقل می‌کرد و در مقام علم و فضیلت، هیچ امامی بر امام دیگر برتری نداشت.

ادامه »

تربیت فرزند

هرگاه خلافی مرتکب می‌شدم، مادرم نمی‌گذاشت در خانه کار کنم!

خدا رحمت کند مادرم را..
یکی از راه های تربیت وی این بود که هرگاه از ما خلافی می دید، دیگر کار به ما نمی داد! یعنی ظرف شستن و دوخت و دوز و مانند آنها را از ما سلب می کرد و از این طریق کار را پیش ما ارزشمند می ساخت.

امروزه بسیاری از ما دقیقاً کار را بالعکس می کنیم؛یعنی وقتی بچه خلافی کرد او را به کار وامی دارند یا اگر اذیت کرد، کار او را دوبرابر می کنند. در نتیجه، چنین بچه ای کار را تنبیه تلقی می کند، در حالیکه ما بیکاری را به عنوان تنبیه تلقی می کردیم.

[ آیت الله حائری شیرازی]

@koodak_tarbiat
منبع: مربیان صادق

اشتراک گذاری این مطلب!

چرا امام رضا (ع) با اینکه علم غیب داشتند، انگور سمّی را خوردند؟

پاسخ

وقتی واژه‌ی «علم» را برای امام (ع) یا هر فرد و موضوع دیگری به کار می‌بریم، فقط یک کلمه با یک معنا و مفهوم است، اما علم نیز مانند هنر و …، تعاریف و تقسیمات و کاربردهای متفاوتی دارد. به عنوان مثال:

الف. گاهی علم انسان به عمل و نتیجه‌ی عمل خود تعلق می‌گیرد. مثلاً می‌داند که فردا چنین خواهد کرد و نتیجه‌اش چنان خواهد شد. چرا که انسان تا حدودی اندازه‌ها را می‌شناسد، علت و معلول‌ها، مسبب و اسباب و… را می‌شناسد.

این گونه حوادث معمولاً مشروط بوده و با «اگر» همراه هستند. یعنی به شرط این که چنین کند یا اگر چنین کند، چنان خواهد شد. لذا می‌تواند در آن نقش ایفا نماید و اگر از فعل یا نتیجه خرسند نبود، آن را انجام ندهد تا نتیجه‌اش نیز واقع نگردد. مثل این که گروهی برای تفحص به جنگل رفته باشند. آنها می‌دانند اگر قبل از تاریکی به مقر خود برنگردند، با خطرات مهلکی مواجه خواهند شد. لذا همین علم سبب می‌شود تا برگردند و با آن خطرات مواجه نشوند.

ادامه »

چرا امامت از نسل امام حسن مجتبی(ع) قطع شد؟!

آنچه که مسلّم است و در تاریخ هم به ثبت رسیده است ، امامت از نسل امام حسن مجتبی علیه السلام قطع نشد

ادامه »

امام حسن(ع) وتهمت طلاق های متعدد؟!

مسأله تعدد زوجات و كثرت طلاق ‏های ایشان را بيشتر در كتبي كه در دوران بني عباس تأليف يافته مي‏توان جستجو نمود. متأسفانه بعضي از نويسندگان هم بدون توجه به ريشه و عواقب آن به نقل آن پرداخته ‏اند.
برای پاسخگویی به این شبهه موارد زیر را می ‏توان مطرح نمود

ادامه »

چرا برای زیارت حسین بن علی این همه اهتمام و ترغیب است، این همه تشویق است؟

ما باید به این «چرا» دقت کنیم. ممکن است کسی بگوید: «این برای این است که تسلی خاطری برای حضرت زهرا باشد.» آیا این حرف مسخره نیست که بعد از هزار و چهار صد سال، هنوز حضرت زهرا احتیاج به تسلیت داشته باشد؟

🔸در صورتی که به نصّ خود امام حسین و به حکم ضرورت دین، بعد از شهادت امام حسین دیگر امام حسین و حضرت زهرا نزد یکدیگر هستند. این چه حرفی است؟!

ادامه »

ثواب پیاده روی اربعین

ثواب پیاده روی اربعین از نگاه امام صادق علیه السلام)
امام_صادق می فرماید: کسى که با پای_پیاده به زیارت امام حسین(ع) برود، خداوند به هر قدمى که برمی دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو مى‏ فرماید و یک درجه مرتبه‏ اش را بالا مى‏ برد،
وقتى به زیارت رفت، حق تعالى دو فرشته را موکل او مى‏‌فرماید که آنچه خیر از دهان او خارج می‌شود را نوشته و آنچه شر و بد است را ننویسند.
و وقتى برگشت با او وداع کرده و به وى مى‏‌گویند: اى ولىّ خدا! گناهانت آمرزیده شد و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل‌بیت رسولش هستی، به خدا قسم! هرگز تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد کرد.

ابن قولویه، کامل الزیارات ص134 حوزه

اشتراک گذاری این مطلب!

فردا مهمان ما هستی

​🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

                    💐 شهید برونسی و نحوه شهادتش 💐

میگفت: «میخواهم با خون گلویم بنویسم یا زهرا (س)»آقای تونی می گوید:

شهید برونسی روز قبل از عملیات بدر روحیه عجیبی داشت.

مدام اشک می ریخت، علت را که پرسیدم آقای برونسی گفت:

دارم از بچه ها خداحافظی می کنم چرا که خوابی دیده ام. سپس افزود: به صورت امانت برای شما نقل می کنم و آن اینکه:در خواب بی بی فاطمه زهرا (سلام الله علیه) را دیدم که فرمود: فلانی! فردا مهمان ما هستی، محل شهادت را هم نشان داد. همین چهار راهی که در منطقه عملیاتی بدر (پد)فرود هلی کوپتر است و به طرف نفت خانه و جاده آسفالت بصره _ الاماره می رود و من در همین چهار راه باید نماز بخوانم تا وقتی که به سوی خداپرواز کنم و بالاخره نیز این خواب در همان جا و همان وقتیکه گفته بود، به زیبایی تعبیر شد. و خود سردار شهید، شهادتین را خواند و بدینگونه عاشقی فرهیخته ،تا خدا پر کشید.

اما اینکه صورتش رو میبینی پر چروک هستش ولی من مطمئنم دلش صاف تر از برگ گل بود…..

میدونی چی شد؟!! مردونه تیر به گلوش خورد و نوشت: یازهرا

@mybodshohada

اشتراک گذاری این مطلب!

زندگی به سبک شهدا

این لباسی که بر تن کرده‌اید خلعتی است از جانب فرزند حضرت زهرا (س) امشب که قلم بر کاغذ می‌رانم ، انشاءالله هدفی جز رضای دوست و انجام وظیفه ندارم؛ در راه وظایفی که بر عهده‌ام گذاشته شده از ایثار جان و … هیچ دریغی ندارم.

زمانی که قدم اول را در این راه برداشتم به نیت لقای خدا و شهادت بود ، امروز بعد از گذشت این مدت راغب‌تر شده‌ام که این دنیا محلی نیست که دلی هوای ماندن در آن را بنماید.

خدایا شاهدی که لباس مقدس سپاه را به این عشق و نیت به تن کردم که برای من کفنی باشد آغشته به خون.خدایا همیشه نگران بودم که عاملی باشم برای ریخته شدن اشک چشم امام عزیز.

اگر در این مدت بر این نعمت بزرگ شکری درخور نکردم و یا از اوامرش تمرّدی نمودم بر من ببخش.

خدایا معیار سنجش اعمال، خلوص است. من می‌دانم اخلاصم کم است ، اما اگر مخلص نیستم امیدوارم .اگر گناه و معصیت کورم کرده، بینای رحمتتم. با لطف و کرم خود مرا دریاب که با لیاقت فرسنگ‌ها راه است.

هم رزمانم، سخنی با شما دارم. همیشه گفته‌ام : بسیجی‌ها، سپاهی‌ها … این لباسی که بر تن کرده‌اید خلعتی است از جانب فرزند حضرت زهرا (سلام الله علیها)، پس لیاقت خود را به اثبات برسانید…

در زندگی خود، جز رضای حق را در نظر نگیرید، هرچه می‌کنید و هر چه می‌گویید با رضای او بسنجید.

[ فرازی از وصیت نامه فرمانده گردان یا زهرا(س) از لشگر امام حسین علیه السلام مداح شهید محمد تورجی زاده ، کتاب یا زهرا ص 185 ، نشر امینان، 1390] 

اشتراک گذاری این مطلب!

انواع ذکر

👌ذکرها سه دسته هستن :

✅یه دسته پاک کننده اند
گناه و زشتی رو پاک میکنن
مثل : «استغفرالله»

✅یه دسته مدادند
برامون حسنه مینویسند
مثل : «الحمدلله»،«سبحان الله» ،«لااله الاالله»

✅و اما یه ذکری هست
که هم پاک کنه و هم مداده ،
گناهان را پاک میکنه بجاش حسنات مینویسه!!..
و آن :
صلوات بر محمد و آل محمد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

اشتراک گذاری این مطلب!

ثواب خدمت به زائران

صفوان از امام جعفر علیه السلام میپرسد : ثواب و اجر کسى که خودش بخاطر جهتى نمى تواند به زیارت رود ولى دیگرى را مجهز ساخته و به زیارت فرستاده چه مى باشد؟

حضرت فرمودند:
در مقابل هر یک درهمى که خرج کرده خداوند متعال به قدر کوه احد از حسنات به وى داده و چند برابر هزینه اى را که متحمل شده برایش باقى مى گذارد و نیز بلاهائى که نازل شده را از وى دور مى گرداند و همچنین مال و دارائى وى را حفظ و نگهدارى مى فرماید.🌺
📜کامل الزیارات باب چهل و ششم

اشتراک گذاری این مطلب!

تحریف صلوات؟؟؟

🤔پرسش

❔چرا ما شیعیان در صلوات پیامبر تحریف کردیم و جمله و عجل فرجهم را به آن اضافه کردیم ❕آیا بهتر نیست که این کارها را ترک کنیم تا دین تحریف نشه ❗️لطفا قانع کننده پاسخ بدید ❕❕

💠پاسخ💠

در روایات ما دعا برای تعجیل فرج آل محمد و گشایش در امر آنان  و #ظهور قائم اهل بیت بسیار مورد توصیه و تاکید قرار گرفته است .

