مذهب شيعه در چه عصرى پديد آمده است؟

آغاز پيدايش تشيع

انديشمندان درباره آغاز پيدايش تشيع، نظرهاى متفاوتى دارند كه آن را به طوركلى به دو دسته مى توان تقسيم كرد:
الف نويسندگان و پژوهش گرانى كه مى گويند تشيع پس از رحلت پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)ايجاد شده است. اينان خود چند دسته اند:
1. گروهى مى گويند تشيع در روز سقيفه پديد آمده است، همان روزى كه گروهى از بزرگان صحابه با صراحت گفتند: على(عليه السلام) اولى به امامت و خلافت است.[1]
2. دسته دوم، پيدايش شيعه را به اواخر خلافت عثمان مربوط مى دانند و انتشار آراى عبدالله بن سبا در اين زمان را به پيدايش تشيع ربط مى دهند.[2]
3. گروه ديگرى معتقدند شيعه در روز فتنه الدار(روز قتل خليفه سوم)پديد آمده است. پس از اين روز، پيروان على(عليه السلام) كه همان شيعيان بودند، در مقابل خون خواهان عثمان(عثمانيان)قرار گرفتند.

...

ابن نديم مى نويسد:» وقتى طلحه و زبير با على(عليه السلام)مخالفت كردند و جز به خون خواهى عثمان به چيزى ديگر قانع نشدند، على خواست با آن ها بجنگد تا سر به فرمان حق نهند. آن روز، كسانى را كه از او پيروى كردند، به نام شيعه خواندند و او خود نيز به آن ها مى گفت: شيعيان من.»[3]ابن عبد ربه اندلسى نيز مى گويد: «شيعيان كسانى هستند كه على را بر عثمان تفضيل دادند».[4]


4. دسته چهارم معتقدند كه تشيع پس از ماجراى حكميت تا شهادت على(عليه السلام)به وجود آمده است.[5]
5. دسته پنجم نيز آغاز تشيع را به واقعه كربلا و شهادت امام حسين(عليه السلام)ربط مى دهند.[6]

ب در مقابل اين ها، پژوهش گرانى معتقدند كه تشيع در عصر رسول خدا(صلى الله عليه وآله)ريشه دارد. از ميان دانشمندان شيعه، مرحوم كاشف الغطا،[7] شيخ محمدحسين مظفر،[8] محمدحسين زين عاملى [9]و از ميان علماى اهل سنت، محمد كرد على مى گويند: شمارى از صحابه در عصر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)به شيعه على معروف[10] بودند.
با توجه به اين نظرها مى توان گفت ايام سقيفه، اواخر خلافت عثمان، جنگ جمل، حكميت و حادثه كربلا از دوره هاى اثر گذار بر تاريخ تشيع است. افزون بر آن، وجود شخصى به نام عبدالله بن سبا مورد ترديد است. با همه اين ها پيدايش تشيع در يكى از اين دوره ها درست به نظر نمى رسد.

