فرماندهی که به دعوت «حاج قاسم» به نیروی قدس رفت
چهارشنبه 93/11/01
آرزوی شهادت شهید الله دادی؛ 27 سال پیش
سردار “محمدعلی الله دادی” روز گذشته در حین بازدید از منطقه «قنیطره» سوریه مورد حمله بالگرد نظامی رژیم صهیونیستی قرار گرفت که بر اثر این جنایت این سردار دلاور همراه با تعدادی از اعضای حزب الله به شهادت رسید.
این سردار شهید متولد سیرجان است. سال 1359 به اتفاق سردار شهید زندی نیا به جبهههای جنوب رفت و در کنار شهید حسین علم الهدی و شهدای دانشجو به مبارزه پرداخت.
پس از این حماسه و شهادت حسین علم الهدی در هویزه همراه با یکدیگر به دهلاویه رفتند و در جمع نیروهای شهید چمران به مبارزات چریکی پرداختند. این سرداران شهید همچنین در عملیات طریق القدس که منجر به آزادسازی سوسنگرد و بستان شد، حضور داشتند. وی در این عملیات فرمانده یگان خمپاره انداز بود.
پس از این شهید الله دادی به کرمان برمیگردد و در اعزام مجدد به گردان ادوات لشکر 41 ثارالله میرود. لشکری که فرماندهش سردار قاسم سلیمانی بود.
قبل از عملیات بدر در سال 63 فرمانده گردان ادوات لشکر ثارالله شهید صادقی بود و جانشین او نیز سردار شهید زندی نیا. با شهادت سردار صادقی در این عملیات زندی نیا فرمانده گردان میشود و شهید الله دادی فرمانده یگان تطبیق آتش.
تطبیق آتش نیازمند بهترین و باهوشترین نیروها بود. نیروهایی که تخصص بسیار خوبی در مباحث ریاضی داشتند. تطبیق آتش یعنی زاویه را به خوبی بشناسی و آتش را به آن نقطه هدایت کنی. الله دادی فرمانده این یگان بود.
قبل از عملیات والفجر 8، شهید الله دادی مطرح میکند که نقشههای موجود از دوره پهلوی دوم از منطقه اشتباه است چون یک بلوک کم دارد و نیاز است مجدد نقشه برداری شود. به همین منظور از منطقه آبادان و فاو عراق دوباره نقشه برداری و عکس برداری میشود و پس از این کار مشخص میشود که حرف شهید الله دادی درست بوده است.
در عملیات کربلای 1 شهید الله دادی فرمانده گردان ادوات سبک میشود. گردان ادوات سبک شامل تیربارها و خمپارهاندازها و تجهیزات سبک است که نیروهای این گردان هنگام عملیات همراه با گردان پیاده وارد عمل میشوند. ویژگی شخصیتی نیروهای این گردان شجاعت و زبدگی بود.
4 دی سال 64 که عملیات کربلای 4 آغاز شد شهید الله دادی توانست وارد جزیره ام الرصاص شود اما با توقف عملیات به عقب برمیگردد. دو هفته بعد در عملیات کربلای 5 فرمانده تیپ ادوات یعنی شهید زندی نیا، دوست و همراه همیشگی این شهید بزرگوار در خط به شهادت میرسد. قاسم سلیمانی در اثنای عملیات از پشت بیسیم دستور میدهد که محمدعلی فرمانده تیپ رعد ادوات لشکر ثارالله شود.
او تا پایان جنگ با این سمت در میدان نبرد و جنگ باقی ماند.اوج اقتدار و نقش آفرینی این سردار بزرگوار در عملیات والفجر 10 در منطقهی مشرف به سلیمانیه عراق بود.
پس از پایان جنگ فرماندهی تیپ 38 ذوالفقار کرمان را بر عهده میگیرد. پس از آن به مدت 3 سال فرمانده تیپ رمضان لشکر 27 محمدرسول الله(ص) میشود. سپس به یزد میرود و فرماندهی سپاه الغدیر را بر عهده میگیرد تا اینکه چند سال پیش به دعوت سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه به نیروی قدس رفت تا در لبنان و سوریه به مبارزه با رژیم صهیونیستی بپردازد.
سردار شهید محمدعلی اللهدادی جانباز ۳۰ درصد بود و دارای دو پسر و یک دختر است و این شهید بزرگوار خواهان حضور در کنار رزمندگان مقاومت برای مبارزه بود و مدتی بعد هم به عنوان مستشار نظامی در خدمت رزمندگان مقاومت در سوریه و لبنان قرار گرفت .
مصاحبه ای از شهید علی الله دادی در 27 سال پیش زمانی که بعد از عملیات کربلای 5 به فرماندهی تیپ ادوات لشکر 41 ثارالله منصوب شده بود انجام شده است. دقت در جملات کوتاه ایشان نشان از روح بلند و اعتقاد راسخ به جهاد در راه خدا دارد و آرزوی شهاتی که پس از 27 سال از سوی خدا برآورده شد !
شیطان با کید و مکر لطیفش به سوی تو میآید و ...
دوشنبه 93/10/29
شیطان با کید و مکر لطیفش به سوی تو میآید و تو را به طاعتی امر میکند که میداند با آن الفت و انس داری و آن را فرو نمیگذاری، پس تو گمان میبری که او فرشتهای بخشنده است، در حالی که بدون تردید او شیطان رانده شده

کلمه «شیطان» به زبان انگلیسی «Satan» از ماده «شطن» گرفته شده، و «شاطن» به معنای «خبیث و پست» آمدهاست، و شیطان به موجود رانده شده، سرکش و متمرد اطلاق میشود و به معنی روح شریر و دور از حق، نیز آمده است.به عبارت دیگر شیطان به هر موجود طغیانگر و دور از رحمت خداوند متعال که کارش وسوسه خلق و دعوت آنان به بدیها است اطلاق میشود؛ چنان که بر موجود سرکش و متمرد معروف؛ یعنی ابلیس که از سجده بر حضرت آدم علیهالسلام سر باز زد و نیز بر فرزندان او که از جنس جن است، اطلاق میشود.
در سفارش و وصیت امیرالمؤمنین علی(ع) به کمیل بن زیاد چنین آمده است: شیطان با کید و مکر لطیفش به سوی تو میآید و تو را به طاعتی امر میکند که میداند با آن الفت و انس داری و آن را فرو نمیگذاری، پس تو گمان میبری که او فرشتهای بخشنده است، در حالی که بدون تردید او شیطان رانده شده است پس وقتی به او انس گرفتی و اطمینان یافتی، تو را به اتخاذ تصمیماتی هلاککننده که نجاتی در آن نیست وا میدارد.
ای کمیل! وقتی که شیطان در سینهات وسوسه کرد بگو: «از شیطان گمراه به خدای توانا پناه میبرم، و از شر آنچه در فضا و قدر الهی معین شده است به حضرت محمد(ص) که راضی و خشنود از حق است پناهنده میشوم، و از شر جن و انس به معبود انسانها پناه میبرم، و صلوات و سلام خداوند بر حضرت محمد و خاندانش باد»؛ أَعُوذُ بِاللّه الْقَوِی مِنَ الشَّیطانِ الْغَوِی وَ أَعُوذُ بِمُحَمَّدٍ الرَّضِی مِنْ شَرِّ ما قَدَّرَ وَ قَضی، وَ أَعُوذُ بِإِلهِ النّاسِ مِنْ شَرِّ الْجِنَّةِ وَ النّاسِ أَجْمَعینَ.این پناه جستن به حق تو را از زحمت و اذیت ابلیس و شیاطین همراه او، اگر چه تماماً مثل او ابلیس باشند، کفایت خواهد کرد.روی عن الصادق(ع): صَوْمُ شَهْرِ الصَّبْرِ وَثَلَاثَةِ أَیَّامٍ مِنْ کُلِّ شَهْرٍ یُذْهِبْنَ وَحَرَ الصَّدْرِ.از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: روزه سه روز در هر ماه معادل روزه تمام عمر است و موجب زائل شدن وسوسه درون سینه میشود.
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرمایند: وقتی شیطان یکی از شما را وسوسه کرد، باید به خداوند پناه برد و با زبان و قلب خود بگوید: به خدا و رسول او ایمان آوردم و دین خود را برای او خالص گردانیدم؛ آمَنْتُ بِاللهِ وَ بِرَسُولِهِ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ.در کتاب سفینة البحار از علی(ع) نقل شده است که پیغمبر صلیالله علیه و آله فرمود: برای هر قلبی وسوسهای است، پس وقتی وسوسه حجاب قلب را درید و زبان به آن گویا شد، موجب عقوبت بنده میشود، و هنگامی که هنوز حجاب قلب را پاره نکرده و زبان آدمی به آن گویا نشده است، گناهی بر بنده نیست.