در توقیع شریفی از امام زمان علیه السلام چنین آمده است که فرمود ؛

« برای تعجیل فرج زیاد دعا کنید ، زیرا فرج و گشایش  شما نیز در این امر است »

بحار الانوار ج52 ص92

از سوی دیگر یکی از  مواردی  که سبب می شود دعای انسان به اجابت نزدیکتر شود ، صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد است .

امام صادق علیه السلام فرمود ؛

« دعای شما به آسمان بالا نمی رود مگر زمانی که ( قبل از آن ) بر محمد و آل محمد صلوات بفرستید »

الکافی ج2 ص 493

و فرمود ؛

« هرکس از شما که  به نزد خداوند حاجتی دارد باید ابتدا بر محمد و آل او صلوات بفرستد سپس حاجتش را از خدا بخواهد »

الکافی ج2 ص494

امالی طوسی ج1 ص175

بر این اساس شیعیان جهت استجابت دعایشان پس از آن که بر محمد و آل او صلوات می فرستند برای تعجیل فرج قائم آل محمد و گشایش در امر اهل بیت دعا می کنند تا  این دعا به برکت صلوات بر پیامبر گرامی و اهل بیت مورد اجابت خداوند قرار گیرد .

در روایات متعددی نیز می بینیم که امامان گرامی این نوع صلوات فرستادن را به شیعیان خود تعلیم می دادند .

عمرو بن ابی المقدام می گوید امام صادق دعایی جامع برای دنیا و آخرت به من تعلیم داد که در آن آمده بود ؛

« اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل_فرجهم »

الکافی ج2 ص583

در روایت دیگر از امام صادق علیه السلام آمده است؛

« هر کس پس از نماز صبح و ظهر بگوید «  اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل_فرجهم » نمی میرد مگر آنکه قائم آل محمد را درک می کند »

بحار الانوار ج83 ص77

🔶در روایت دیگر آمده است که امام صادق علیه السلام به عبد الله بن سنان چنین تعلیم داد که در روز جمعه بعد از نماز عصر صد مرتبه بگوید ؛ « اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل_فرجهم »

📚مستدرک الوسائل ج6 ص94

منبع : کانال پرسمان_اعتقادی

اشتراک گذاری این مطلب!

اعجاز

تا حالا به عدد 12 این طور نگاه کرده بودید؟

لا اله إلا الله 󾮛12 حرف

محمدرسول الله 󾮛12 حرف

علی بن ابی طالب 󾮛12حرف

أمیر المؤمنین 󾮛12 حرف

فاطمة الزهراء 󾮛12 حرف

الحسن والحسین 󾮛12حرف

الحسن المجتبى 󾮛12 حرف

الحسین الشهید 󾮛12 حرف

الإمام السجاد 󾮛12 حرف

الإمام الباقر 󾮛12 حرف

الإمام الصادق 󾮛12 حرف

الإمام الکاظم 󾮛12 حرف

الإمام الرضاء 󾮛12 حرف

الإمام الجواد 󾮛12 حرف

الإمام الهادی 󾮛12 حرف

الحسن العسکری 󾮛12 حرف

القائم المهدی 󾮛12 حرف

افتخار کنید که شیعه ی 12 امامی هستیم واقعا کیف نکردی؟؟؟؟؟

اگه کیف کردین یه صلوات بفرستید😀👏😃

اشتراک گذاری این مطلب!

کربلا به رفتن نیست...

​شمر نمازش را میخواند،

روزه‌اش را هم میگرفت،

آشکارا هم فسق و فجور نمیکرد،

و شاید اهل رشوه و ربا هم نبود…

🔅معاویه و ابن‌زیاد و عمربن‌سعد هم همینطور…..

⚜یادمان باشد،

زیارت عاشورا که میخوانیم

وقتی رسیدیم به «وَ لَعنَ الله…»هایش؛

🔸لحظه ای به خودمان گوشزد کنیم:

نکند این «لعن الله…» شامل حال ما هم بشود؟؟؟!!!!!

🔹مایی که گاه خودمان را

“ارزانتر” از شمر و عمر و ابن‌زیاد میفروشیم……

🔻جمله ای سنگین از شهید آوینی:🔻

“کربلا"به رفتن نیست…

به شدن است!..

که اگر به رفتن بود!

شمر هم “کربلایی” است!

اشتراک گذاری این مطلب!

چگونه یک نماز خوب بخوانیم ؟

 به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفتند: “يا رسول الله! آن جواني كه پشت سر شما نماز مي خواند، چشم چراني مي كند و بعضي از گناه هايي از اين قبيل هم دارد؛ نصيحتش كنيد حالا كه پشت سر شما نماز مي خواند آن عيبش را هم كنار بگذارد. رسول گرامي اسلام جواب دادند: نمازش درستش مي كند. 

مي گويند: نگاهمان را نمي توانيم كنترل کنيم. آن يكي مي گويد: زبانم را نمي توانم كنترل کنم. هركسي هر چه را مي گويد نمي توانم براي اين است که يک كار مي توانسته انجام بدهد؛ امّا انجام نداده است و آن هم به وقت “الله اكبر” گفتن است.  (مواظبت بر نماز اول وقت می تواند سبب کنترل نگاه و زبان شود.)

منبع : چکیده ای از کتاب منبر و محراب ؛ از صفحه  49 تا 96

اشتراک گذاری این مطلب!

چشمی که براي رسيدن به نعمت هاي بهشت خندان است!

​چه كسي براي حسينم گريه مي كند؟

هنگامي كه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم شهادت حسين عليه السلام و ساير مصيبت هاي او را به دختر خود، خبر داد؛ فاطمه عليهاالسلام سخت گريه نمود و عرض كرد:

- پدر جان! اين گرفتاري چه زماني رخ مي دهد؟

رسول خدا فرمود:

- زماني كه من و تو و علي در دنيا نباشيم.

آن گاه گريه فاطمه شديدتر شد. عرض كرد:

- چه كسي بر حسينم گريه مي كند، و به عزاداري او قيام مي نمايد؟

پيامبر فرمود:

- فاطمه! زنان امتم بر زنان اهل بيتم، و مردان بر مردان گريه مي كنند و در هر سال، عزاداري او را تجديد مي كنند. روز قيامت كه فرا رسد، تو براي زنان شفاعت مي كني و من براي مردان، و هر كه بر گرفتاري حسين گريه كند، دست او را مي گيريم و داخل بهشت مي كنيم. فاطمه جان! تمام ديده ها روز قيامت گريان است، مگر چشمي كه بر مصيبت حسين گريه كند! آن چشم براي رسيدن به نعمت هاي بهشت خندان است!

منبع: کتاب داستانهای بحارالانوار. نویسنده: محمود ناصری پاییز 78

اشتراک گذاری این مطلب!

انواع قلوب در قرآن

❤️بيست نوع قلبي که به انها قرآن کریم اشاره کرده❤️

❤️القلب السليم: و آن قلبي است مخلص براي خدا و خالي از کفر و نفاق و هرگونه پستي . 

{ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ }

❤️القلب المنيب: و آن قلبي است که هميشه در حال برگشت و توبه به سوي خدا و از آن سو ثابت و پابرجاست بر طاعت خدا .{ مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ }

❤️ القلب المخبت: و آن قلبي است فروتن و آرام به ذکر خدا .{ فتُخْبِتَ لَهُ قلُوبُهُمْ }

❤️القلب الوجل: و آن قلبي است که از ياد خدا مي لرزد که مبادا عمل وي به درگاه خدا قبول نشود و از عذاب خدا نجات نيابد .{ وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ }

❤️القلب التقي: و آن قلبي است که به احکام خدا احترام مي گذارد .{ ذَلِکَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ }

❤️القلب المهدي: و آن قلبي است که تسليم امر خدا و راضي به قضا و قدر پروردگار است .{ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ }

❤️القلب المطمئن: و آن قلبي است که با ياد خدا و توحيدش آرام مي گيرد .{ وتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّه }

❤️القلب الحي: و آن قلب زنده اي است که از شنيدن داستان هاي امت هاي گذشته که با گناه و طغيان هلاک شدند پند و اندرز مي گيرد .{ إِنَّ فِي ذَلِکَ لَذِکْرَى لِمَن کَانَ لَهُ قَلْبٌ }

❤️القلب المريض: و آن قلبي است که دچار بيماري شک و نفاق شده و مبتلا شده به فسق و فجور و شهوت هاي حرام .

{ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ }

❤️القلب الأعمى: و آن دل کوري است که حق را نمي بيند و در نتيجه پند و اندرز نمي گيرد .

{ وَلَکِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ }

❤️القلب اللاهي: و آن دلي است که از قرآن غافل و مشغول لهو و لعب و شهوت هاي دنياست .

{ لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ }

❤️ القلب الآثم: و آن دلي است که گواهي حق را کتمان مي کند و مي پوشاند .

{ وَلاَ تَکْتُمُواْ الشَّهَادَةَ وَمَن يَکْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ }

❤️القلب المتکبر: و آن دل مغرور و متکبري است که از توحيد و طاعت خداوند رويگردان است ، زورگو و جبار است به خاطر ظلم و طغيان .

{ قلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ }

❤️القلب الغليظ: و آن دلي است که عطوفت و رحمت و رأفت از آن برداشته شده .

{ وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ }

❤️القلب المختوم: و آن قلبي است که هدايت را نمي شنود و تعقل نمي کند .

{ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ }

❤️القلب القاسي: و آن دلي است که به عقيده و ايمان نرم نمي شود و وعظ و ارشاد در آن تأثيري ندارد و از ياد خداوند رويگردان است .

{ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً }

❤️القلب الغافل: و آن قلبي است که مانع ذکر و ياد پروردگار است و هوا و هوسش را بر طاعت حق تعالي ترجيح مي دهد .

{ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا }

❤️الَقلب الأغلف: و آن دلي است که پوشيده شده است به طوري که اقوال و فرمايشات رسول اکرم صلى الله عليه و آله در آن نفوذ و رسوخ نمي کند .

{ وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ }

❤️القلب الزائغ: و آن قلبي است که از حق و حقيقت اعراض مي کند .

{ فأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ }

❤️القلب المريب: و آن قلبي است که در شک و شکوک متحير و سرگردان است .

{ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ }

اللهم إجعل قلوبنا من القلوب السليمة المطمئنة البيضاء.. وثبتنا على الهدى والايمان

…………

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِین

اشتراک گذاری این مطلب!

باب شهادت

اشتراک گذاری این مطلب!

منتظران به گوش باشید

اشتراک گذاری این مطلب!

نقطه ضعف مردم در عزاداری

​❌ در جریان مجالس عزاداری و وعظ و خطابه، امروز دو نقطه ضعف در مردم هست؛

 یکی اینکه علاقه شدید دارند که در مجالس، اجتماع و ازدحام زیاد شود، دیگر اینکه می‏ خواهند از لحاظ گریه، مجلس بگیرد و شور بپا شود و کربلا شود.

اینجاست که یک خطیب، سر دوراهی قرار می‏گیرد: ازدحام را زیاد کند و مجلس را کربلا کند، یا حقایق را بگوید که احیاناً نه ازدحام می‏شود و نه شور و واویلا.

علما باید با عوامل پیدایش تحریفات مبارزه کنند، جلو تبلیغات دشمنان را بگیرند، دست دشمنان را کوتاه کنند، با اسطوره سازی‏ها مبارزه کنند. مثلًا کتاب لؤلؤ و مرجان حاجی نوری یک نوع قیام به وظیفه به نحو شایسته است که این مرد بزرگ کرده است و ما امروز از نتیجه کار  این مرد بزرگ استفاده می‏کنیم.

📚حماسۀ حسینی، ج 2، ص:197

اشتراک گذاری این مطلب!

سند زیارت عاشورا؟؟؟

❔اخیرا برخی در سند زیارت عاشورا تشکیک وارد می کنند و می گویند سند معتبری ندارد ❕آیا براستی چنین است ❗️منظور از فرازی که می گوید خدایا اول و دوم و سوم و چهارمین کسی که به اهل بیت ظلم کرده اند لعنت کن چه کسانی هستند ❕ 💠پاسخ💠 زیارت شریف عاشورا از جمله زیارات معتبری است که تمام علمای شیعه به خواندن آن مداومت داشته اند . ❕این زیارت شریف در کتب معتبر و مورد استناد زیر نقل شده است ؛ 📚کامل الزیارات ص176 📚مصباح المتهجد ج2 ص773 📚المزار الکبیر ص480 📚المصباح کفعمی ص482 📚بحار الانوار ج98 ص291 📚زاد المعاد ص234 تمام روایاتی که در کتب معتبر ما نقل شده است صحیح می باشد مگر مواردی که خلاف دلیل قطعی از آیات قرآن و سنت تلقی می شود ، زیرا مبنای صحیح در صحت روایات ، اعتماد به روایات موثوق الصدوری است ، یعنی روایاتی که از هر طریقی برای انسان اطمینان به صدور آنها از معصوم حاصل می شود حجت و مورد استناد است ، مانند نقل علمای بزرگ در کتابهایشان و مشهور بودن نزد علما و موافقت مضامین آن با کتاب و سنت و … 👌زیارت عاشورا مورد نقل علمای بزرگ در کتب معتبرشان قرار گرفته است و مضامین آن موافق آیات قرآن و سنت ائمه معصومین است ،این قرائن گواه کافی برای صحت آن تلقی می شود و دیگر نیازی به بررسی سندی ندارد ؛ ❕با این وجود نیز برخی علما این زیارت را از لحاظ سندی بررسی کرده اند و تصریح به صحت آن کرده اند ؛ 📚رسائل و مقالات ، آیت الله سبحانی ، ج3 ص401 ❕اما این که منظور از اولی و دومی و سومی و چهارمی در این فراز از زیارت که می فرماید ؛ «خداوندا مخصوص گردان نخستین ستمگر را به لعنت من و آغاز کن بدان لعن اولی را و سپس دومی را و سومی و چهارمی را خدایا لعنت کن یزید را در مرتبه پنجم» ❔چه کسانی هستند ❕آیا خلفای ثلاثه و معاویه هستند یا غیر آنها ❗️ در تاریخ آمده است ؛ «چون دشمنان شیخ طوسی نزد خلیفه عباسی سعایت او را کردند و خلیفه منظور از این چهار نفر را که در زیارت عاشورا آمده است از شیخ پرسید ، شیخ پاسخ داد اشتباه به عرض شما رسانده اند ، مراد از اولی قابیل است که هابیل را به قتل رساند ، دومی قیدار پی کننده شتر صالح است ، سومی قاتل حضرت یحیی بن زکریا است و چهارمی ابن ملجم قاتل علی بن ابی طالب است» 📚الاستبصار ج1 ص16 ترجمه المولف ،تحقیق موسوی ⚫️ این تفسیر بدون مستند روایی است و شیخ چون در معرض خطر بود ، از باب تقیه این تفسیر را بیان داشتند و ما نیز هر کجا تقیه اقتضای آن را داشت می توانیم این تفسیر را در مورد چهار ملعون زیارت بیان بداریم . 🔶اما حقیقت آن است که منظور از چهار ملعون مذکور روشن و واضح است . آنان همان کسانی هستند که در بخش دیگری از زیارت عاشورا از آنان چنین یاد شده است ؛ « خدا لعنت کند مردم و کسانی را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از آن مرتبه هایی که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود » 👌و آنان همان کسانی هستند که امام صادق همواره پس از نمازهایش آنها را لعن می کرد چنان که نقل شده است؛ « امام صادق در پایان نمازهای واجب همواره چهار نفر از مردان و چهار نفر از زنان را لعن می کرد و از آنان نام می برد ، چهار مرد ، فلانی ، و فلانی و فلانی و معاویه بودند و چهار زن ، فلانه و فلانه و هند و ام الحکم خواهر معاویه بودند » 📚الکافی ج3 ص342 📚وسائل الشیعه ج6 ص462

اشتراک گذاری این مطلب!

حادثه بزرگ

بودند کسانی که بی خبر از آن حادثه بزرگ به کسب و کارشان مشغول بودند. بودند کسانی که حق را شناختند اما سر یاری کردن امام (ع) را نداشتند. بودند کسانی که از میانه راه بازگشتند. بودند کسانی که شبانه امام (ع) را ترک کردند.

بودند کسانی که تا ظهر عاشورا در جبهه امام(ع) جنگیدند اما گریختند. بودند کسانی که دنیایشان  را در سپاه یزید دیدند و به روی حجت خدا تیغ کشیدند. بودند کسانی که از سپاه یزید به سپام امام حسین (ع) شتافتند. و بودند کسانی که تا پای جان در راه امام (ع) جنگیدند و جاودانه شدند. و امروز کربلا هنوز کربلاست و هنوز تاریخ در ظهر عاشورا زنده است.

کربلا تنها آزمون مردمان عراق و شام و مدینه در سال 61 هجری نبود. صحرای کربلا وسعتی به اندازه زمین و آسمان دارد و عاشورا در هر لحظه از تاریخ در جریان است. هنوز دعوت امام پابرجاست: «من کان فینا باذلا مهجته و موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا»؛ آنکه قصد نثار خون خود در راه ما را دارد.

و طالب دیدار خداست با ما کوچ کند. چگونه با قافله کربلا همراه شویم؟ کربلا با عافیت طلبی بیگانه است و عافیت طلبان هرگز قدم به کربلا نگذاشتند. تشنگان دنیا نیز که محبت دنیا کر و کورشان کرده بود در چاه ابن زیاد افتادند. عده ای خیر خواهانه امام حسین (ع) را به صلح با یزید دعوت کردند و با امام راهی نشدند. آنها هم که از جان و مال و فرزندانشان بیمناک بودند بهانه ها تراشیدند تا بازگردند و… انتخاب با ماست که چگونه باشیم تا از قافله جا نمانیم.  

سید مهدی خدایی موج همراه

اشتراک گذاری این مطلب!

سردار سربدار

پیوند: https://article.tebyan.net/187422/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%AB%D9%85-%D8%AA%D9%85%D9%91%D8%A7%D8%B1

میثم تمار

فرزند یحیی و از سرزمین «نهروان» که منطقه‌ای میان عراق و ایران است. بعضی او را ایرانی و از مردمان فارس دانسته‌اند».(1)

 لقب تمّار را از این جهت به میثم داده‌اند که وی در کوفه خرما فروش بود.(2)

ابن حجر عسقلانی می‌نویسد:

میثم برده زنی از بنی اسد بود . علی (علیه‌السّلام) او را خریداری کرد و آزاد نمود ولی او به گونه ای دیگر اسیر شد ، اسیر ولای علی و محبت و عشق او . وى شیفته آن بود که از محضر امیر مؤمنان على (علیه اسلام) علم و حکمت بیاموزد. از این رو دل و جان خود را دربست در اختیار معارف علوم علوى گذاشت. حضرت (علیه اسلام) نیز که او را لایق و با استعداد یافت, دانش و حکمت هاى فراوانى به وى آموخت, حتى برخى اسرار را که به هر کس نمى توان گفت و آگاهى از حوادث آینده و بلاها و فتنه هاى زمانه را در اختیار او گذاشت. از این رو میثم تمّار را (صاحب سرّ) امیر المؤمنین مى دانند.(3)

 