بررسى احاديث نبوى نشان مى دهد كه واژه شيعه پيش از همه از زبان رسول خدا، محمد مصطفى(صلى الله عليه وآله) در احاديث متعددى براى ناميدن دوستداران على(عليه السلام) به كار رفته است. اينك به اين موارد اشاره مى كنيم كه همه آن ها در منابع اهل سنت آمده است.
مسعودى نوشته است: عباس بن عبدالمطلب مى گويد: «روزى نزد رسول خدا(صلى الله عليه وآله)بوديم كه ناگهان على بن ابى طالب وارد شد. همين كه چشم پيامبر(صلى الله عليه وآله)به على(صلى الله عليه وآله)افتاد، چهره اش شكفت. عرض كردم: يا رسول الله! شما به خاطر ديدن اين پسر چهره تان باز شد! فرمود: عمو، به خدا سوگند! خداوند او را بيش از من دوست دارد. هيچ پيامبرى نيست مگر اين كه اولادش از صلب خود اوست، ولى اولاد من پس از من، از نسل على هستند. در روز قيامت، مردم را به نام خود و نام مادرشان بخوانند براى اين كه خداوند پرده پوشى مى كند جز على و شيعيانش كه آنان را به نام خود و نام پدران شان صدا مى زنند».[11]
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) به على(عليه السلام) فرمود: «خدا گناهان شيعيان و دوستداران شيعيان تو را بخشيده است».[12] هم چنين پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرموده است: «تو و شيعيانت در حوض كوثر بر من وارد مى شويد. از آن سيراب خواهيد شد و صورت تان سفيد است و دشمنان تو تشنه و در غل و زنجير بر من وارد مى شوند.» پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)در حديثى طولانى درباره فضايل على(عليه السلام) به دخترش فاطمه(عليها السلام)مى فرمايد: «يا فاطمه! على و شيعيان او رستگاران فردا هستند».[13] هم چنين رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)فرمود: «يا على ! خدا، گناهان تو، خاندانت و شيعيان و دوستداران شيعيانت را بخشيده است…».[14]
حتى گفتنى است رواياتى نيز از رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) درباره بعضى شيعيان از زبان مخالفان شيعه نقل شده است. براى نمونه، عايشه درباره حجر بن عدى نقل كرده است: آن گاه كه معاويه پس از قتل حجر و يارانش حج گزارد و به مدينه آمد، عايشه به او گفت: «معاويه! هنگامى كه حجر و يارانش را مى كشتى، حلمت كجا رفته بود؟ آگاه باش كه از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) شنيدم كه فرمود: جماعتى در محلى به نام «مرج عذرا» كشته مى شوند كه اهل آسمان ها براى قتل آنان خشمگين مى شوند.»[15]
چون اين احاديث انكار شدنى نيستند و محدثان بزرگ اهل سنت آن را نقل كرده اند، بعضى نويسندگان اهل سنت به تأويل نارواى آن دست زده اند. ابن ابى الحديد مى گويد: «منظور از شيعه كه در روايات متعدد، به آنان وعده بهشت داده شده است، كسانى هستند كه به برترى على(عليه السلام) بر همه خلق قايل هستند. بدين گونه، عالمان معتزلى ما در تصانيف و كتاب هايشان نوشته اند: در حقيقت ما شيعه هستيم و اين حرف اقرب به سلامت و اشبه به حق است».[16]

ابن حجر هيثمى نيز در كتاب «الصواعق المحرقه فى الرد على اهل البدع و الزندقة» هنگام نقل اين احاديث گفته است: «منظور از شيعه در اين احاديث، شيعيان نيستند، بلكه منظور، خاندان و دوستداران على هستند كه مبتلا به بدعت سب اصحاب نشوند.»[17].
مرحوم مظفر در پاسخ او مى گويد: «عجيب است كه ابن حجر گمان كرده، مراد از شيعه در اين جا اهل سنت هستند! و من نمى دانم اين به دليل مترادف بودن دو لفظ شيعه و سنى است يا به اين دليل كه اين دو فرقه يكى هستند يا اهل سنت بيشتر از شيعيان، از خاندان پيامبر پيروى كرده اند و آنان را دوست مى دارند؟»[18] مرحوم كاشف الغطاء نيز مى گويد: «با نسبت دادن لفظ شيعه به على(عليه السلام)مى توان مراد را فهميد; زيرا غير از اين صنف، شيعه ديگران هستند».[19]
ظهور معناى شيعه در احاديث و سخنان پيامبر آشكار و روشن است و آنان با اين تأويل ها خواسته اند از پذيرش حقيقت بگريزند. اين را هم بايد دانست كه مصداق شيعه در همان عصر پيامبر مشخص بوده است و عده اى از اصحاب پيامبر در همان زمان به «شيعه على» مشهور بودند.[20]
بنابراين، براساس احاديث موجود، پيش از همه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نام شيعه را بر دوستداران على(عليه السلام)گذاشته است و حوادث ديگرى مانند: سقيفه، جنگ جمل، حكميت و واقعه كربلا بر گسترش اين واژه و آموزه هاى تشيع تأثير داشته اند.