و نیز روایت شده است که وقتی درباره عظمت و جبروت خداوند یا برخی از صفات او چیزی (وسوسهای) به قلبت خطور کرد، بگو: «لا إله إلا الله محمد رسول الله علی أمیر المؤمنین»، وقتی چنین گفتی، به سوی ایمان خالص بازگشتهای.امام صادق(ع) فرمود: شیطان به وسیله وسوسه در سینه بندهای جای نمیگزیند، مگر آنکه چنین از یاد خدا اعراض و دوری کند و امر الهی را ضعیف و خوار شمارد و آنچه را که خداوند نهی فرموده مرتکب شود و آگاهی حق را بر سرّ و باطن خویش فراموش کند.آنچه از وسوسه که در قلب جای نگرفته باشد، ناشی از معرفت قلب و مجاورت طبع است. اما وقتی وسوسه در قلب جایگیر شد، همان گمراهی و کفر خواهد بود. خداوند عز و جل به لطف دعوت خویش بندگان را به سوی خود خوانده است و آنان را از دشمنی ابلیس آگاه فرموده است. پس فرمود - که عزیز است گوینده آن: «بدون شک شیطان دشمن شما است، پس او را دشمن بدارید»؛ إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا.
پس با او همچون شخص غریب با سگ چوپان باش که غریب برای آنکه سگ را از خود منصرف کند به صاحب سگ پناهنده میشود. همچنان وقتی شیطان در حال وسوسه به سویت آمد تا تو را از راه حق دور کرده و گمراهت کند و تو را از یاد خدا به فراموشی بیندازد، از او به پرودگار خودت و او پناهنده شو، پس بدون تردید خداوند، حق را در برابر باطل تقویت نموده و مظلوم را یاری میکند، به فرموده او -عز و جل-: «بدون شک شیطان را بر کسانی که ایمان آوردهاند و بر پروردگارشان توکل میکنند، سلطنت و چیرگی نیست»؛ إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَی الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَلَی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ.
و تو هرگز قادر به رهایی از سلطه و غلبه شیطان و شناخت نسبت به کیفیت آمدن او و راهها و شیوههای وسوسه او نیستی، مگر از طریق دوام در مراقبت، و استقامت و پایداری بر بساط خدمت، و بیم از خداوند آگاه، ذکر کثیر و زیاد.
اما وقتی را که انسان به بیهودگی میگذراند، در آن اوقات صید شیطان میشود لذا عبرت بیاموز از آنچه که شیطان با خویشتن کرد: تکبرش و گمراه کردنش. بنگر که چگونه عمل و عبادت و بصیرتش او را مغرور و فریفته کرد و دچار عجب و خودبینی ساخت و چگونه آن عمل و معرفت و استدلال به آنچه که عقلش دریافته بود او را بر خداوند گستاخ نمود، که لعنت جاودانه بر او باد. پس گمان تو نسبت به نصیحت و دعوت او برای دیگری چیست؟! به ریسمان محکمتر خداوند چنگ بزن، آن چیزی جز پناهندگی و اضطرار به سوی حق همراه با صحت و صداقت در افتقار و درویشی در هر نفسی نیست.و مبادا که شیطان با آراستن طاعات، تو را بفریبد زیرا که او ۹۹ درِ خیر را برای تو میگشاید تا در مورد یکصدم بر تو غلبه یابد پس به وسیله مخالفت با دستوراتش و بستن راهش و ضدیت با خواهشهایش با او مقابله و ستیز کن.
منبع:نشان از بینشانها
پیامبر رحمت
یکشنبه 93/10/28
...
آزادی بیان به معنای آزادی توهین و نابود کردن میراث بشری و اصول اخلاقی نیست؛ از این رو اقدام به رنجاندن یک و نیم میلیارد نفر از جمعیت جهان، اقدامی غیرعاقلانه و ناشی از بی خردی گسترده در میان برخی طیف های رادیکال لائیک در غرب است.جسارت نشریه فرانسوی به ساحت پیامبر عظیم الشأن اسلام بار دیگر نشان داد آنچه به عنوان تمدن غرب خوانده می شود در حقیقت توحش و جاهلیتی مدرن است.آنچه جاهلیت مدرن را نگران و وحشت زده ساخته این حقیقت روشن است که علیرغم همه تبلیغات و جنگ روانی و اسلام هراسی که غرب به راه انداخته است آئین رسول گرامی اسلام چون چشمه ای زلال راه خود را به سوی تشنگان معنویت و پاکی و ایمان بیش از پیش یافته است.
عظمت انسان های بزرگ از برخوردشان با کودکان و آدم های کوچک مشخص می شود. انسان های بزرگ مانند پیامبرِ اسلام نه تنها نگاه رافت و محبت به انسان ها داشته اند که به حیوانات نیز از سر مِهر و شَفقت می نگریسته اندپیامبر اسلام امروز آشناترین و عزیزترین نام برای همه آزادی خواهان و حق طلبان و جویندگان معرفت و معنویت در سراسر جهان است ، نام بلند و الهام بخش حضرتش امروز در همه کشورها و ملت ها ورد زبان ها است و ارمغان الهی ایشان از معراج و ملکوت به سرعت در حال گسترش است.پيامبر گرامي اسلام(ص) به گفته خود ايشان، مظهر ذات اقدس الهي است و مبعوث شده است تا کاري بالاتر از عيساي نبي انجام دهد؛ اگر حضرت عيسي (عليه السلام) مردگان را به اذن خداوند زنده مي کرد، پيامبر گرامي اسلام مبعوث شدند تا خُلق را در افراد زنده کنند و با کمک آن گوهري که خداوند در وجود انسان به وديعه نهاده است انسان را به کمال حق تعالي برساننددرپی تکرار اهانت نشریه فرانسوی شارلی ابدو به ساحت مقدس پیامبر اعظم (ص) و بیتفاوتی دنیای غرب به خروج از حد و مرز آزادی بیان یک کمپین جهانی به نام «عشاق محمد(ص)» راهاندازی شده است متن اطلاعیه بانیان این کمپین به این شرح است:والله یعصمک من الناس
اندیشههای عمیق اسلام توانسته انسانهای خوابآلود را بیدار کند و جهان را به جبههای در برابر منافع مستکبرین و جهانخواران تبدیل کند و منافع آنها را تهدید کند و آنها راهی جز اسلامهراسی، اسلامستیزی و تراشیدن اسلام دروغین برای جلوگیری از گسترش این دین مبین ندارند. یکی از راهبردهای کثیف در ذهنهای بیمار دنیای استکبار در برابر گسترش روزافزون اسلام، تراشیدن اسلامهای دروغین وابسته به سرویسهای جاسوسی MI6 و CIA است.
این روزها قلب امت اسلامی جریحه دار است. اهانت به ساحت مقدس بهترین و متخلق ترین مخلوق عالم، دل هر انسان آزاده ای را خون کرده است. آنانی که خود با حمله به کشورهای اسلامی و ریختن خون صدها هزار تن زمینه ساز تروریسم شدند و از همین تروریسم برای مقابله با محور مقاومت بهره جستند، امروز به بهانه کشته شدن چند فرد هتاک به ساحت مقدس پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله، در کنار هم برای مقابله با تروریسم اشک تمساح می ریزند!
طنز تلخ این خیمه شب بازی جایی است که قاتل کودکان غزه نیز در این میانه حامی انسانیت شده و در نمایش مضحک تروریست های به اصطلاح مخالف تروریسم، شرکت می کند.ک
مپین جهانی “عشاق محمد” در این میانه حرکتی است برخاسته از متن امت اسلامی در دفاع از ساحت قدسی پیامبر اعظم بعنوان سرآمد تمامی پیامبران که تلاش دارد تا در مقابل این حرکت شیطانی بایستد.