نحوه شهادت میثم تمار
پس از آن که ولایت کوفه به عبیدالله بن زیاد سپرده شد و او آهنگ کوفه نمود، هنگامی که می‌خواست وارد کوفه شود، پرچمش به درخت نخلی آویخت و پاره شد. او این اتّفاق را به فال بد گرفت و فرمان داد تا آن نخل را قطع کنند. مرد نجّاری آن نخل را خرید و آن را چهار پاره کرد. میثم می‌گوید: «به پسرم صالح گفتم: میخی آهنین بردار و نام من و پدرم را روی آن حک کن و آن را بر یکی از پاره‌های آن درخت بکوب. چند روز که از آن گذشت، گروهی از بازاریان کوفه نزد من آمدند و گفتند: ای میثم، برخیز و با ما بیا تا به نزد امیر عبیدالله بن زیاد برویم و نزد او از مسؤول بازار شکایت کنیم و از او بخواهیم تا او را عزل و شرّش را از سر ما کم کند و کسی غیر از او را بر ما بگمارد. میثم می‌گوید: هنگامی که نزد امیر آمدیم من سخنگوی آن گروه شدم. امیر کاملاً به سخن من گوش داد و از تواناییم در سخن دانی در شگفت شد. در این هنگام بود که عَمر و بن حُرَیث به عبیدالله بن زیاد گفت: امیر به سلامت باد! آیا این گوینده را می‌شناسی؟ عبیدالله گفت: مگر او کیست؟! عمرو بن حریث گفت: این میثم تمّار است؛ همان دروغ گوی دوستدار دروغگو…میثم می‌گوید: در این هنگام، امیر که نشسته بود کمر راست کرد و (روی به من نمود و) گفت: او چه می‌گوید؟! گفتم: دروغ می گوید. امیر به سلامت باد! بلکه من راستگوی دوستدارِ راستگو، علی بن ابی طالب، امیرِ بر حقّ مؤمنان هستم. عبیدالله بن زیاد (برآشفت و) به من گفت: یا از علی بیزاری می‌جویی و از بدی‌هایش می‌گویی و به عثمان ابراز دوستی می‌کنی و در فضایلش سخن می‌رانی و یا این دست‌ها و پاهایت را قطع و تو را مصلوب می‌کنم. در این لحظه میثم به گریه می‌افتد.

عبیدالله بن زیاد به رییس قوم میثم اصرار می‌کند و به او فشار می‌آورد که میثم را تحت پیگرد قرار دهد و او نیز بی درنگ به قادسیه، که در فاصلة یک منزلی کوفه است می‌رود و به محض این که میثم از مکّه باز می‌گردد او را دستگیر می‌کند.
 عبیدالله بن زیاد به او می‌گوید: از سخنی به گریه افتاده‌ای که هنوز عملی نشده؟! میثم پاسخ می‌دهد: والله که نه از این سخن می‌گریم و نه از عملی شدن آن؛ بلکه از این می‌گریم که (سال‌ها پیش) وقتی که سید و مولایم این (تصمیم تو) را به من خبر داد، در دلم شک افتاد. عبیدالله بن زیاد می‌گوید: مگر او به تو چه گفته بود؟ میثم پاسخ می‌دهد: روزی به در خانة او (یعنی امام علی) آمدم. اهل خانه به من گفتند: باور کن که او خوابیده است. من صدا زدم: بیدار شو. ای به خواب رفته! والله که محاسنت از خون سرت رنگین خواهد شد. حضرت از خواب بیدار شد و فرمود: راست می‌گویی و تو (نیز بدان که) والله، دست‌ها و پاها و زبانت قطع ‌شود و مصلوب ‌شوی. من گفتم: چه کسی با من چنین می‌کند ای امیر المؤمنین؟! حضرت فرمود: آن گستاخِ زنا زاده، آن پسرِ کنیزِ زناکار، عبیدالله بن زیاد تو را دستگیر (و با تو چنین می‌کند).


 

 پس از این سخنان میثم، عبیدالله بن زیاد با قلبی پُر کینه گفت: والله که دست‌ها و پاهایت را قطع می‌کنم، ولی زبانت را رها می‌کنم تا تو و مولایت را تکذیب کرده باشم. آن‌گاه به فرمان او دستها و پاهای میثم را قطع می‌کنند و سپس بیرونش می‌برند و مصلوبش می‌کنند. در همان حال، میثم تمّار شروع به گفتن فضائل علی علیه السلام برای مردم می‌کند. عمرو بن حریث به عبیدالله ابن زیاد خبر می‌دهد که اگر سخنان میثم ادامه پیدا کند، خوف شورش کوفیان می‌رود، لذا باید دستور بدهد تا زبانش را ببرند. عبیدالله نیز فرمان می‌دهد. مأمور نزد میثم می‌آید و می‌گوید:

ای میثم! او می‌گوید: چه می‌خواهی؟ مأمور می‌گوید: زبانت را بیرون بیاور که امیر به من فرمان داده تا آن را قطع کنم. میثم می‌گوید: مگر آن پسرِ کنیزِ زناکار گمان نکرده بود که من و مولایم را تکذیب می‌کند؟! بیا زبانم را بگیر و آن را قطع کن. آن مأمور زبان میثم را قطع می‌کند و میثم مدّتی در خون خود می‌غلتد تا آن که از دنیا می‌رود. صالح، فرزند او می‌گوید: چند روز بعد که از آن‌جا عبور می‌کردم، دیدم که پدرم بر همان پارة نخلی که آن میخ را بر آن کوفته بودم مصلوب شده است.(4)

 
 

نحوه دستگیری میثم تمّار

منابع تاریخی داستان شهادت او را یکسان روایت می‌کنند و تنها در کیفیت دستگیری او اختلاف دارند. اگر ما سه متن تاریخی نخست را مرور کنیم به دو گونه روایت بر می‌خوریم:

1. میثم با بازاریان کوفه نزد عبیدالله ابن زیاد می‌رود تا علیه مسؤول بازار شکایت کنند و از وی بخواهند او را بر کنار کند و شخص دیگری را به جای او بگمارد و هنگامی که میثم پیشاپیش آنان و به نمایندگی از آنها با عبیدالله سخن می‌گوید، او از سخندانیش در شگفت می‌شود. در این بین، عمرو بن حریث، عبیدالله را متوجّه می‌کند که او یکی از یاران علی علیه السلام است و عبیدالله نیز همان‌جا او را دستگیر می‌کند.

به فرمان ابن زیاد دستها و پاهای میثم را قطع می‌کنند و سپس بیرونش می‌برند و مصلوبش می‌کنند. در همان حال، میثم تمّار شروع به گفتن فضائل علی علیه السلام برای مردم می‌کند. عمرو بن حریث به عبیدالله ابن زیاد خبر می‌دهد که اگر سخنان میثم ادامه پیدا کند، خوف شورش کوفیان می‌رود، لذا باید دستور بدهد تا زبانش را ببرند.
2. عبیدالله بن زیاد به رییس قوم میثم اصرار می‌کند و به او فشار می‌آورد که میثم را تحت پیگرد قرار دهد و او نیز بی درنگ به قادسیه، که در فاصلة یک منزلی کوفه است می‌رود و به محض این که میثم از مکّه باز می‌گردد او را دستگیر می‌کند.

از این دو روایت، ظاهراً دومی صحیح است، البتّه اگر بپذیریم که او مناسک حج را تمام کرده و راهی که بیش از بیست روز زمان می‌برده تا کسی را به کوفه برساند، را با تلاش و بدون توقّف طی کرده و در عرض یک هفته خود را به کوفه رسانده باشد. در این صورت است که می‌‌توان گفت که میثم در قادسیه، به دست رییس قوم خود دستگیر می‌شود و او میثم را به نزد عبیدالله بن زیاد می‌برد و پس از آن گفتگویی که میانشان در می‌‌گیرد، به دستور عبیدالله به قتل می‌رسد،


 

 لیکن ابتدا او را به زندان می‌افکنند؛ زیرا ابراهیم بن محمّد ثقفی در «الغارات» می‌نویسد: «عبیدالله او و مختار بن ابی‌عبیده را به زندان افکند و در زندان، میثم تمّار به مختار گفت: تو به زودی آزاد می‌شوی و برای انتقام خون حسین قیام می‌کنی و همین کسی که قصد کشتن تو را دارد را می‌کشی.»(5)

 

مدتى پیکر پاک و مطهر میثم پس از شهادتش بر سر داربود. ابن زیاد براى اهانت‏ بیشتر به میثم اجازه نداد که بدن‏ مقدس او را فرود آورده و به خاک بسپارند به علاوه مى‏خواست ‏با استمرار این صحنه، زهر چشم بیشترى از مردم‏ بگیرد و به آنان بفهماند که سزاى مدافعان و پیروان‏على(علیه اسلام) چنین است، ولى غافل از آن بود که شهید، حتى پس از شهادتش هم، راه نشان مى‏دهد، الهام مى‏بخشد، امید مى‏آفریند و مایه ترس و تزلزل حکومتهاى جور و ستم است

پیکر مطهر وی چندی بعد توسط عده ای از علویان به طور مخفیانه پایین آورده شد و به طور ناشناس به خاک سپردندش ابن زیاد از جسم بی جان میثم هم در هراس بود دستور داد که هر طور شده جسد وی را بیابند اما به لطف خدا موفق نشدند .

مرقد میثم تمّار در چند صد متری مسجد کوفه و در کنار خیابان اصلی کوفه - نجف قرار دارد . بر روی قبر مطهر میثم ضریحی کوچک و بر بالای آن گنبدی آبی رنگ وجود دارد و گواه پیروزى حق و شاهد رسوایى و نابودى باطل است.

 

پی نوشت ها:

1-  محدثی / جواد / چاپ اوّل / ص 10

2-  میثم تمار / ص 10

3- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید /همان / ص292 ؛ رجال کشّى / ص 86

4. شریف رضی، خصائص الأئمّه، ص54

5. ابراهیم بن محمّد ثقفی، الغارات، ج2، ص796

 منبع:سایت تبیان

اشتراک گذاری این مطلب!

غدیر در کلام معصومین(ع )

رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله):

روز غدیرخم برترین عیدهای امت من است و آن روزی است که خداوند بزرگ دستور داد، آن روز برادرم علی ابن ابی طالب را به عنوان پرچمدار امتم منصوب کنم، تا بعد از من مردم توسط او هدایت شوند، و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین برای آنان پسندید.