منابع:
[1]. يعقوبى گفته است: شمارى از بزرگان صحابه از بيعت با ابوبكر خوددارى كردند و گفتند: على(عليه السلام) اولى به خلافت است. تاريخ يعقوبى، قم، منشورات الشريف الرضا، 1414 هـ . ق، ج 2، ص124.
[2]. جهاد الشيعة، مختار الليثى، الدكتوره سميرة، بيروت، دار جبل، 1396 هـ . ق، ص25.
[3]. شيعه در تاريخ، محمدحسين زين عاملى، برگردان: محمد رضا عطايى، انتشارات آستان قدس، 1375 هـ . ش، صص33 و 34، برگرفته از: الفهرست ابن نديم، ص249.
[4]. العقد الفريد، احمد بن محمد ابن عبد ربه اندلسى، بيروت، دارالاحياء التراث العربى، 1409 هـ ، ج2، ص230.
[5]. الفرق بين الفرق، ابومنصور عبدالقادر بن طاهر بن محمد البغدادى، قاهره، 1367 هـ ، ص 134.
[6]. اصول اسماعيليه، برگرفته از: برنارد لويس، ص 86.
[7]. دفاع از حقانيت شيعه، برگردان: غلامحسن محرمى، مؤمنين، 1378، ص 48.
[8]. تاريخ منشورات، مكتبة بصيرتى، بى تا، ص4.
[9]. شيعه در تاريخ، ص34.
[10]. تاريخ شيعه، محمدحسين مظفر، مكتبة بصيرتى،(بى تا) ص9، برگرفته از: خطط الشام، ج 5، صص251 ـ 256.
[11]. شيعه در تاريخ، ص42، بر گرفته از: مروج الذهب، ج2، ص51.
[12]. الصواعق المحرقة، ابن حجر الهيثمى المكى، مكتبة قاهره، 1385، ص232.
[13]. المناقب للخوارزمى، اخطب خوارزم، نجف، منشورات المكتبة الحيدرية، 1385، ص 206.
[14]. همان، ص209.
[15]. تاريخ يعقوبى، ابن واضح، منشورات الشريف الرضى، 1414 ه، ج2، ص231.
[16]. شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، بيروت، دارالاحياء التراث العربى، ج20، ص226.
[17]. الصواعق المحرقة، ص 232.
[18]. تاريخ شيعه، ص5..
[19]. دفاع از حقانيت شيعه، صص 48و 49.
[20]. سعد بن عبدالله اشعرى در اين باره مى گويد: «نخستين فرقه، شيعه است».

برگرفته از :مجله صباح شماره 5-6 > نویسنده : غلامحسن محرمى کد: 22

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
نظر خود را نسبت به این وبلاگ اعلام نمائید.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

کودکی پیامبر از زبان رهبر معظم انقلاب(صوتی)

پیوند: http://zitova.ir/uploads/13911105_4993_192k.mp3

ذكر نام مقدس نبى‌اكرم صلّى‌اللَّه‌عليه‌وآله‌وسلّم و شرح گوشه‌هايى از زندگى آن بزرگوار انصافاً كم است و چهره نورانى آن درّةالتاج آفرينش و آن گوهر يگانه عالم وجود براى بسيارى از افراد، آن‌چنان كه شايسته است، روشن نيست - نه تاريخ زندگى آن بزرگوار، نه اخلاق آن بزرگوار، نه رفتار فردى و سياسى آن بزرگوار - بنده قصد داشتم كه در ايام آخر صفر، به قدر گنجايش وقت و توفيق خودِ اين حقير، در يك خطبه نسبت به آن بزرگوار مطالبى عرض كنم؛ اما ترسيدم كه تراكم مطالب باز موجب شود كه اين ابراز ارادتِ لازم و واجب فوت شود و به تأخير افتد؛ لذا امروز قصد دارم كه در اين خطبه راجع به آن وجود مقدّس صحبت كنم.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
نظر خود را نسبت به این وبلاگ اعلام نمائید.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

داستان ستون حنّانه

داستان ستون حنّانه

بی ترديد پيامبر اكرم صلی الله عليه وآله معجزات فراوانی را به امت اسلام و دشمنانش در عصر خود نشان داد، يكی از آن معجزات، ماجرای ستون حنانه است كه آن را از زبان حضرت سجادعليه السلام مرور می كنيم: رسول اكرم صلی الله عليه وآله وقتی كه در مسجد مدينه برای خواندن خطبه نماز می ايستاد، به يكی از ستونهای مسجد تكيه می داد كه از درخت خشكيده و قديمی خرما بود. هنگامی كه برايش منبری تهيه كردند، حضرت برای سخنرانی از آن ستون فاصله گرفت و برای نشستن روی منبر تشريف برد. در آن حال، آن چوب خشكيده همانند شتری كه بچه شيرخواره اش را از او گرفته باشند، به ناله در آمد و چنان زارزار گريست كه تمام مسلمانان اهل مسجد را متأثّر ساخت.