اروپا به سرعت در حال گرایش بیش از پیش به اسلام است و پیشبینیهای متعدد حکایت از آن دارد که تا یک دهه آینده، ترکیب جمعیتی این قاره به نفع مسلمین تغییر میکند. این شواهد و دهها سند و مدرک دیگر حاکی از آن است که اسلام جای خود را در دل مردم باز کرده و هیچچیز مانع پیوند دلهای آگاه با این آیین آسمانی نیست و به قول حضرت امام(ره) «دنیا تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص) است»
این نفوذ و این گرایش به طور طبیعی با امپراطوری غرب ناسازگار است و طبیعی است که آنها نیز همچون فرعون که در هراس از تولد «موسی» به کودککشی روی آورده بود، به اسلامستیزی و اسلامهراسی روی بیاورند.
در هنگامهای که غرب با توهین به پیامبر اسلام درپی به راه انداختن جنگ اعتقادی و نمایش چهره خشن از اسلام است چه باید بکنیم؟ آنها با امپراطوری رسانهای خود سالهاست مفهوم تروریست را همچون بسیاری از مفاهیم دیگر از جایگاه حقیقی خود خارج کردهاند و سپس با استخدام «تروریستهای فرهنگی»، با ظاهری شیک و آکادمیک، به جای گلوله، نفرت و کینه شلیک میکنند.
ما عاشق پیامبر اسلامیم و جانمان را به پیشگاه آسمانی او تقدیم میکنیم.ما شارلی نیستیم و از شارلی و حامیانش متنفریم. از همه کسانی که به مقدسات میلیاردها مسلمان توهین میکنند بیزاریم. از کسانی که کوردلانه چشمشان را بر روی هزاران هزار کشته توطئههای شوم غرب میبندند و بر روی خون آنها رقص مستی میکنند متنفریم. چگونه میتوان مسلمان بود و از کنار توهین به ساحت مقدس «رحمت للعالمین» گذشت!؟
اصلا چگونه میتوان انسان بود و به خود اجازه داد قلوب و احساسات دیگران را با توهین به مقدسات آنها جریحهدارکرد؟این روزها که غرب در سودای به راه انداختن «جنگهای صلیبی جدید» با نمایش ترور و گروگانگیری راه را برای تروریستهای رسانهای و اجارهایاش باز میکند، میلیونها مسلمان از ملیتها، نژادها و مذاهب مختلف با ابراز خشم و انزجار نسبت به این اقدامات موهن، عشق خود را به پیامبر نور و رحمت ابراز میدارند و جانشان را به پیشگاه او تقدیم میکنند. آنها باور دارند، آمریکا، که پدرخوانده داعش و القاعده و طالبان و دیگر گروههای وحشی تکفیری است، میکوشد با تسلیح و تجهیز آنها و با اجرای سناریوهای گوناگون، چهره نورانی اسلام را در برابر چشمان مشتاق حقیقت در جهان مخدوش کند.
این تخیل و توهم محض است که اگر ضعف نشان دهید به شما رحم میکنند یا حتی برای پیشرفت به شما کمک میکنند. امام وقتی حکم سلمان رشدی را صادر کردند فرمودند عدهای به من میگویند واکنش شما تند بود و بهتر است توهین به رسول الله را نادیده بگیرم تا اقتصاد ما بهتر شود و امام اینگونه پاسخ داده بودند که اقتصاد شما هم بهتر نخواهد شد چرا که اگر الان کوتاه میآیند به دلیل این است که از شما میترسند.اما اگرکوتاه بیایید از شما نخواهند ترسید و بر شما ترحم نخواهند کرد و جوری شما را زمین میزنند که عبرت دیگران شود.
درود بر تو ای شریف ترین همه ی انسان ها. ای پیروز میدان صداقت و راستی. ای که برق نگاهت ظلمات جاهلیت جدید را خواهد شکافت. تو از خود، وحی و حقیقتی به جا گذاشته ای که عظمت نامت را نگاه خواهد داشت. امروز، اخلاق و « جمال چهره ی تو حُجت موجّه ماست» و فردا و دوران های آینده آوازه ی تو را و ترانه ی معصومیّت کودکانه ات را خواهند شنید.
۱۵ توصیه مرحوم دولابی برای سبکزندگی
شنبه 93/10/27
استاد اخلاق میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مومنانه ۱۵ دستورالعمل راذکر میکند که به ترتیب درذیلآورده شده است. 
...
۱- هر وقت در زندگیات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.۲- زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.
۳- اگر غلام خانهزادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.
۴- گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.
۵- موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.
۶- اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.
۷- تربت، دفع بلا میکند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت میشود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور میکند.
۸- هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصهدار که میشوید، گویا بدنتان چین میخورد و استغفار که میکنید، این چین ها باز می شود.
۹- تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است.
۱۰-با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.
۱۱-خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.
۱۲- لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.
۱۳-ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دههی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله
۱۴-دل های مؤمنین که به هم وصل میشود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است…شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند.”
۱۵-هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در “الا”، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه “الله”را بگو همه ی دلت را تصرف کند.
پدیده ای که باید در نطفه خفه شود”همخانگی”!
پنجشنبه 93/10/25
ازدواجی که هیچ جا ثبت نمی شود، و بر اساس رضایت و علاقه طرفین شکل گرفته و تا پایان علاقه اعتبار دارد، نه حرفی از مهریه و نفقه به میان می آید و نه دخالت ها و هزینه های سنگین زندگی مشترک، اما آیا این همه ماجراست؟
...
ازدواج سفید چیست؟
هم باشی نوعی از زندگی است که به زندگی زناشویی بدون ازدواج معروف است، که در آن دختر و پسر بدون ازدواج رسمی باهم زندگی میکنند. پیوندی به مدت زمان نامعلوم بین دو فرد برقرار میشود که فاقد مشروعیت اجتماعی و حقوقی است. این امر از نظر قانونی جرم و از نظر شرعی نیز گناه محسوب میشود.
در این نوع ازدواج عقد یا صیغه ای بین دو طرف صورت نمی گیرد. این نوع ازدواج می تواند روابط جنسی را در پی داشته باشد و یا نه.
این نوع ازدواج فقط محدود به جوانان نیست، بلکه افراد میانسال هم درحال تجربه این شیوه از زندگی هستند. در مورد افراد میانسال و حتی نزدیک به سالمند حالت متفاوتی دارد، آنان طلاق میگیرند، سپس به این روش با یکدیگر زندگی میکنند و در مواردی هم اطرافیان متوجه ماجرا نمیشوند!
برخی «ازدواج سفید» را که به معنای «همباشی»(cohabitation) هست ، برقراری رابطه جنسی بدون ثبت پیوند ازدواج در نظر گرفتهاند.
دکتر امیدعلی احمدی جامعهشناس می گوید : این ازدواج که در غرب رایج است و به معنای «همباشی» نیز شناخته میشود، پیوندی به مدت زمان نامعلوم بین دو فرد برقرار میشود که فاقد مشروعیت اجتماعی و حقوقی است.
مهدی بیاتی روانشناس نیز معتقد است زندگی دختر و پسر زیر یک سقف را بدون عقد شرعی نمیتوان ازدواج نامید؛ بلکه چنین رابطهای با اهدافی مانند برآوردن نیازهای جنسی و روانی برقرار میشود.
زندگی مشترک بدون ازدواج با زندگی مشترک همراه با ثبت رسمی ازدواج تفاوتهایی دارد که برخی از آن ها بهشرح ذیل میباشند:
*زوجین از همدیگر هیچگونه دارایی را به ارث نمیبرند.
*در رابطه مشترک بدون ازدواج رسمی، در صورت فوت یکی از زوجین به دیگری بازنشستگی افراد بیوه تعلق نمیگیرد.
*زوجینی که دارای ازدواج رسمی نیستند، نمیتوانند نام خانوادگی همدیگر را داشته باشند.
این نوع ازدواج در بیشتر کشورهای اروپایی و امریکایی رواج دارد، اما با وجود تعداد محدود این نوع ازدواج در کشوری با شاخصههای فرهنگی اسلامی نگران کننده است. جامعه امریکا افراد را ترغیب میکند تا بر حال متمرکز شوند و برای امروز زندگی کنند؛ اما ازدواج رسمی نشانه تاکید بر آینده است.
«ازدواج سفید» از کدام کشور و چگونه شروع شده؟
جاوید ثمودی دکترای روانشناسی کاربردی می گوید : ازدواج سفید پدیده نامتعارف و ناآشنایی است که به تازگی در ایران نیز رواج یافته است البته این پدیده نخستین بار در آمریکا و در پی جنبشی پدیدار شد که “جنبش آزادی زن” نام داشت.