(امالی صدوق – ص 125 – ح 8)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

روز غدیرخم عید بزرگ خداست، خدا پیامبری مبعوث نکرده، مگر اینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان، روز عهد و پیمان در زمین، روز پیمان محکم و حضور همگانی است.

وسائل الشیعه – 5 -224- ح1

امام کاظم (علیه السلام):

ولایت علی در کتابهای همه پیامبران ثبت شده است و هیچ پیامبری مبعوث نشده، مگر با میثاق نبوت محمد(صلی الله علیه و آله) و امامت علی (علیه السلام)

(سفینه البحار 2 – 691)

حضرت زهرا(سلام الله علیها)

خداوند پس از غدیر خم برای هیچ کس عذری نگذاشته است.

(مسائل الامامه – ص 38)

امام حسین (علیه السلام)

خداوند متعال، پیامبرش را به همه آداب تربیت کرد، وقتی که آن حضرت آن آداب را در روح و روان خود استوار ساخت، خداوند امر رهبری را به او واگذار نمود و خطاب فرمود: آنچه را پیامبر برای شما آورد بگیرید، و از آنچه شما را نهی کرد دوری نمایید. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیز علی (علیه السلام) را به همه این آداب پرورش داد، وقتی که علی (علیه السلام) را در روح و روان خود استوار و محکم ساخت، مسئولیت امامت را به او واگذار کرد و در روز غدیر فرمود هرکه من مولی و رهبر اویم، پس علی مولی و رهبر اوست.

(موسوعه الامام علی ابن ابی طالب(علیه السلام) ج 2 – 232 و 233)

امام حسن مجتبی(علیه السلام)

مسلمانان پیامبر (صلی الله علی و آله) را دیدند و از او شنیدند آن هنگام را که دست پدرم را در روز غدیر خم گرفت و خطاب به آنها فرمود: کسی که من مولی و رهبر او هستم، پس علی مولی و رهبر اوست

اشتراک گذاری این مطلب!

حضرت علی(ع) چرا از همسر خود دفاع نکرد؟

شبهات_وهابیت 

💢شیعیان علی را شجاع و پهلوان عرب میدانند، پس چرا درماجرای غصب خلافت و حمله به خانه اش، از همسر خوددفاع نکرد؟

يكى از مهمترين شبهاتى كه وهابي‌ها با تحريك احساسات مردم، به منظور انكار قضيه هجوم عمر بن خطاب و كتك زدن فاطمه زهرا سلام الله عليها مطرح مى‌كنند، اين است كه چرا اميرمؤمنان عليه السلام از همسرش دفاع نكرد؟ مگر نه اين كه او اسد الله الغالب و شجاع‌ترين فرد زمان خود بود و…

عالمان شيعه در طول تاريخ از اين شبهه‌ پاسخ‌هاى گوناگونى داده‌اند كه به اختصار به چند نكته بسنده مى‌كنيم.

✅عكس العمل تند حضرت در برابر عمر بن خطاب:

اميرمؤمنان عليه السلام در مرحله اول و زمانى كه آن‌ها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واكنش نشان داد و با عمر برخورد كرد، او را بر زمين زد، با مشت به صورت و گردن او كوبيد؛ اما از آن جايى كه مأمور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا صلى الله عليه وآله صبر پيشه كرد. در حقيقت با اين كار مى‌خواست به آن‌ها بفهماند كه اگر مأمور به شكيبائى نبودم و فرمان خدا غير از اين بود، كسى جرأت نمى‌كرد كه اين فكر را حتى از مخيله‌اش بگذراند؛ اما آن حضرت مثل هميشه تابع فرمان‌هاى الهى بوده است.

سليم بن قيس هلالى كه از ياران مخلص اميرمؤمنان عليه السلام است، در اين باره مى‌نويسد:

عمرآتش طلبيد و آن را بر در خانه شعله ‏ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد! حضرت زهرا عليها السّلام به طرف عمر آمد و فرياد زد: يا ابتاه، يا رسول اللَّه! عمر شمشير را در حالى كه در غلافش بود بلند كرد و بر پهلوى فاطمه زد. آن حضرت ناله كرد: يا ابتاه! عمر تازيانه را بلند كرد و بر بازوى حضرت زد. آن حضرت صدا زد:

يا رسول اللَّه، ابوبكر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتار مى‌كنند»!

علي عليه السّلام ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت كشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش كوبيد و خواست او را بكشد؛ ولى به ياد سخن پيامبر صلى الله عليه وآله و وصيتى كه به او كرده بود افتاد، فرمود: اى پسر صُهاك! قسم به آنكه محمّد را به پيامبرى مبعوث نمود، اگر مقدرّات الهى و عهدى كه پيامبر با من بسته است، نبود، مى‏دانستى كه تو نمى‏توانى به خانه من داخل شوى»

✅تسليم وصيت پيامبر اكرم (ص):

اميرمؤمنان عليه السلام در تمام دوران زندگي‌اش، مطيع محض فرمان‌هاى الهى بوده و آن‌چه او را به واكنش وامى‌داشت، فقط و فقط اوامر الهى بود و هرگز به خاطر تعصب، غضب و منافع شخصى از خود واكنش نشان نمى‌داد.

آن حضرت از جانب خدا و رسولش مأمور به صبر و شكيبائى در برابر اين مصيبت‌هاى عظيم بوده است و طبق همين فرمان بود كه دست به شمشير نبرد.

امر دائر بود بين اين كه اميرمؤمنان عليه السلام اساس اسلام را حفظ نمايد و از حق خود بگذرد؛ يا اين كه بر آن عده اندك حمله نموده و آن‌ها را از دم تيغ بگذراند و در عوض دشمنان اسلام و منافقين با استفاده از اين فرصت اساس اسلام را به خطر بيندازند، اميرمؤمنان عليه السلام راه دوم را برگزيد و با اين فداكارى دين اسلام را براى هميشه حفظ و دشمنان اسلام را نا اميد كرد و به طور قطع اين تصميم عاقلانه‌تر بوده است.

✅در خطبه سوم نهج البلاغه مى‌فرمايد:

در اين انديشه فرو رفته بودم كه: با دست تنها (با بى ياورى) به پا خيزم (و حق خود و مردم را بگيرم) و يا در اين محيط پر خفقان و تاريكيى كه پديد آورده‏اند صبر كنم، محيطى كه: پيران را فرسوده، جوانان را پير، و مردان با ايمان را تا واپسين دم زندگى به رنج وا مى‏دارد.

✅(عاقبت) ديدم بردبارى و صبر به عقل و خرد نزديكتر است؛ لذا شكيبائى ورزيدم؛ ولى به كسى مى‏ماندم كه: خاشاك چشمش را پر كرده، و استخوان راه گلويش را گرفته، با چشم خود مى‏ديدم، ميراثم را به غارت میبرند.

 منابع:كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص568

خطبه سوم نهج البلاغه

اشتراک گذاری این مطلب!

چرا خواص از دستور خداوند در غدیر خم #تبعیت نکردند؟

✅با وجود همه مدارک و اسناد مسلم تاریخی که در منابع دسته اول اهل سنت وجود دارد، با وجود تاکید شدید و صریح خداوند در #منصوب نمودن امیرالمومنان، و علیرغم تاکیدات واضح پیامبر اسلام، چرا بلافاصله پس از #ارتحال ایشان، خواص(ابوبکر، عمر، انصار و مهاجر) از دستور الهی #تبعیت نکردند؟

✅طبیعتا نمیتوان گفت همگی فراموش کردند، از طرفی بسیاری از اصحاب نظیر سلمان،ابوذر، طلحه و زیبر… با انتخاب ابوبکر #مخالفت کرده و در خانه علی(ع) تجمع نمودند.

✅دلایل سیاسی و اجتماعی زیادی در عدم #تبعیت خواص میتوان برشمرد، اما در اینجا بهتر است از بُعد روانشناختی به #شخصیت خواص پرداخت.

✅بدون شک یکی از دلایل عدم تبعیت از دستور خداوند، #حسادت سران به قریش و انصار به جوان ۳۳ ساله ای بود که در مدح و منزلت او آیات فراوانی نازل شده بود.

امير المؤمنين عليه السلام، #حسادت ديگران را سبب دور شدن خلافت از خودش مي داند، چگونه قومتان شما را از اين مقام [يعنى خلافت] باز داشتند، در حالى كه، از ديگران سزاوارتر بدان بوديد چنين پاسخ دادند که آنها نسبت به ایشان #حسادت داشتند.

خطبه ۱۶۲ نهج البلاغه

دلیل دیگر را باید در #كينه قريش از كشته شدن پهلوانانشان توسط امير المؤمنين عليه السلام جستجو کرد.

✅ابن طاوس از پدرش نقل مي كند كه گفت : به امام سجاد عرض كردم : چرا قريش علي عليه السلام را دوست نداشت ؟

فرمود : چون سران آنان را به #جهنم فرستاد و براي بازماندگانشان جز عار وننگ چيزي باقي نگذاشت.

تاريخ مدينة دمشق ، ج 42 ، ص 290 .

✅علي عليه السلام مي گويد: 

از رسول خدا(ص) پرسيدم: چرا گريه مي كني ؟ فرمود : كينه هايي در سينه ها حبس شده اند كه پس از رفتن من سرباز خواهند نمود.

عرض كردم : آيا دين من سالم خواهد ماند؟

فرمود: آري دينت سالم مي ماند.

المعجم الكبير،ج11 ، ص60

✅اساسا در عرصه #سیاست بررسی شخصیت و بُعد روانشاختی خواص بسیار اهمیت دارد، همانگونه که در ماجرای فتنه سال ۸۸ رهبر انقلاب نیز ریشه برخی از مخالفتها را در #کینه شخصی افراد از نظام به دلیل کنار ماندن از پست و مقام یا شنیدن پاسخ منفی میدانستند.

#علیرضا_زادبر

https://t.me/joinchat/AAAAADvV7pY_b_pIaHwEmg

اشتراک گذاری این مطلب!

امتیاز سادات؟!