پيامبر رحمت صلی الله عليه وآله از منبر پائين آمده و به سوی ستون رفت، آن را نوازش كرد و دست بر وی كشيد تا او آرام و ساكت شد. سپس دوباره به منبر رفت و خطبه خواند. (1)

...

مولوی در اين باره چنين سروه است:


اُستُن حنانه از هجر رسول // ناله می زد همچو ارباب عقول
گفت پيغمبر: چه خواهی ای ستون؟ // گفت: جانم از فراقت گشت خون
مسندت من بودم از من تاختی // بر سر منبر تو مسند ساختی
گفت: می خواهی ترا نخلی كنند // شرقی و غربی زتو ميوه چِنَنْد؟
يا در آن عالم ترا سروی كنند // تا تر و تازه بمانی تا ابد؟
گفت آن خواهم كه دائم شد بقاش // بشنو ای غافل كم از چوبی مباش

1-الميزان، ج 13، ص 123؛ المناقب، محمد بن شهرآشوب مازندراني، نشر علامه، قم، ج 1، ص 90.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
نظر خود را نسبت به این وبلاگ اعلام نمائید.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

پيامبر اعظم در نگاه امام سجاد عليه السلام‏

پيامبرصلی الله عليه وآله در صحيفه سجاديه
حضرت امام زين العابدين عليه السلام در دعای دوم صحيفه سجاديه، حضرت محمدصلی الله عليه وآله را اين گونه می ستايد: «وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی مَنَّ عَليْنَا بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ دُونَ الْأُمَمِ الْمَاضِيَةِ وَ الْقُرُونِ السَّالِفَةِ…؛ حمد و سپاس خداوندی را سزاست كه با پيامبرش محمدصلی الله عليه وآله بر ما منت نهاد در حالی كه بر امتهای گذشته و اقوام پيشين چنين نعمتی را ارزانی نداشته بود.»

...

هُمَّ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ أَمِينِكَ عَلَی وَحْيِكَ، وَ نَجِيبِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَ صَفِيِّكَ مِنْ عِبَادِكَ، إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَ قَائِدِ الْخَيْرِ، وَ مِفْتَاحِ الْبَرَكَةِ، كَمَا نَصَبَ لِأَمْرِكَ نَفْسَهُ، وَ عَرَّضَ فِيكَ لِلْمَكْرُوهِ بَدَنَهُ، وَ كَاشَفَ فِی الدُّعَاءِ إِلَيْكَ حَامَّتَهُ…؛ پروردگارا، بر محمد امين وحی تو و بهترين از ميان خلق تو و برگزيده از ميان بندگانت درود فرست. او كه پيشوای رحمت و پيشاهنگ نيكی و كليد بركت است. همچنانكه او نفس خود را برای اجرای فرمانت بكار گرفت و بدنش را آماج حوادث ناگوار در راه تو قرار داد و در راه دعوت به سوی تو با خويشان خود آشكارا به ستيز برخاست.»
«وَ هَاجَرَ إِلَی بِلَادِ الْغُربَةِ، وَ مَحَلِّ النَّأْی عَنْ مَوْطِنِ رَحْلِهِ، وَ مَوْضِعِ رِجْلِهِ، وَ مَسْقَطِ رَأْسِهِ، وَ مَأْنَسِ نَفْسِهِ، إِرَادَةً مِنْهُ لِإِعْزَازِ دِينِكَ، وَ اسْتِنْصَاراً عَلَی أَهْلِ الْكُفْرِ بِكَ…؛ و (رسول گرامی ات) به شهرهای غربت و دور از وطن و قدمگاه و محل تولد و مأنوس ترين جايش هجرت كرد، و هدفش از هجرت، عزت بخشيدن به دين تو و ياری جستن عليه اهل كفر به تو بود.»
«اللَّهُمَّ فَارْفَعْهُ بِمَا كَدَحَ فِيكَ إِلَی الدَّرَجَةِ الْعُلْيَا مِنْ جَنَّتِكَ؛ خداوندا! پس او را به پاس رنجهايی كه در راه تو برد، به بالاترين درجه بهشت خود بالا بر.»