او در این خصوص گفت: این جنبش ظاهرا با هدف ایجاد تغییراتی در نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه آمریکا انجام شد و هدف آن برقراری شرایط عادلانه و مساوی برای زنان بود.
ثمودی ادامه داد: اما آنچه واقعا اتفاق افتاد پدیدهای بود که بعدها “انقلاب جنسی” نام گرفت و نتیجه آن رواج رفتارهای نابهنجار و بیبند و باریهایی بود که به غلط آزادی زنان نام گرفت.
تا پیش از ۱۹۷۰، زندگی بدون ازدواج در ایالات متحده غیرقانونی بود. طبق آمار آمریکا، تعداد زوجهای ازدواج نکردهای که با یکدیگر زندگی کردهاند، از ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۰ ده برابر شده و اکنون، زندگی بدون ازدواج، به مرحلهای عادی در روند آشنایی دو فرد تبدیل شدهاست. آمارها نشان میدهد امروزه، زندگی بدون ازدواج یکی از شیوههای رایج زندگی در غرب است. بیش از دوسوم زوجهای آمریکایی پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر زیر یک سقف میگذرانند. در سال ۱۹۹۴، حدود ۳/۷ میلیون زوج آمریکایی بدون ازدواج با یکدیگر زندگی میکردند و نزدیک به اواخر دهه ۱۹۹۰، حداقل ۵۰ تا ۶۰ درصد زوجها حداقل پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر میگذراندند.
اکنون نظر عامه امریکاییها زندگی مشترک قبل از ازدواج را یک ایده خوب میداند و هم خانگی به عنوان یک فرهنگ معرفی میشود. عامه بر این عقیدهاند که هم خانگی به عنوان یک دوره امتحان برای مشاهده اینکه آیا رابطه خوب عمل میکند یا نه، مفید است. جامعهشناسان معتقدند همهگیر شدن این موضوع یک تأثیر مهم و طولانی مدت بر ساختار جامعه امریکایی دارد. در کشورهای غربی این نوع زندگی را به شیوه های مختلفی تبلیغ می کنند تا آن را رواج دهند.
اما با این وجود مطالعات روی آمارها نشان میدهد ازدواجهایی که زوج قبل از آن با هم همخانه بودهاند نسبت به ازدواجهایی که زوج چنین سابقهای نداشتهاند، بیش از ۵۰ درصد بیشتر با خطر طلاق مواجه است. به عبارتی دیگر بر خلاف باور عامه حتی در امریکا همخانگی پیش از ازدواج نمیتواند دلیلی برای استحکام خانواده در آینده باشد.
همخانگی مجردهای غریبه
یکی از راه های رواج هم باشی می تواند هم خانگی باشد. در یکی از سایت هاکه مجوز هم دارند؛ با تبلیغ همخانه شدن جوان ها می تواند عامل بروز ازدواج سفید در جامعه باشد.
پلهای هوایی و دیوارهای شهر میتوانند وسیله اطلاع رسانی درباره نیاز به همخانه و تقسیم وجه اجاره یک خانه باشد، گاهی هم فضای مجازی محل مناسبی برای انتشار این آگهیهاست.
تقسیم اجاره و پول پیش نخستین توجیهی است که با دیدن آگهیهای همخانگی به ذهن میرسد. فشار گرانی مسکن میتواند توان مالکیت یک واحد آپارتمان را سلب کند اما نیاز اولیه سکونت را نه. نیازی که با سکونت در شهری دیگر یا تمایل به جدایی از خانواده به دلایل مختلف سر بر آورده و راهحلهای موقتی باید به تامین آن کمک و گریزی پیدا کنند.
اغلب آگهیدهندگان دانشجویان و افراد مجرد شاغلی هستند که به فرد دیگری برای تقبل بخشی از هزینهها نیاز دارند اما در این میان شرایط خاص هم میان آگهیدهندگان کم نیست. کسانی که حاضرند از بخش زیادی از سهم پرداختی همخانه یا حتی تمام این سهم بگذرند و با او زندگی کنند. اغلب این افراد جنسیت همخانه مورد نظرشان را ذکر نکردهاند و با یک تماس میشود فهمید به همخانگی با جنس مخالف تمایل بیشتری دارند.
تفاهم اخلاقی به جای اجاره
در یکی از این آگهیها آمده: «سلام، ٣٨سالمه، چهارراه پارک وى یک آپارتمان دو خوابه ١١٠مترى شیک با همه امکانات دارم. مدیر یک کارگاه تولیدى هستم. سیگارى نیستم. اهل ورزش و تفریح هستم. سالم زندگى میکنم. دنبال یک آقا یا خانم که دوست داشته باشه با من همخونه بشه هستم. نیاز به اجاره ندارم. لطفا در صورت تمایل مشخصات خودتون رو ایمیل بفرمایید، سپاسگزارم»
در میان آگهیدهندگان اغلب خانمها با تاکید در آگهی ذکر میکنند که فقط خانمها تماس بگیرند. با این حال بعضی از دختران جوان که به سرعت نیاز به سکونت دارند، حاضر به همخانه شدن با آقایان هستند.
چه کسانی تن به «زیست سیاه» میدهند؟
آنان افرادی
«دارای اعتماد به نفس پایین»،
«وابسته»، «مسئولیتگریز»،
«کم مهارت»
و اغلب «فاقد شجاعت اجتماعی»
هستند.
«هم باشی» راهی برای فرار از مسئولیت است. یکی از بزرگترین علتهایی که خانوادهها به «هم باشی» تن در میدهند به این خاطر است که از بار مسئولیت خود کم کنند: «در «هم باشی» به خاطر اینکه هیچ کجا سندی مبنی بر زن و شوهری ثبت نشده است به همین خاطر خیلی راحت این دختر و پسر میتوانند رابطه خود را پایان بدهند بدون اینکه اتفاقی افتاده و کسی از کسی انتظار و توقعی داشته باشد به همین خاطر در این دوره و زمانه چه چیزی بهتر از این اتفاق؟» این نوع ازدواج بیشتر به خاطر رسیدن به منفعت صورت می گیرد. و بعد از برطرف شدن نیاز از هم جدا می شوند.
ازدواج سفید در ایران و چرایی پیدایش آن
این نوع ازدواج ناشی از علل و زمینههایی است؛
عوامل متعددی چون
استقلال نسبی جوانان،
بالارفتن سن ازدواج،
گریز از مراسم سنتی ازدواج،
تهاجم فرهنگی،
کمرنگ شدن باورهای مذهبی و اخلاقی،
سنتهای غلط ازدواج،
هزینههای کمرشکن اقتصادی،
تنوعطلبی جوانان،
ترس از طلاق و ناهمخوانی اخلاقی جوانان،
قوانین و شرایط دشوار و زائد عقد و طلاق
سبب گرایش جوانان به ازدواج سپید شده است.
عامل مهم دیگر که ممکن است کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد، این است که با این شیوه قانون خانواده و شرایط حاکم بر آن دور زده میشود! این مسأله برای افرادی که ازدواج کردهاند و سپس طلاق میگیرند اهمیت بیشتری دارد.
فاصله میان رسیدن به بلوغ جنسی و تشکیل خانواده زوجینی، هر روز بیشتر میشود. به عنوان مثال اگر سن رسیدن به بلوغ جنسی و سن ازدواج را بر اساس آمارههای موجود به ترتیب ۱۳ و ۲۸ سال بگیریم، به یک شکاف ۱۵ ساله میان رسیدن به بلوغ جنسی و ازدواج خواهیم رسید. شیوع پدیده زندگی زناشویی بدون ازدواج نیز نتیجه ی همین شکاف ۱۵ ساله است.
علت گرایش افراد به ازدواج سفید
◄بالا رفتن سن ازدواج: ازدواج در ایران بنا به دلایل مختلفی همچون پیدایش فرهنگ مدافع ازدواج در سن بالا، مسائل اقتصادی همچون بیکاری، بالا رفتن هزینه های زندگی و هزینه مراسم ازدواج، مجموع عللی مربوط به خود ازدواج مثل بالارفتن مهریه و… باعث شده است که ازدواج برای جوانان بسیار دشوار شود و از این جهت برخی از آن ها برای برآورده کردن نیاز های جنسی و عاطفی خود به سایر راه ها روی بیاورند.