 آیا امتیاز سیادت بگونه‌ای است که مجازات سادات گناهکار کمتر از دیگران باشد؟

سادات به جهت انتساب به پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) از برخی شرافت‌ها و امتیازات برخوردارند،اما در مقابل، اشتباهات یک سید نیز ممکن است مجازات‌های بیشتری را برای او به دنبال داشته باشد. از امام رضا(ع) در این باره سؤال شد، ایشان فرمودند؛ منکران از نسل ما برایشان دو برابر گناه نوشته می‌شود و نیکو کاران از ما دو برابر پاداش خواهند داشت: «سألت الرضا (ع) قلت له الجاحد منکم و من غیرکم سواء فقال الجاحد منا له ذنبان و المحسن له حسنتان»

کلینی، محمد بن یعقوب، کافی،جلد 1صفحه 378 

اشتراک گذاری این مطلب!

حکایت خواندنی مقام معظم رهبری از میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

​🔸

🔹مرحوم حاج میرزا جواد آقاى تبریزى معروف -که از بزرگان اولیا و عرفا و مردان صاحب‌دلِ زمان خودش بوده است- اوایلى که براى تحصیل وارد نجف شد، با این‌که طلبه بود ولى به شیوه اعیان و اشراف حرکت مى‌کرد. نوکرى دنبال سرش بود و پوستینى قیمتى روى دوشش مى‌انداخت و لباس‌هاى فاخرى مى‌پوشید؛ چون از خانواده اعیان و اشراف بود و پدرش در تبریز ملک‌التجار بوده یا از خانواده ملک‌التجار بودند. 

🔹ایشان طلبه و اهل فضل و اهل معنا بود و بعد از آن‌که توفیق شامل حال این جوان صالح و مؤمن شد، به درِ خانه عارف معروف آن روزگار، استاد علم اخلاق و معرفت و توحید، مرحوم آخوند ملاحسینقلى همدانى -که در زمان خودش در نجف، مرجع و ملجأ و قبله اهل معنا و اهل دل بوده است و حتّى بزرگان مى‌رفتند در محضر ایشان مى‌نشستند و استفاده مى‌کردند- راهنمایى شد.

🔹روز اولى که مرحوم حاج میرزا جوادآقا، با آن هیئتِ یک طلبه اعیان و اشراف متعین به درس آخوند ملاحسینقلى همدانى مى‌رود، وقتى‌که مى‌خواهد وارد مجلس درس بشود، آخوند ملاحسینقلى همدانى، از آن‌ جا صدا مى‌زند که همان‌جا -یعنى همان دمِ در، روى کفش‌ها- بنشین. حاج میرزا جواد آقا هم همان‌جا مى‌نشیند. البته به او بر مى‌خورد و احساس اهانت مى‌کند، اما خودِ این و تحمل این تربیت و ریاضت الهى او را پیش مى‌برد. جلسات درس را ادامه مى‌دهد. استاد را -آن‌چنان‌که حق آن استاد بوده- گرامى مى‌دارد و به مجلس درس او مى‌رود.

🔹این، شکستن آن منِ متعرضِ فضولِ موجب شرکِ انسانى، در وجود انسان است. این، آن منیت و خودبزرگ‌بینى و خودشگفتى و براى خود ارزش و مقامى در مقابل حق قایل شدن را از بین مى‌برد و او را وارد جاده‌اى مى‌کند و به مدارج کمالى مى‌رساند که مرحوم میرزا جواد آقاى ملکى تبریزى به آن مقامات رسید. او در زمان حیات خود، قبله اهل معنا بود و امروز قبر آن بزرگوار، محل توجه اهل باطن و اهل معناست.

🔹بنابراین قدم اول، شکستن منِ درونى هر انسانى است که اگر انسان، دائم او را با توجه و تذکر و موعظه و ریاضت -همین‌طور ریاضت‌ها- پَست و زبون و حقیر نکند، در وجود او رشد خواهد کرد و فرعونى خواهد شد.۱۳۶۹/۰۱/۳

🗓 یازدهم ذیحجه، سالروز وفات عارف بزرگ، میرزا جوادآقا تبریزی

🆔 @Rasayeandisheh

اشتراک گذاری این مطلب!

ثمرات حکومت اسلامی برای حوزه

گسترش توجه به دين و معنویت در سطح عالم، راز تجدید حیات حوزه، ارزش‌های انقلاب است.

جوهر حيات و رشد و بالندگى حوزه، مرهون انقلاب اسلامى و امام(ره) و مجاهدت‌هاى ايثارگران است.

انقلاب اسلامی، يك راه تازه در زندگي انسان باز كرده است. 

خط كلّى نظام اسلامى، رسيدن به تمدّن اسلامى است. 

بازگشت به عرصهء اجتماعی، حق انقلاب بر حوزه است. 

زمینهء ایجاد پايگاه‌هاي رفيع سياسي، اقتصادي و انساني برای حوزه در دنیا

مطرح شدن اسلام به عنوان يك پرچم برافراشته و سخن جاذبه‏دار و داعيه‏دار بعد از سال‌ها اضمحلال و انزواى مطلق در تمام دنيا

اقامه دین، به جای درس و بحث صرف، محور حرکت حوزه‌ها شد.

ایجاد فضاى مناسب براى رشد و تكامل حوزه

ارتقاء جایگاه و نفوذ روحانیت

ارتقاء سطح اندیشه و فکر و نگرش به مسائل حوزه به برکت انقلاب و نهیبی که امام(ره) به حوزه‏ها زد و همه را بیدار کرد.

 منبع: نشریه حاشیه

اشتراک گذاری این مطلب!

برترین نعمت پس از اسلام

 عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ النَّبِيُّ ص مَا اسْتَفَادَ امْرُؤٌ مُسْلِمٌ فَائِدَةً بَعْدَ الْإِسْلَامِ أَفْضَلَ مِنْ زَوْجَةٍ مُسْلِمَةٍ تَسُرُّهُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهَا وَ تُطِيعُهُ إِذَا أَمَرَهَا وَ تَحْفَظُهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا فِي نَفْسِهَا وَ مَالِهِ.

🔻امام صادق(ع) از پدران بزرگوارش از پیامبر(ص) روایت کرد که فرمود:

🔹پس از اسلام برترین نعمتی که یک مرد مسلمان از آن بهره‌مند می‌شود،

◽️همسر مسلمانی است که چون به او بنگرد شاد شود

◽️ و  آن زن خواسته شویش را برآورده سازد

◽️و در غیابش به او وفادار باشد و دارایی‌های او را حفظ کند.

📚 کافی، شیخ کلینی، ج5، ص327

اشتراک گذاری این مطلب!

من تا به حال پولی برای منبر نگرفتم

​🔻توصیه‌های آیت‌الله شاه‌آبادی در آستانه آغاز سال تحصیلی حوزه علمیه

❇️ مقام غنا و بی‌نیازی

عین نیاز بودن، مقام غناست. 

فقر محض و فقر کامل همان غنای کامل است.

تا فقیر نشوی غنی نمی‌شوی. 

این آیه شریف قرآن است که می فرماید:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ 

ﺍﻯ ﻣﺮﺩم ! ﺷﻤﺎﻳﻴﺪ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ، ﻭ ﻓﻘﻂ ﺧﺪﺍ ﺑﻰ ﻧﻴﺎﺯ ﻭ ﺳﺘﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ( فاطر/15)  

🔹اگر به این مقام رسیدیم دیگر به فکر منبر رفتن برای به دست آوردن پول نیستیم؛ این نوع پول به دست آوردن از گدایی بدتر است.

اگر به خاطر پول منبر رفتیم و به دنبال جای خوش آب و هواتر بودیم یعنی گدایی بیشتر کرده ایم.

اما اگر برای خدا منبر رفتیم قطعا زندگی ما اداره خواهد شد.

🔹من تا الان پولی برای منبر نگرفته‌ام و از گرسنگی هم نمرده‌ام؛ زندگی مرا تا امروز خداوند اداره کرده است.

خودت را به او واگذار کن! برای او درس بخوان! برای او حرف بزن! برای او گوش کن! برای او خدمت کن! 

خبرگزاری‌حوزه

اشتراک گذاری این مطلب!

قرارگاه پدافند هوایی، خط مقدم دفاع از حیثیت و موجودیت کشور است

​✊

حضرت آیت الله خامنه‌ای فرمانده معظم کل قوا ظهر امروز (یکشنبه) در دیدار فرماندهان و مسئولان قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، این قرارگاه را «خط مقدمِ دفاع از حیثیت و موجودیت کشور» خواندند و با اشاره به نقش بی‌بدیل نیروی انسانی در پیشرفت بخشهای مختلف از جمله نیروهای مسلح، تأکید کردند: باید با کار و تلاش بی‌وقفه، استعدادهای پرشمار نیروی انسانی را شکوفا کنید و آن را در خدمت رفع نیازها و کمبودهای کشور قرار دهید.

🔹حضرت آیت الله خامنه‌ای، خدمت در خط مقدم مقابله با تهدیدات را فرصتی ارزشمند برای نیروهای غیور، مؤمن و شریف در قرارگاه پدافند هوایی برشمردند و افزودند: کارهای بسیار خوبی در قرارگاه پدافند هوایی انجام شده است که نشان‌دهنده وجود عزم و انگیزه و توانایی در این نیرو است.

🔹رهبر انقلاب اسلامی، نیروی انسانیِ با سواد، با تدبیر، شجاع و خستگی‌ناپذیر را پایه و اساس غلبه بر موانع و عبور از آنها دانستند و گفتند: پیشرفت‌های فراوان در بخشهای مختلف همچون نیروهای مسلح و همچنین بخش علم و فناوری نشان‌دهنده وجود توانایی در نیروی انسانی #جوان و پر انگیزه کشور است و فرزندان توانای ایران چه در داخل و چه در مراکز علمی و فناوری دنیا مایه افتخار و مباهات هستند.