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
نظر خود را نسبت به این وبلاگ اعلام نمائید.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

پیشنهادی برای مطالعه تاریخ پیامبر(ص)

«زندگی پیغمبر را میلیمتری باید مطالعه کرد. هر لحظه‌ی این زندگی یک حادثه است، یک درس است، یک جلوه‌ی عظیم انسانی است؛ تمام این ۲۳ سال همین‌جور است. جوان‌های ما بروند تاریخ زندگی پیغمبر را از منابع محکم و مستند بخوانند و ببینند چه اتفاقی افتاده است.» مقام معظم رهبری(۱۳۸۷/۰۵/۰۹)

یک کتابِ خوبِ فراموش‌شده؛ تا جایی که ناشر هم انگیزه‌ای برای توزیع و تجدید چاپش ندارد. سه‌گانه‌ی «پیامبری» نوشته‌ی آقای جلال‌الدین فارسی. با خواندن مجموعه‌ی سه‌جلدی «پیامبری» با یک تیر، سه هدف مهم زده‌اید؛ هم یک دوره تاریخ صدر اسلام را مرور کرده‌اید، هم با ترجمه و مفاهیم آیات قرآن کریم و شأن نزول آیات آشنا شده‌اید و هم مروری بر زندگی و سیره‌ی پیامبر گرامی اسلام از تولد تا رحلت ایشان داشته‌اید.

...

«زندگی پیغمبر را میلیمتری باید مطالعه کرد. هر لحظه‌ی این زندگی یک حادثه است، یک درس است، یک جلوه‌ی عظیم انسانی است؛ تمام این ۲۳ سال همین‌جور است. جوان‌های ما بروند تاریخ زندگی پیغمبر را از منابع محکم و مستند بخوانند و ببینند چه اتفاقی افتاده است.» (۱۳۸۷/۰۵/۰۹)

یک کتابِ خوبِ فراموش‌شده؛ تا جایی که ناشر هم انگیزه‌ای برای توزیع و تجدید چاپش ندارد. سه‌گانه‌ی «پیامبری» نوشته‌ی آقای جلال‌الدین فارسی. با خواندن مجموعه‌ی سه‌جلدی «پیامبری» با یک تیر، سه هدف مهم زده‌اید؛ هم یک دوره تاریخ صدر اسلام را مرور کرده‌اید، هم با ترجمه و مفاهیم آیات قرآن کریم و شأن نزول آیات آشنا شده‌اید و هم مروری بر زندگی و سیره‌ی پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم از تولد تا رحلت ایشان داشته‌اید. «پیامبری و انقلاب»، «پیامبری و جهاد» و «پیامبری و حکومت» عناوین این مجموعه‌ی سه‌جلدی است؛ کتاب‌هایی از جلال‌الدین فارسی که در دهه‌ی شصت منتشر شد، اما آن‌چنان که شایسته‌ی آن بود در مجامع علمی و گفت‌وگوهای اهالی فرهنگ به آن پرداخته نشد. اثری که نویسنده در مقدمه‌ی چاپ نخست آن در اردیهشت سال ۱۳۶۱ می‌گوید ثمره‌ی ده‌سال تحقیق او بوده‌است. امری که با دیدن پانویس‌های کتاب و ارجاعات مکرر به آثاری همچون سیره‌ی ابن‌اسحاق، سیره‌ی ابن‌هشام، مغازی واقدی، طبقات ابن‌سعد، اسباب‌النزول واحدی و منابع متعدد دیگر می‌توان آن را تصدیق کرد.