◄گسترش مخاطبان شبکه های ماهواره ای و فیلم های خارجی در شبکه خانگی: استفاده از ماهواره و گسترش مخاطبان آن در بین جامعه ایران که آن نیز هم سطح گسترش فعالیت شبکه های فارسی زبان است، باعث ترویج زندگی به سبک آمریکایی است. در قالب این دسته از طریق مجموعه های تلویزیونی مختلف هم خانگی دختر – پسر نه تنها آسیب زا بلکه دارای جذابیت ها مختلف، شادابی و در نهایت مفید نمایش داده می شوند. این زندگی ها را برای جلب نظر مردم زیبا نشان می دهند ولی در واقع مانند سرابی پوچ و بی هدف است.
◄افزایش سفرهای توریستی ایرانیان به خارج از کشور: افزایش سفرهای توریستی ایرانیان به کشورهای خارجی و دیدن جذابیت ها و زرق و برق های موقتی ناشی از این سفرها، باعث نوعی تسلیم شدن روانی در برابر فرهنگ غالب در این کشور ها می شود و بدنبال آن نیز این ناهنجاری اخلاقی در کنج ذهن بعضی از توریستهای ایران بالاخص جوانان جا می گیرد.
◄آمار بالای مهاجرت ایرانیان به کشور های غربی: بخشی از ایرانیان که به خارج از کشور مهاجرت کردند کم کم جذب فرهنگ جوامع مقصد شده و به تدریج با رفت و آمدهای خود به ایران باعث تزریق این دسته از عیاشی های اخلاقی به جامعه ایران شدند، در این بین دانشجویانی که برای تحصیل به خارج از کشور رفتند بیشترین نقش را دارند. این دسته اخیر از آنجا که غالباً مجرد هستند، لاجرم زوجی برای خود خواهند یافت که با توجه به فرهنگ غرب که اکثر آشنایی ها در نخست در قالب هم خانگی است، این زوج یابی دانشجویان ایرانی در غرب نیز در اکثر موارد در قالب هم خانگی است. و به این دلیل که بخش قابل توجهی از دانشجویان بعد از تحصیل به ایران باز می گردند محتمل است که این معضل اخلاقی را نیز با خود خواهند آورد.
این اثر گذاری در ایران ریشه طولانی دارد. برای مثال می توان به دوران قاجار اشاره کرده که افرادی معلوم الحال با اثر پذیری از غرب در داخل ایران شروع به تاختن علیه کیان اخلاقی و مذهبی جامعه کردند.
◄افزایش فعالیت فمینیسم: تفکر فمینیستی که یکی از اصول آن بی قید و تعهد بودن زن است در ذات خود معضل هم خانگی را دارد، زیرا که این تفکر همانطور که گفته شد خود را مدافع آزادی زنان می دانند، آزادی ای که به تعبیری همان فرار از قیود خانوادگی و تعهدات زناشویی است.
◄تحصیل دختران دانشجو دور از خانواده خود: تحصیل دختران در شهری دور از محل سکونت خانواده، بالاخص در مواردی که دختران از شهرستان های کوچک به کلان شهرهای همچون تهران می آیند، باعث به وجود آمدن تعارضات فرهنگی می شود که در نهایت در پاره ای از موارد تعارضات اخلاقی به بار خواهد آورد.
◄گسترش فعالیت های دین ستیزانه: در جامعه فعلی ایران، مجموعه عواملی همچون گسترش شبکه های ماهواره، گسترش فعالیت مبلغین مذاهب دیگر در قالب مواردی همچون کلیسای خانگی و افزایش فعالیت روشنفکر نماها، تبلیغات علیه اعتقادات اسلامی و کیان اخلاقی جامعه عده ای را جذب خود کرده که باعث از معیار افتادن ارزش های اخلاقی همچون ازدواج، رابطه دو جنس مخالف بر پایه عقود شرعی و … شده است.
مهدی بیاتی روانشناس چنین رابطهای علتی مانند برآوردن نیازهای جنسی و روانی برقرار میشود. این امر از نظر قانونی جرم و از نظر شرعی نیز گناه محسوب میشود.
دکتر امانالله قرایی مقدم جامعهشناس معتقد است تجردگرایی دختران، کمرنگ شدن اعتقادات و باورهای دینی و مذهبی مردم، الگوبرداری از ماهواره و رسانههای بیگانه بویژه سریالهای ساخت ترکیه و امریکای جنوبی از جمله عوامل رشد پدیده موسوم به «ازدواج سفید» می داند. بی اعتنایی به نظام خانواده، عدم مسئولیت پذیری دختران و پسران برای زندگی اجتماعی و جامعه پذیر کردن آنها، نبود امکانات برای ازدواج از جمله مسکن و بیکاری میتواند در شکل گیری چنین روابطی تاثیر گذار باشد. از دید وی این رابطه تنها تا زمانی ادامه پیدا میکند که دختر زیبایی دارد، در حقیقت این زنان تبدیل به روسپی میشوند.
ازدواج سیاه دارای چه آثار و پیامدهایی است؟
معضل هم خانگی همانطور که مجموع علل مختلفی دارد، مجموعی نتایج و تبعات مخصوصی را به همراه دارد که در ذیل بیان می شود.
۱- دور ساختن طرفین از «شروع جدی زندگی» است. این سبک زندگی به سرابی میماند که اندک زمانی میتواند دختر و پسر را دلخوش کند. لیکن دلخوشی دیری نمیپاید چون خیلی زود «محک تجربه و زندگی» به میان میآید و واقعیات عیان میشوند.
۲- برای دختران «احساس فریب خوردگی» است. اکثر دختران در ذهن خود، خویش را برای یک زندگی دائمی مهیا میکنند. به همین خاطر وقتی روابط به هم میخورد باورهای آنان به هم میریزد و آنان احساس فریب خوردگی میکنند.
۳- خاتمه زیست مشترک و احساس شرمساری برای دوطرف است.
۴-عدم وجود امنیت روانی از ویژگی های مهم هم باشی به خصوص برای دختران و زنان است و از آنجا که ساختار خلقت و شخصیت زنان بسیار هیجانی، لطیف و بر اساس ظرائف و پیچیدگی های خاص آن ها طراحی شده اینگونه روابط تأثیر مخرب و فاجعه آمیزی بر ذهن و روان آن ها بر جای می گذارد. و ممکن است مرد به راحتی او را رها کند و با زن دیگری اینطور زندگی داشته باشد.
۵- برای فرزندان و بارداری های احتمالی هیچ پیش بینی ای انجام نگرفته و همین امر خود بر میزان فرزندان و کودکان نامشروع و همچنین بر آمار سقط های غیرقانونی و مرگ و میر ناشی از آن می افزاید.
۶-از دست دادن حمایت والدین یک ترس اساسی برای زوجهای دارای زندگی زناشویی بدون ازدواج است.
۷-اگر بعد از چند ماه زندگی مشترک پسر دختر را رها کند و برود، این دختر شانس کمتری برای یک ازدواج مناسب خواهدداشت.
سوء استفاده این دسته از زوج ها از یکدیگر: زوجهایی که همخانه هستند بیشتر از زوجهای ازدواج کرده از همدیگر سوء استفاده میکنند. تحقیقات زیادی نشان می دهد که حملات جسمی در بین زوجهای همخانه نسبت به زوجهایی که ازدواج کردهاند بسیار رایجتر و شدیدتر است. مردان معمولاً به این دلیل همخانگی را انتخاب میکنند که با آسودگی از رابطه برخوردار شوند در حالیکه زنان با این امید همخانه میشوند که رابطهشان به ازدواج منجر شود. هم خانگی رابطه ای را میسازد که در آن مرد بیشتر احتمال دارد که در موقعیت قدرت بر زنی قرار گیرد که از رابطهاش بیشتر از آنچه که هست انتظار دارد. این موضوع برای زنی که همخانگی را انتخاب کرده در موقعیت خطرناکی قرار میدهد.
مشکلات روانی: آن هایی که همخانه هستند بیشتر از افسردگی و اضطراب رنج میبرند. زن ازدواج نکرده تحریکپذیرتر، مضطربتر، نگرانتر و افسردهتر از زن ازدواج کرده است. در حقیقت این دسته از زنان در دراز مدت دچار حس پوچی و نا امیدی می شوند، این زنان پس از مدتی هم جنس های خود را می بینند که رو به رابطه جدی و تعهد آور با ضمانت های شرعی و اخلاقی می آورند، در صورتی که رابطه ی که خودشان در آن قرار دارند، هیچ گونه ضمانت اجرایی ندارد و وحشت اینکه هم خانه شان به راحتی آنان را رها کند، همواره با این دسته از زنان هست.