🔺ایشان، نسخه علاج‌بخشِ مشکلات کشور را بکار گرفتن و فعال کردن این توانایی‌ها و استعدادهای جوشان خواندند و با تقدیر از هماهنگی ارتش و سپاه در قرارگاه پدافند هوایی و همچنین همکاری این قرارگاه با وزارت دفاع و دانشگاهها و مراکز علمی در برطرف کردن نیازها و کمبودها، افزودند: کار و تلاش را با آهنگی پر شتاب‌تر از قبل ادامه دهید و با ارائه #طرحهای_نو و ابتکاری در جهت خودکفایی کشور، به پیش بروید.

منبع:emamvarahbari.blogfa.com

اشتراک گذاری این مطلب!

سرباز شیطان

​💢 مواظب باشید سرباز شیطان نباشید

💠 امام خمینی (ره) : مادامی که وجود شما از حب نفس و حب جاه و شهرت و ریاست به بندگان خدا پر است، نمیتوان مَلٓکات شما را ملکات فاضله دانست و اخلاق شما را اخلاق الهی شمرد.

⚠️ کارکُن در مملکت شما شیطان است.

📚منبع: کتاب شرح_حدیث جنود عقل و عقل

اشتراک گذاری این مطلب!

چرا ظالم ها سالم ترند؟

❓چرا بعضی آدم ها با کوچکترین گناهی تو همین دنیا مجازات میشن .

اما یه سری هر گناهی دلشون می خواد میکنن  و روز به روز هم پیشرفت ؟؟؟

پس عدالت خدا کجاست !!
🌸✨ آدمها سه دسته اند :

عینک

ملحفه

فرش

وقتی یک لکه چایی بنشیند روی عینک بلافاصله آن را با دستمال کاغذی پاک می کنی 

وقتی همان لکه بنشیند روی ملحفه می گذاری سر ماه که با لباسها و ملحفه ها جمع شود و همه را با هم با چنگ می شویی!

اما وقتی همان لکه بنشیند روی فرش میگذاری سر سال با دسته بیل به جانش می افتی .

 خدا هم با بنده های مومنش مثل عینک رفتار می کند. بنده های پاک و زلال که جایشان روی چشم است تا خطا کردند بلافاصله حالشان را می گیرد (البته در دنیا و خفیف)

 دیگران را به موقعش تنبه می کند آن هم با چنگ …

 و آن گردن کلفت هایش را می گذارد تا چرک هاشان جمع شود 

 قرآن کریم می فرماید: ما به کافران مهلت می دهیم تا بر کفر خویش بیافزایند…

و سر سال ( یا قیامت / یا هم دنیا و هم قیامت ) حسابی از شرمندگی شان در می آید

اشتراک گذاری این مطلب!

نگاه های تشنه

نگاه کودکي ات ديده بود قافله را تمام دلهره ها را، تمام فاصله را هزار بار بميرم برات، مي خواهم دوباره زنده کنم خاطرات قافله را تو انتهاي غمي، از کجا شروع کنم خودت بگو، بنويسم کدام مرحله را چقدر خاطره ي تلخ مانده در ذهنت ز نيزه دار که سر برده بود حوصله را چه کودکي بزرگي است اين که دستانت گرفته بود به بازي گلوي سلسله را ميان سلسله ،مردانه در مسير خطر گذاشتي به دل درد، داغ يک گِله را چقدر گريه نکرديد با سه ساله، چقدر به روي خويش نياورده ايد آبله را دليل قافله مي برد پا به پاي خودش نگاه تشنه ي آن کاروان يک دله را هنوز يک به يک، آري به ياد مي آري تمام زخم زبان هاي شهر هلهله را مرا ببخش که مجبور مي شوم در شعر بياورم کلماتي شبيه حرمله را بگو صبور بلا در منا چه حالي داشت که در تلاطم خون ديد قلب قافله را ▪️سيد حميدرضا برقعي شهادت  پنجمین امام،حضرت باقر العلوم تسلیت باد.

اشتراک گذاری این مطلب!

مستجاب نشدن دعا به هشت دلیل

مردی از امام علی علیه السلام پرسید: خداوند در قرآن می فرماید: مرا بخوانید تا دعایتان را اجابت کنم. پس چرا ما دعا می کنیم ولی اجابت نمی شود؟
امام علی (علیه السلام) فرمود: زیرا شما در هشت مورد بی وفایی کردید:
یک: خدا را شناختید ولی حقش را آن گونه که بر شما واجب بود ادا نکردید.
دو: به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ایمان آوردید؛ ولی با سنت و سیره او مخالفت کردید و شریعت او را از بین بردید. پس ثمره ایمان شما چه شد؟
سه: قرآن را خواندید ولی به آن عمل نکردید. گفتید: (قرآن را به گوش و دل می پذیریم )، ولی در عمل با آن به مخالفت برخواستید.
چهار: گفتید: ما راغب بهشتیم ولی در تمام حالات کارهایی انجام می دهید که شما را از بهشت دور می سازد.
پنج: گفتید: ما از آتش دوزخ می ترسیم، ولی در همه حالات به واسطه گناهان و معاصی خود به سوی دوزخ می روید.
شش: نعمت خدای خود را خوردید، ولی سپاسگزاری نکردید.

هفت: خداوند شما را به دشمنی با شیطان دستور داد و فرمود: شیطان دشمن شما است او را دشمن گیرید. به زبان با او دشمنی کردید ولی در عمل، دوست شیطان بودید.
هشت: عیبهای مردم را برابر دیدگانتان قرار دادید و عیبهای خود را پشت سرتان انداختید، در نتیجه کسی را ملامت می کنید که خود به ملامت سزاوارتر از اویید.
حال؛ با این وضع چه دعایی از شما مستجاب گردد در صورتی که شما خودتان درهای دعا و راههای اجابت آن را بسته اید! پس کارهایتان را اصلاح کنید تا خدا دعایتان را مستجاب کند.
علامه مجلسی، بحارالانوار، جلد 9، صفحه 376 – 377

 

اشتراک گذاری این مطلب!

قدری به زنگی معنویتان در این چندسال بنگرید

قدری به زنگی معنویتان در این چندسال بنگرید اگر فرقی نیافتید بدانید که خیلی از قافله عقبید و اگرفرقی یافتید خوشا بحال و روزگارتان.شهيد يوسف قناعت
                                                                      

محمدعلی آن همه خوش برخورد و گشاده رو بود و آن همه حُسن خلق و حُسن معاشرت داشت که اغلب اوقات بشاش و متبسم بود و حرفهایش را به شوخی بیان می کرد. شوخ طبع بود اما هرگز بین این شوخی و مزاح کردنها حرمت کسی را نمی شکست و موجب رنجش کسی نمی شد. همیشه غم و اندوه و رنجهایش را پنهان می کرد و آن همه خوش برخورد بود که گمان نمی کردی درد و اندوهی داشته باشد. حال آن که بزرگترین رنجها همیشه از آن کسانی است که روح بزرگتر و آرمان والاتری داشته باشند… آنها که درد و دغدغه دین دارند هماره. شهید محمدعلی عامریان


منبع : هفته نامه یالثارات الحسین علیه السلام ، شماره 666
منبع کلام شهدا:پايگاه سنگر شهدا

اشتراک گذاری این مطلب!

با این سه گروه مهربان باشیم

🔸أبي عَبْدِ اللَّهِ: إِنِّي لَأَرْحَمُ ثَلَاثَةً وَ حَقٌّ لَهُمْ أَنْ يُرْحَمُوا عَزِيزٌ أَصَابَتْهُ مَذَلَّةٌ بَعْدَ الْعِزِّ وَ غَنِيٌّ أَصَابَتْهُ حَاجَةٌ بَعْدَ الْغِنَى وَ عَالِمٌ يَسْتَخِفُّ بِهِ أَهْلُهُ وَ الْجَهَلَةُ. 🔹امام صادق علیه السلام: من حتما با سه دسته مهربانی می کنم و سزاوار است که با آنها مهربانی شود: 1️⃣ بزرگی که ذلیل شده 2️⃣ ثروتمندی که نیازمند شده 3️⃣عالمی که اطرافیانش و افراد نادان او را سبک می شمارند. 📚خصال، شیخ صدوق، ج1، ص87

اشتراک گذاری این مطلب!

کرامات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها از زبان علماء

کرامت حضرت معصومه علیها السلام نسبت به جوان نخجوانی
حضرت آیت الله مکارم شیرازی می فرمود: «بعد از فروپاشی شوروی و آزاد شدن جمهوری های مسلمان نشین، مردم شیعه نخجوان تقاضا کردند که عده ای از جوانان خود را به حوزه علمیه قم بفرستند تا برای تبلیغ در آن منطقه تربیت شوند.


مقدمات کار فراهم شد و استقبال عجیبی از این امر به عمل آمد. از بین سیصد نفر داوطلب، پنجاه نفری که معدل بالایی داشتند و جامع ترین آن ها بودند برای اعزام به حوزه علمیه انتخاب شدند. در این میان جوانی که با داشتن معدل بالا، به سبب اشکالی که در یکی از چشمانش وجود داشت، انتخاب نشده بود، با اصرار فراوان پدر ایشان، مسؤول مربوطه ناچار از قبول ایشان شد. ولی هنگام فیلمبرداری از مراسم بدرقه از کاروان علمی، مسؤول فیلم برداری دوربین را روی چشم معیوب این جوان متمرکز کرده و تصویر برجسته ای از آن را به نمایش می گذارد. جوان با دیدن این منظره بسیار ناراحت و دل شکسته می شود. وقتی کاروان به قم رسید و در مدرسه مربوطه ساکن شدند، این جوان به حرم مشرف شده و با اخلاص تمام متوسل به حضرت می شود و در همان حال خوابش می برد. در خواب عوالمی را مشاهده کرده و بعد از بیداری می بیند چشمش سالم و بی عیب است.

او بعد از شفا گرفتن به مدرسه بر می گردد. دوستان او با مشاهده این کرامت و امر معجزه آسا، دسته جمعی به حرم حضرت معصومه علیها السلام مشرف شده و ساعت ها مشغول دعا و توسل می شوند. وقتی این خبر به نخجوان می رسد، آن ها مصرانه خواهان این می شوند که این جوان بعد از شفا یافتن و سلامتی چشمش به آن جا برگردد که باعث بیداری و هدایت دیگران و استحکام عقیده مسلمین گردد.»