تاریخ پیامبر به روایت قرآن کریم
در این کتاب وقایع زندگی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم براساس سیر نزول آیات قرآن کریم مرتب شده است. در هر بخش از تاریخ زندگی رسول اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ترجمه‌ی آیات نازل‌شده آمده و باعث شده تا کتاب کمی قدری حجیم شود. «پیامبری و انقلاب» که به ۱۳ سال اول بعثت می‌پردازد ۴۵۰ صفحه، «پیامبری و جهاد» که به حوادث ۵ سال اول پس از هجرت اختصاص دارد، ۵۲۵ صفحه و جلد سوم یعنی «پیامبری و حکومت» که به ۵ سال آخر حیات بابرکت نبی مکرم اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌پردازد، ۶۰۷ صفحه دارد. با مطالعه‌ی این دوره‌ی سه‌جلدی، گویی خواننده یک‌بار ختم قرآن کرده است. علاوه‌بر آن با جزئیات وقایعی که زمینه‌ساز نزول آیات مختلف شد و اتفاقات مهم دیگری که در خلال نزول وحی در صدر اسلام برای پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم رخ داد، آشنا می‌شود. موضوع دیگری که خواندن کتاب را ساده می‌کند، زبان روان کتاب است. در متن کتاب، زبان رایج تفسیر و علوم قرآنی را نمی‌بینیم و حتی زبان رایج متون تاریخی هم در کتاب غلبه ندارد. در بیشتر صفحات، زبان کتاب با شرح زمان و مکان اتفاقات و توصیف گفت‌وگوهای بین افراد به «زبان داستان» نزدیک می‌شود؛ زبانی که در تصویری کلان، اتفاقات زندگی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را روایت می‌کند و برای هر مخاطب علاقمند به موضوع کتاب جذاب و خواندنی است. بنابراین برای استفاده از این کتاب لازم نیست حتماً خواننده‌ی تخصصی تاریخ اسلام باشید یا مباحث اسباب‌النزول مطرح در علوم قرآنی را به‌صورت تخصصی دنبال کنید.

مؤلف می‌گوید منبعش برای ترتیب نزول آیات، مقدمه‌ی تفسیر مفاتیح‌الاسرار و مصابیح‌الابرار شهرستانی و ترتیب نزولی است که در آن‌جا از مصحف منسوب به امام صادق علیه‌السلام آمده است. ترتیبی که با سوره‌ی علق و ماجرای نزول وحی در غار حراء آغاز می‌شود و با آیات پایانی سوره‌ی مائده خاتمه می‌یابد. مؤلف می‌گوید این ترتیب با ترتیب مشهور نقل‌شده از ابن‌عباس نیز مطابقت دارد.

کتاب عمل، رفتار و سیاست
جلال‌الدین فارسی می‌گوید قرآن کتاب عمل و رفتار و سیاست است و با شاهد آوردن فرمایشی از علامه‌ی طباطبایی اضافه می‌کند «فراگیری مؤمنان در دوران وحی به فراگیری دانشجویانی می‌ماند که پزشکی را با استاد خویش در بالین بیماران و در اتاق عمل می‌آموزند.» گویا او با نوشتن این کتاب به دنبال این بوده که این صحنه‌ها را به زبانی ساده برای خواننده‌ی امروزی بازسازی کند تا مخاطبش بتواند به فهم دقیق‌ و عمیق‌تری از تاریخ زندگی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و قرآن کریم به عنوان بک برنامه‌ی عملی زندگی برسد. بیان تاریخ به‌نحوی که بتواند برای امروز مسلمانان و امت اسلامی پیامی داشته‌ باشد، از دغدغه‌های قدیمی نویسنده است که می‌توان آن را در اثر قدیمی‌تر و معروف او یعنی «انقلاب تکاملی اسلام» دید. کتابی که در سال ۱۳۴۹ منتشر و تا قبل از پیروزی انقلاب، ۲۷بار مخفیفانه تجدید چاپ شد. نام‌گذاری مجلدات و برخی اصطلاحات مجموعه‌ی پیامبری را نیز باید در این چهارچوب و تعلق نویسنده به عالَم انقلاب اسلامی تحلیل کرد؛ مانند همین انتخاب «پیامبری و انقلاب» برای عنوان جلد اول این مجموعه که به شروع بعثت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم اختصاص دارد.

نثر کتاب همراه با قلم‌فرسایی متکلفانه یا بیان جملات احساسی نیست و برخلاف رویکرد رایج برخی آثار مذهبی، سیاق و لحن خطابی ندارد. مخاطب با یک پژوهش و روایت نوی تاریخی روبه‌روست که به‌صورت مستند و مبتنی بر اقوال مشهور و مورد قبول قاطبه‌ی علما تنظیم شده است.