پیدایش مسائل و مشکلات مختلف پس از ازدواج: فعالیت جنسی زودهنگام و بدون قید و بند منجر به مشکلات شدید رفتاری میشود. این دسته از روابط جنسی که در اغلب موارد همراه با افسار گسیختگی جنسی است، باعث می شود که فرد در دراز مدت سلایق جنسی نامعقول و نامعمولی پیدا کند، که نتیجتاً نمی تواند برآورده کردن آن را از کسی که نقش همسر واقعی او را در آینده خواهد داشت، انتظار داشته باشد. این مسئله خود باعث سرکوب های جنسی و مشکلات روانی- عاطفی پس از آن می شود.
بالابردن آمار طلاق: آن هایی که قبل از ازدواج با هم زندگی میکنند بعد از ازدواج میزان جدایی و طلاق بیشتری دارند.
کم کردن اشتیاق به ازدواج: آن هایی که همخانه هستند کمتر احتمال دارد که با هم ازدواج کنند. نتیجه یک تحقیق ملی تطبیقی در امریکا از خانوادهها و خانوارها با حجم نمونه ۱۳ هزار نفری نشان داد که در حدود ۴۰ درصد از زوجهای همخانه در امریکا بدون آنکه به ازدواج برسند از هم جدا میشوند. نیمی از این افراد در طول زندگی چندین همخانه داشتهاند.
ترویج خیانت: آن هایی که رابطه جنسی پیش از ازدواج دارند احتمال بیشتری دارد که بعد از ازدواج به همسرشان خیانت کنند. زیرا که آن هایی که همخانه هستند به جای یک رابطه پایدار ماجرای عاشقانه ی زودگذری دارند. نتیجتاً این دسته از روابط باعث می شود که افرادی که وارد آن می شوند نتواند در دراز مدت خود را در یک رابطه طولانی مدت، متعهد ببینند.
فراهم شدن زمینه گسترش همجنس گرایی: در حقیقت با توسعه هم خانگی سایر قبح های اخلاقی نیز فرو خواهند ریخت، که باعث پدید آمدن سایر معضلات اخلاقی همچون هم جنس گرایی در سطح یک جامعه می شود.
پدید آمدن نسل فرزندان نامشروع و تبعات اجتماعی ناشی از آن: در حقیقت همانطور که یکی از آثار هم خانگی رابطه جنسی بی قید و بند ناشی از آن است، محتمل است که فرزندان نامشروعی نیز پدید آیند، معضلی که با گسترش هم خانگی در لایه های جامعه، در دراز مدت باعث ایجاد نسلی از فرزندان نامشروع خواهد شد. پیدایش این دسته از نوزادان در دراز مدت، پیدایش نابهنجاری های اجتماعی و نا امنی های جنایی را به همراه دارد. تحقیقات در مناطق مختلف جهان نشان می دهد که بخشی قابل توجهی از مجرمین خطرناک از این دسته فرزندان هستند.
علی احمدی، وکیل و مشاور حقوقی خانواده در مورد این نوع ازدواج و پیامدهای حقوقی آن می گوید: «چنین رابطه ای زنا تلقی می شود و فرزند ناشی از آن فاقد مشروعیت قانونی است، چون نسبت فرزندی او با پدر قابل اثبات نیست.»
در چنین مواردی اغلب زن به خاطر پرهیز از بی آبرویی به دنبال اثبات رابطه ابویت فرزند و والد نمی رود و حتی اگر ادعا کند که صیغه بوده است، در صورت انکار مرد، ادعای زن، به خاطر ثبت نبودن، قابل اثبات نیست.
در این میان فرزندان بی پدر و بی خانواده ای باقی می مانند که نه آن ها از والدین ارث می برند و نه والدین از آن ها. گرچه سایر حقوق این کودکان چون بقیه کودکان است، اما معمولاً کسی حضانت آنان را بر عهده نمی گیرد، مگر اینکه یک پروسه پیچیده قانونی طی شود. در این موارد سپردن حضانت به مادر محتمل تر است و زن چه از نظر روانی و چه از نظر حقوقی شکست خورده و بلاتکلیف باقی می ماند.
ازدواج سفید چه حاصلی دارد؟
ازدواج رسمی تغییرات رفتاری ایجاد میکند — هم در زوج و هم در اطرافیان آنها – که هیچ آثاری از آن در هم باشی دیده نمیشود: دو طرف میتوانند به هم اعتماد کنند، بچهها و والدین دو طرف میتوانند در این رابطه سرمایهگذاری عاطفی و مالی کنند، و از این قبیل. اما نتایج تجربی این تغییرات رفتاری چیست؟
قبل از تلاش برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید درک کنیم که زوجها در ازدواج سفید، بخصوص آنهایی که هیچ برنامهای برای ازدواج رسمی ندارند، حتی قبل از شروع همخانگیشان هم با زوجهایی که ازدواج رسمی میکنند فرق دارند. زندگی کردن با یک نفر به جای ازدواج کردن با او، جذابیت ازدواج را برای افراد و احتمال موفق شدن آن را کمتر میکند. در زیر ازدواج رسمی و ازدواج سفید را از جوانب مختلف مقایسه میکنیم.
خشونت خانگی:
طی گزارش یک تحقیق مشخص شده است که بچههای زیادی در سراسر جهان در نتیجه هم باشی به دنیا میآیند، فقط بخاطر اینکه مادران بسیاری از ترس خشونتهای خانگی و کودکآزاری تن به ازدواج رسمی ندادهاند. آیا این ترس منطقی است؟ اما طی تحقیقی که در سال ۱۹۸۷ انجام گرفت مشخص شد که میزان این خشونتها در هم باشی نه تنها کمتر نیست بلکه میزان مشاجراتی که به خشونتهای فیزیکی تبدیل شده است در هم باشی دو برابر ازدواجهای رسمی بوده است. یکی از علتهای آن این است که این زوجها به طور متوسط جوانتر هستند و تحصیلات پایینتری دارند.
اما این مسئله که زوجهایی که وارد هم باشی میشوند قصد تبدیل آن به ازدواج رسمی را دارند یا نه اهمیت بسیاری دارد. نامزدهایی که با هم زندگی میکنند هم درست مثل زوجهایی که ازدواج رسمی میکنند تمایل کمتری به مشاجرات خشونتآمیز نشان میدهند. زنانی که با مردی که هیچ تصمیمی برای ازدواج رسمی با آنها ندارد همخانه میشوند تا حد زیادی در معرض خشونت قرار دارند. سلامت زنانی که ازدواج رسمی میکنند به مراتب بالاتر از دستهای است که فقط با مردی همخانه میشوند. برخی محققان اعتقاد دارند که تعهد در رابطه و به طرف مقابل خشونت را کاهش میدهد.
رابطه جنسی:
رابطهجنسی یکی از مهمترین اصول در معامله هم باشی است. طبق تحقیقی که در سال ۱۹۹۲ انجام گرفت، زوجهایی که زنگی هم باشی دارند به طور متوسط هفت مرتبه در ماه و تقریباً یک مرتبه بیشتر از زوجهایی که ازدواج رسمی کردهاند، با هم رابطهجنسی دارند. اما احتمال اینکه زوجهایی که هم باشی کردهاند فقط با همسر خود ارتباط جنسی برقرار کنند بسیار کمتر از زوجهایی است که ازدواج رسمی داشتهاند، هرچند اکثر آن ها میگویند که از طرفشان چنین انتظاری دارند. در یک تحقیق مشخص شد که آمار زنانی که در ازدواج رسمی به شوهرانشان خیانت میکنند ۴ درصد، آن ها که در ازدواج سفید این کار را میکنند ۲۰ درصد و آن ها که در روابط دوستی این کار را میکنند ۱۸ درصد است. طبق آمار زنان پس از ازدواج رسمی تغییر رفتاری قابلتوجه داشته و تمایل آن ها برای برقراری ارتباط جنسی با مردی جز همسرشان بسیار پایین میآید.