منبع:http://www.hawzah.net

اشتراک گذاری این مطلب!

شهادت امام جعفر صادق(ع) تسلیت باد

اشتراک گذاری این مطلب!

زندگی رابر 4 چیز بنا نمودم

اشتراک گذاری این مطلب!

آیا در قرآن دلیلی برای شرکت در راهپیمایی روز قدس داریم؟

 خداوند در قرآن میفرمايد:  «ولايَطؤون مَوطئاً يَغيظُ الكفّار… الاّ كُتب لهم به عَملٌ صالح»(سوره توبه، آيه 120)  هيچ حركتدسته جمعى كه كفّار را عصبانى كند، صورت نمى‏گيرد مگر اين كه براى آن، پاداش عمل صالح ثبت مى‏شود.  آرى، رراهپيمايى هايى كه دشمنان اسلام و مسلمين را عصبانى كند، عمل صالح است.  اين راهپيمايى _ها (بخصوص آنگاه كه از طريق وسايل ارتباطى و ماهواره ‏ها منعكس میشود) اگر براى اهداف مقدسى صورت گيرد، نوعى حضور در صحنه، عبادت دسته جمعى و #امر به معروف و نهى از منكر عملى و عامل تقويت روحيّه مردم و تهديددشمن 

اشتراک گذاری این مطلب!

توصیه های آیت الله بهجت در مورد زیارت امام رضا(ع)

آیت‌الله العظمی بهجت می‌فرمود : لازم نیست حوائج خود را در محضر امام بشمرید . حضرت می‌دانند ، مبالغه در دعاها نکنید ! 


1- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه‌السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:
«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»
زیارت امام رضا علیه‌السلام از زیارت امام حسین علیه‌السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

2- به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه‌السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه‌السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

3- اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

4- بسیاری از حضرت رضا علیه‌السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور – کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

5- ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا(ع) خواست او را شفا بدهد، شب، حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود: «غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است.

6- همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. -قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه‌السلام بشمرید. حضرت علیه‌السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه‌السلام به کسی فرمودند: «از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

7- یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم؛ نخست آنکه قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت. دوم، در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی رحمة‌الله علیه مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ عزاداری امام حسین علیه‌السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!»
پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.
«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»
این جمله دو معنی دارد:
معنی اول این که حضرت رضا علیه‌السلام آن روز به کربلا رفته بودند.
معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه‌السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آنجا آتش روشن کردند!

8- کسی وارد حرم حضرت رضا علیه‌السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین – سلام الله علیهم – را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ  رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء است.

9- در همین حرم حضرت رضا علیه‌السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه‌السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف شد. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت است! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت‌نامه می‌خواندند. همین زیارت‌نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارت‌نامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع شد حال آیا حضرت رضا علیه‌السلام وفات کرده است؟

10- حرف آخر این که: عمل کنیم به هر آنچه که می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

اشتراک گذاری این مطلب!

ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﻧﮕﻮ ﭼﺮﺍﺍﺍﺍ...؟!

​📝ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﻣﺮﺩﯼ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﺳﺖ. ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻧﯿﺴﺘﻢ! ﻣﺮﮒ ﮔﻔﺖ: ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﻟﯿﺴﺖ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ. ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺧب ﭘﺲ ﺑﯿﺎ ﺑﺸﯿﻦ ﺗﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻗﻬﻮﻩﺍﯼ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ. ﻣﺮﮒ ﮔﻔﺖ: “ﺣﺘﻤﺎ” ﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﻣﺮﮒ ﻗﻬﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﻭ ﭼﻨﺪ ﻗﺮﺹ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﯾﺨﺖ! ﻣﺮﮒ ﻗﻬﻮﻩ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺖ. ﻣﺮﺩ ﻟﯿﺴﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﺳﻢ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﻟﯿﺴﺖ ﺣﺬﻑ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻟﯿﺴﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ. ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﮒ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻮﺩﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺗﻮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﺎﺭﻡ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺧﺮ ﻟﯿﺴﺖ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻢ. 🔸ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺩﺭ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺗﻮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ، ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺨﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻼﺵ ﮐﻨﯽ، ﺍﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ… 🔸ﮐﻼﻍ ﻭ ﻃﻮﻃﯽ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺯﺷﺖ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﺷﺪﻧﺪ. ﻃﻮﻃﯽ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﮐﻼﻍ ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺭﺿﺎﯼ ﺧﺪﺍ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻃﻮﻃﯽ ﺩﺭ ﻗﻔﺲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮐﻼﻍ ﺁﺯﺍﺩ… 🔸ﭘﺸﺖ ﻫﺮ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺍﯼ ﺣﮑﻤﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﻮﯼ! ﭘﺲ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﻧﮕﻮ ﭼﺮﺍﺍﺍﺍ…؟!

اشتراک گذاری این مطلب!

دیدار شاعران با رهبری

حجت الاسلام زکریا اخلاقی
مدیر سطح 4و شاعر توانمند شهر میبد در دیدار با رهبری شب نیمه رمضان

اشتراک گذاری این مطلب!

روزه وفضیلت آن

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم:
اعمالی که فرزندان آدم انجام می دهند از آن خود آنهاست مگر روزه که از من است وپاداش آن را من می دهم.

اشتراک گذاری این مطلب!

چرا امام اجازه می داد دستش را ببوسند؟

🔹آیت الله حائری شیرازی تواضع، غذای ساده خوردن نیست. تواضع، «به وظیفه عمل کردن» است. اگر وظیفه انسان بالای مجلس نشستن است، همین ثواب را دارد. امام در دوره شاه از زندان آزاد شد. خدا رحمت کند برادرم آمده بود امام راحل را در این وضعیت دیده بود. گفت دو تا متکا این طرف و آنطرف امام گذاشته بودند. مردم می آمدند و دست امام را بوسه می زدند! امام دستش را نمیکشید! این تواضع است. چون وظیفه‎اش است. می خواهد قدرت خودش را به رژیم نشان بدهد. می خواهد ارادت مردم را به اینها نشان دهد. وگرنه این نیست که از دست بوسیدن لذت ببرد. وظیفه‎اش را انجام می داد.  مأمون به امام رضا(ع) تکلیف کرد که ولیعهد باشد، حضرت گفت: این کار را از من نخواه. گفت: اختیاری نیست. می خواهی با من مقابله کنی؟ من هم نوع دیگری رفتار می کنم؛ یعنی تو را می کشم. حضرت کرهاً (از روی کراهت) قبول کرد. حالا ولیعهد شده، دو برادر بودند به نام حسن بن سهل و فضل بن سهل. اینها همه کاره‎های مأمون هستند. این وزیر ارشد می آید پیش امام رضا -پیش ولیعهد-. حضرت دارند با یکی از یارانشان صحبت می کنند. ایستاده جلوی درب. حضرت به حرفشان ادامه دادند. مدت‎ها اذن (اجازه) داخل شدن به او نمی دهند. بعد حضرت می گوید کاری داری؟ اجازه می دهند که بیاید داخل. اما اذن نشستن را به او نمی دهند. ایستاده مطلبش را می گوید و حضرت جوابش را می دهند، می رود.  دیگران نباید این کار را بکنند. برایشان خطرناک است. امام در یک تواضعی است نسبت به خدا که این گونه بی اعتنایی ها، او را متکبر نمی کند. او آنچنان ذلت باطنی دارد که این بی اعتنایی ها غرور برایش نمی آورد.  آقای گورباچف، آقای شوارترزنازده را فرستاده بودند که پاسخ پیام امام را به او بدهند. امام خیلی عادی آمد. این وقتی می خواست پیام را بدهد میلرزید. امام هم وقتی که این فرد پیام را ابلاغ کرد گفت: اینها جواب من نیست. دستش را به علامت رد حرکت می داد. گفت: اینها جواب من نیست، من میخواستم دری بر دنیای جدیدی روی شما باز کنم.  ببین! پس اخلاق و تواضع و بندگی خدا کردن، حرف خدا گوش دادن است. تواضع، این است. باید نگاه کند ببیند تکلیف چیست؟ عمده این است که انسان وقتی میخواهد کاری کند حجت داشته باشد. .

اشتراک گذاری این مطلب!

بزرگمرد انقلاب

 استاد شهید مطهّرى از خاطرات خود درباره امام خمینی (رضوان الله علیه) می ‏فرماید: 💠♦️ من قریب دوازده سال در خدمت این مرد بزرگ (امام خمینى) تحصیل کرده ‏ام. وقتى که در سفر اخیر به پاریس به ملاقات و زیارت ایشان رفتم، چیزهایى از روحیه او درک کردم که نه فقط بر حیرت من بلکه بر ایمانم نیز اضافه کرد. وقتى برگشتم، دوستانم پرسیدند: «چه دیدى؟». گفتم: «چهار تا آمَنَ دیدم» :

ادامه »

نقش حضرت خدیجه – رضی الله عنها- در گسترش اسلام

پیامبر اکرم- صلّى الله علیه وسلّم- درحالی که قلبش به‌شدت می‌تپید، نزد خدیجه بنت خویلد برگشت و گفت مرا بپوشانید! او را پوشاندند، تا این‌که هراس از او دور شد. پیامبر اکرم- صلّى الله علیه وسلّم- ماجرا را به اطلاع خدیجه رسانید و گفت: بر خودم می‌ترسم و احساس خطر می‌کنم. خدیجه گفت: نه هرگز، سوگند به خدا که خداوند تو را خوار نمی‌کند؛ تو پیوند خویشاوندی را برقرار می‌داری و بینوایان را کمک می‌کنی و بار دیگران را بر دوش می‌کشی و مهمان‌نواز هستی و کسانی را که در راه حق دچار گرفتاری و مشکلات می‌شوند، یاری می‌دهی.

ادامه »

ماه رمضان و اهميت آن در قرآن

1 3 4 5 ...6 7