جلد اول یعنی «پیامبری و انقلاب» با عنوان «نیاکان رسول خدا» شروع می‌شود و پس از ترسیم مختصری از زندگی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم تا ۴۰سالگی و رسیدن به نبوت در ۲۰صفحه‌ی ابتدایی کتاب، به ماجرای نزول نخستین آیات قرآن کریم به ایشان می‌رسد:

«محمد فرشته‌ی وحی -آن روح امین- را که در هاله‌ای از نور است، آن طاووس فرشتگان را می‌نگرد که به سوی او فرود آمده‌است … می‌گوید ای محمد بخوان! می‌پرسد چه بخوانم؟ می‌گوید: ای محمد! اقْرَ‌أْ بِاسْمِ رَ‌بِّکَ الَّذِی خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ. اقْرَ‌أْ وَرَ‌بُّکَ الْأَکْرَ‌مُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ‌یَعْلَمْ؛ بخوان بنام پروردگارت که آفرید (از نیستی)، آدمی را از لخته‌ای آفرید، بخوان و پروردگارت آن گرامی‌ترین است که با قلم آموخت، آدمی را آن‌چه ندانست آموخت.»

در ادامه و پس از ذکر شواهد تاریخی، خواننده درمی‌یابد که آیات ابتدایی سوره‌ی قلم که نسبت جنون را از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم رفع می‌کند، پس از این آیات و درپی تحول عظیم روحی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و نگرانی ایشان از چنین نسبت‌هایی از سوی قریش، در بامداد ۲۳ ماه رمضان سال بعثت نازل شده است. سیر کتاب به این ترتیب به پیش می‌رود و در این بین، همه‌ی ماجراهای مهم تاریخی صدر اسلام طرح می‌شود. آخرین فراز آخرین جلد کتاب، صحنه‌ی گریه‌ی اطرافیان بر بالین پیامبر را توصیف می‌کند:
«ام‌ایمن هم اشک می‌ریزد. به او می‌گویند: «بر پیامبر خدا گریه می‌کنی؟» می‌گوید: «من که گریه می‌کنم نه از آن‌ است که ندانم او به جایی رفته است که برایش خیلی بهتر از دنیاست، بلکه من بر این گریانم که جریان خبری که از آسمان می‌آمد قطع شد.»

ایده‌ای خلاق و متنی ساده
کتاب از لحاظ ویرایشی و نگارشی نیز با دقت و وسواس تنظیم شده است. نمونه‌اش همین به‌کاربردن علامت‌های کاما (ویرگول) و نقطه در متن عربی آیات ابتدایی سوره‌ی علق است. نویسنده در علامت‌گذاری‌ها دقت زیادی به خرج داده تا مخاطب، اسامی و کلماتی مانند «قُصَیّ بن‌کلاب» یا «جِعِرّانَه» را اشتباه نخواند. این موضوع از آن جهت جالب توجه است که کتاب اوایل دهه‌ی ۶۰ منتشر شده است و حتی در سال‌های اخیر نیز که با افزایش کمّی و کیفی کتاب‌های مذهبی مواجهیم، کمتر این‌گونه دقت‌ها را می‌بینیم.

همان‌طور که گفته شد، این کتاب آن‌چه را که در زندگی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و ۲۳ سال نبوت ایشان در صدر اسلام گذشته است، به ترتیب وقوع بیان کرده و در خلال آن، به شأن نزول آیات در حوادث مرتبط پرداخته است.

در این بین چنان‌چه برخی منتقدان این اثر اشاره داشته‌اند، ممکن است برخی اشکالات به‌خصوص در بیان ترتیب و توالی آن‌ها وجود داشته باشد، چنان‌چه حتی در بیان تاریخ وقایع انقلاب اسلامی خودمان نیز که به‌لحاظ تاریخی مدت زیادی از آن نگذشته است، ممکن است در خصوص یک حادثه، گاه گزارش‌های متضادی از منابع معتبر مختلف موجود باشد. آن‌چه جالب توجه است تلاش و ایده‌ی خلاقانه‌ی این کار و رجوع مؤلف به منابع و کوشش برای ارائه‌ی متنی ساده و مبتنی بر منابع دست اول است که باعث می‌شود خواننده با رغبت به سراغ تاریخ عصر نبوی برود و ماجراهایی که بر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و یارانشان گذشته است را قدم‌به‌قدم دنبال کند. دوره‌ی سه‌جلدی «پیامبری» جلال‌الدین فارسی، خوانندگانش را به حال و هوای صدر اسلام و زمان پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌بَرَد و انسان را به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و فضای نزول قرآن نزدیک می‌کند و علاوه‌بر این‌که اطلاعات زیادی به خواننده می‌دهد، روح و قلب مخاطبش را به پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نزدیک می‌کند.

برگرفته از:http://farsi.khamenei.ir/

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
نظر خود را نسبت به این وبلاگ اعلام نمائید.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.