کارهای خانه:
زنانی که با مردی زندگی میکنند باید خانه داری بسیار بیشتری نسبت به زنانی که تنها یا با زنان دیگر زندگی میکنند انجام دهند. در تحقیقی که اخیراً انجام گرفته است مشخص شد که با در نظر گرفتن وجود فرزندان و شخصیت همسرانشان، زنان ازدواجکرده ۱۴ ساعت بیشتر از مردان ازدواجکرده به کار خانه مشغولند و این آمار برای زنانی که بدون عقد رسمی با مردی زندگی میکنند ۱۰ ساعت است. بسیاری از اقتصاددانان نیز عنوان میکنند که مردان با صرف زمان بیشتر برای کار بیرون از خانه و کسب درآمد و تقسیم آن با همسرانشان، زحمات همسر خود در خانه را جبران میکنند اما این در حالی است که در ازدواج سفید، مرد که بیرون از خانه کار میکند، تعهدی برای تقسیم درآمد خود با زن ندارد و این یعنی زنانی که ازدواج سفید کردهاند، بدون هیچ مزد دریافتی در خانه زحمت میکشند.
ثروت:
مرد و زنی که ازدواج رسمی میکنند، نه تنها سرنوشتشان بلکه اموالشان نیز به هم گره میخورد. آمار و ارقام نشان میدهد که آن دسته از زوجهایی که به جای ازدواج رسمی و قانونی، ازدواج بدون عقد رسمی را انتخاب میکنند، در طول زمان ثروت کمتری را اندوخته میکنند زیرا اغلب تحت حمایت مالی خانوادهها قرار نگرفته و درآمدهای کسبشده از هر دو طرف نیز برای خانواده هزینه یا پسانداز نمیشود و این میتواند برای بچههایی که ممکن است از چنین والدینی به دنیا بیایند، جای نگرانی داشته باشد.
سلامت احساسی:
ذات ازدواج برای طولانیمدت است. زوجهای ازدواجکرده زندگی زناشویی خود را بسیار محکمتر و باثباتتر از زوجهایی میبینند که ازدواج سفید کردهاند. و زمانی که دو طرف تصور کنند که احتمال شکست ارتباطشان وجود دارد، تاثیری بسیار منفی بر روحیه آن ها خواهد داشت. نتیجه آن: سلامت روانی در زوجهایی که ازدواج سفید کردهاند درمقایسه با آن هایی که ازدواج رسمی کردهاند بسیار ضعیفتر است. این زوجها به مراتب افسردهتر بوده و سطح رضایت از زندگی بسیار پایینتری نیز دارند. این که زندگی آن ها ممکن است خیلی زود بر هم بخورد، فشار عصبی سنگینی هم بر مرد و هم زن خواهد داشت و به همین دلیل است که علائم افسردگی به شدت در این افراد به چشم میخورد.
طلاق و جدایی:
معمولاً همه تصور میکنند که با هم زندگی کردن در یک زندگی آزمایشی به دو طرف نشان میدهد که ازدواجشان به چه شکل میتواند باشد و با اطلاعاتی که از چنین زندگی آزمایشی از همدیگر به دست میآورند میتوانند انتخاب درستتری داشته باشند. آمار نشان میدهد که دلیلی که اکثر این زوجها برای هم باشی ارائه میدهند این است که بفهمند به اندازه کافی با هم سازگار هستند که ازدواج کنند یا خیر.
شاید تعجبآور باشد که بدانید برخلاف باور عموم، احتمال طلاق و شکست رابطه در زوجهایی که قبل از ازدواج رسمی با هم زندگی میکردهاند بسیار بالاتر است. دلیل آن میتواند این باشد که زندگی زیر یک سقف بدون عقد ازدواج رفتار دو طرف را طوری تغییر میدهد که باعث میشود در ازدواج کمتر متعهد شوند. تحقیقات نشان میدهد که آن هایی که تصمیم به ازدواج سفید میگیرند ویژگیهایی دارند که راضی به ازدواج سفید میشوند و همین مسئله نشان میدهد که به درد ازدواج نمیخورند.
این آمار و ارقام به وضوح نشان میدهد که همزیستی بیتعهد در مقایسه با ازدواج قانونی، از لحاظ اجتماعی توافقی پست به شمار میرود. زوجهایی که بدون هیچ برنامه مشخص برای ازدواج با هم زندگی میکنند، معاملهای کاملاً متفاوت با آن ها که ازدواج یا نامزد میکنند بین هم دارند. تنها وجه اشتراک آن ها با زوجهای قانونی، ارتباط جنسی و زندگی کردن زیر یک سقف است. مردانی که تن به هم باشی میدهند معمولاً وفاداری نسبت به طرف خود نداشته و زنان نیز هیچ قطعیتی به آینده خود و فرزند احتمالیشان ندارند. بچههایی که در چنین خانههایی به دنیا میآیند نسبت به بقیه بچهها عملکرد بدتر و ضعیفتری دارند. چنین ازدواجی فایدهای برای هیچ کس ندارد، نه زن، نه مرد و نه بچهها.
مشخص است که زنان و مردانی که تصمیم به چنین زندگی زناشویی میگیرند، تفاوت عمدهای با آن ها که ازدواج رسمی را پیش میگیرند، دارند. همین موجب بالاتر بودن میزان جدایی آن هاست. اما تاثیرات منفی هم باشی فقط به این محدود نمیشود. چنین زندگی زناشویی فرد را دچار مشکلات سلامت احساسی کرده و او را از جامعه، مذهب و خانواده دور خواهد کرد.
مهدی بیاتی روانشناس می گوید: زمانی که شادابی و نشاط زن به مرور زمان کاهش یابد، ممکن است علاقه مرد به ادامه زندگی با او کم شود و او به زن دیگری گرایش پیدا کند.
مهدی بیاتی روانشناس چنین رابطهای موجب کاهش فرزندآوری میشود، علاوه بر آن سطح زندگی افراد تغییر میکند و خلاء روانی برای دختر را در پی دارد و ممکن است حتی شانس مادر شدن او را کاهش دهد و حتی به آسیبهایی مانند اعتیاد سوق پیدا کنند.
دکتر علیاصغر نژادفرید روانشناس میگوید: فرزندان حاصل از چنین ازدواجی بیشترین لطمه را متحمل میشود، چراکه چنین ازدواجی ثبت نمیشود و سرنوشت آنان پس از تولد مشخص نیست. بارداریهای ناخواسته و عوارض بهداشتی ناشی از سقط جنین غیرقانونی از تبعات دیگر ازدواج سپبد است.
گلپایگانی می گوید: مردمی که این نوع زندگی را برمیگزینند، نسل حلالشان از بین میرود و حرامزاده میشوند.
دکتر سعید منتظرالمهدی معاون اجتماعی ناجا می گوید:نیازی به حجت نیست افرادی که تن به ازدواج سیاه میدهند دنیایی سرشار از تعارض، کشمکش و مسائل حل نشده دارند به همین خاطر، در اندک زمانی پس از شروع زیست مشترک، روابط آن ها به کشمکش و درگیری میانجامد.
نظرات افراد در مورد ازدواج سفید
رواج دهندگان ازدواج سفید
پخش مستند ازدواج سفید از بی بی سی
به گزارش ایسنا، افشین علاء – شاعر – به سیاستگذاریها و رویکردهای برنامهسازان بی بی سی اعتراض کرده است. چندی پیش بی بی سی فارسی برنامهای پخش کرده با موضوع رواج «ازدواج سفید» در ایران، تبدیل آن به یک واقعیت فراگیر- و حتی لازم و نامذموم- تلاش موذیانهای است که گویا رسانههایی همچون بی. بی. سی، برای تحقق آن از هیچ شیطنتی دریغ نخواهند کرد!
این رسانه دروغی به بزرگی فراگیر شدن ازدواجهای به اصطلاح سفید در ایران را برای مخاطب به خبری بدیهی و مسلم تبدیل کند. آن هم نه با دشنام و شعار، که حتی با جانبداریهای رندانه مجریان برنامهها مرز برخی واقعیتهای ایران در مقابل اصرار کارشناسان و مهمانان برنامه که غالبا با استناد به شواهد سفسطهآمیز، حرف خود را به کرسی مینشانند.
در یک برنامه ی تلویزیونی بحث آزادی میگذارند و کارشناسانی را به مصاحبه وا میدارند و در فضایی ظاهرا بیطرف و علمی، نتیجه دلخواه خود را به مخاطب الغا میکنند. اتفاقی که در برنامه ازدواج سفید، شاهد آن بودیم. در این برنامه، مجری سعی میکرد بگوید هنوز خانوادههای ایرانی- بویژه حکومت ایران- در برابر این گونه گرایشها موضع شدیدی دارند و بعید است که بهزودی شاهد رواج آن باشیم اما آقای به ظاهر کارشناسی که مهمان برنامه بود، چنان با جانبداری از این گونه ازدواجها و رواج آن در نسل جدید و پیشرو ایرانی! حرف میزد که خانم مجری هم چارهای جز تسلیم نداشت! به حدی که حتی سیر صعودی ازدواجهای سفید را شاخصی برای توسعه یافتگی فرهنگی نسل جوان ایرانی بدانند!
کشورهای غربی از رواج ازدواج سفید سخن می گویند تا دامن زننده ی آن باشند و این هم باشی را به صورت نامشخصی در جامعه اسلامی تزریق کنند.
این نسل جوان است که، در برابر مجوز صادره از سوی غربیان برای تن دادن به اینگونه رفتارهای غیر اخلاقی غیورانه ایستادگی خواهد کرد.
جوانان مظلومی که در داخل، نگران گشتها و بندها هستند و از خارج، در معرض چراغ سبز بیگانگان برای تن دادن به رذایل اخلاقی همچون ازدواج بدون آداب شرعی و قانونی و از همه تلختر، شکسته شدن حریم مقدس هر دختر پاکدامنی هستند.
کشورهای اروپایی و آمریکا می خواهند مفهوم خانواده را در ایران از بین ببرند، جوانان را هرزه و مسوولیت ناپذیر بار بیاورند و رابطه جنسی را نامحدود کنند و انرژی جوانان را برای پیشرفت اسلام نابود کنند.
راهکارهای پیشگیری از ازدواج سفید
درست است که این معضل اخلاقی در حال حاضر در کشور ما حضور چندانی ندارد؛ اما از آنجا که گسترش این فساد همان طور که گفته شد تبعات منفی بدنبال خواهد داشت، می بایست در همین ایامی که هنوز این فساد اخلاقی دارای پایگاه اجتماعی نشده است، آن را دفع کرد. مقابله با این فساد راه حل های مختلفی دارد که در بردارنده تمام ابعاد فرهنگی، اقتصادی و… می شود، در ذیل سعی می شود پاره ای از این راه حل ها توضیح داده شوند:
وضع قوانین جدید پیرامون مدیریت ساختمان ها: فساد هم خانگی، فسادی است که در یک مکان فیزیکی امن به نام خانه میسر می شود، با توجه نوع مناطقی که این فساد در آن رو به توسعه است، به شکلی که می شود گفت این فساد در آپارتمان ها و برج ها بیشتر است، خود این موضوع مزیتی جهت مهار این بحران اخلاقی است. در حقیقت با وضع یک مجموع قوانین آپارتمان نشینی پیرامون اینکه مدیر ساختمان موظف است وضعیت تأهل زوجین را قبل از اسکان پی گیری کند، می توان سدی بزرگ در روبروی این بحران در حال ظهور قرار داد.
وضع قوانینی جهت بومی سازی تحصیل در محل زندگی برای دختران:همان طور که گفته شد، تحصیل دختران شهرستانی در کلان شهرها به خودی خود، باعث پیدایش تعارضات اخلاقی و در بستر آن، سوء استفاده از این دختران می شود. پس بهتر است که قوانین جدیدی جهت بومی سازی تحصیل و سهمیه دادن به دختران در محل تحصیل شان وضع شود.
ایجاد راه کارهای اقتصادی جهت سهولت ازدواج: ازداوج و تجملات آن با توجه فرهنگ جامعه ایرانی، نیازمند یک توانایی مالی ابتدایی است که دولت ها می توانند با اتخاذ راه کارهایی همچون وام ازدواج، تخصیص بخشی از مسکن مهر به دختران و پسرانی که نامزد هستند و مواردی از این دست، سبب شوند از این راهکار شرعی جهت تخفیف و تعدیل نیازهای مختلف جوانان استفاده شود تا از روی آوردن آنان به روش های خلاف اخلاقی هم چون هم خانگی جلوگیری به عمل آید.
آگاه سازی معایب هم خانگی در مدارس و دانشگاه ها: فساد هم خانگی برای مرتکبین آن پیامدهایی در زندگی آتی شان به همراه خواهد داشت، بهتر است در دوران تحصیل در دانشگاه ها و دبیرستان در قالب کلاس هایی هم چون پرورشی و شکوه همسرداری(تنظیم خانواده سابق) از معایب و پیامدهای منفی این سبک غلط زندگی برای دختران و پسران سخن گفته شود.
برخورد تأمینی و کیفری علنی با مرتکبین فساد هم خانگی: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در فتح مکه، به جای این که نیروهای تحت امرشان را به شهر بفرستند، وحشت را به دل کفار مکه انداختند و آن را وادار به تسلیم کردند. در حقیقت همین سیاست “النصر بالرعب” می تواند یکی از عوامل غلبه بر این فساد و بی عفتی در حال ظهور باشد.
نتیجه
در زندگی هم باشی هیچ شرط قانونی و ثبت اداری وجود ندارد و زن و مرد در هر لحظه که بخواهند با هم همخانه شده و هر لحظه که مایل نباشند از رابطه خارج می شوند که چنین شیوه ای از ارتباط با جنس مخالف نه تنها بر اساس معیارهای اخلاقی جامعه ما نیست بلکه مخالف با متن صریح قرآن و احادیث مذهبی ماست که همواره جوانان را به پاکدامنی، خویشتن داری و ازدواج حقیقی تشویق می کند.
در روایات بر اهمیت ازدواج و پیآمدهای مثبت آن بسیار تأکید شده است. دلیل چنین اهمیتی را در این عوامل باید جست و جو کرد: دور نگه داشتن مؤمن از فساد و فحشا، جبران کمبودهای طبیعی زن و مرد، نزدیکتر شدن به کمال الهی، دست یابی به آرامش روحی.
بنابراین، هنگامی که دختر و پسر به رشد عقلی و جسمی رسیدند، باید ازدواج کنند. رها کردن این سنت الهی یا رعایت نکردن زمان مناسب آن، پی آمدهای روحی نامطلوبی برای زن و مرد دارد. از این رو، پیشوایان دینی، ما را از آن نهی کردهاند.
پیامبراکرم(ص) می فرمایند: هر جوانی که در دوره جوانی خود ازدواج کند ، شیطان فریاد بر آورد که : وای بر او دین خود را از گزند من حفظ کرد .(کنز العمال . ح۴۴۴۴۱)
زمانی که زیبایی، شادابی و نشاط زن به مرور زمان کاهش یابد، علاقه مرد به ادامه زندگی با او کم می شود و او به زن دیگری گرایش پیدا می کند. در این نوع رابطه سیاه، زنان آسیب جدی روحی و اجتماعی می بینند. ممکن است از خانواده خود طرد شود و گذشته شوم او نگذارد به ازدواج دیگری فکر کند. او شانس ازدواج و بارداری خود را از دست می دهد. و اگر فرزندی از ازدواج سیاه اش شکل گرفته باشد بدون نشان است و عاقبت اش هم ناپیداست. در واقع این نوع ازدواج نوعی سو استفاده از جنس لطیف و زیبای یک بانوست. بانوان باید برای خود ارزش زیادی قایل باشند و تن به هرکاری ندهند و با دست خود زندگی خود را تباه نسازند.
بنابراین اگر گمان میکنیم که این نوع ازدواج برای جامعه مفید نیست، و عوارضی دارد، بیش از هر اعتراضی باید نسبت به رفع موانع ازدواج رسمی و دوام آن پرداخت. ازدواج سفید تهدیدی انکار ناپذیر و خطرناک برای از بین بردن کانون خانواده ها و حذف سبک زندگی اسلامی در ایران می باشد که باید خانواده ها و مسئولین فرهنگی جامعه در کنار هم به انجام کار فرهنگی و شفاف سازی و روشنگری در خصوص مخاطرات این پدیده شوم فرهنگی اجتماعی گام بردارند.
در نهایت باید متذکر شد که این فساد در حال حاضر جمعیت اندکی را به خود مبتلا کرده است و مناطقی که این معضل اخلاقی در آن حضور دارد، مشخص است. پس بهتر است قبل از اینکه این ویروس اخلاقی پخش شود و یا به عبارتی هم چون بعضی از معضلات اخلاقی مانند روابط دختر- پسر که تقریباً در لایه های مختلف جامعه حضور دارد، محسوس شود، در همین ابتدای امر با یک سلسله برخورد های قهر آمیز، فرهنگ سازی و قانون گذاری از شیوع بیشتر این قسم بی عفتی در جامعه اسلامی ایران جلوگیری گردد.








































