درسنامه بصیرت
سه شنبه 92/10/24
درسنامه بصیرت
1. راه دستیابی به بصیرت
2. فتنهها، آزمونهای سخت و حقیقت یاب
3. نقش بصیرت در تحلیل جامعه
صاحب رای و بصیرت کسی است که بتواند در هنگام بحرانها و فتنههای اجتماعی، حق را از باطل تشخیص دهد و موضع مناسب با آن را اخذ کند و در سیاهی فتنهها و تاریکی آن بتواند با نور معرفت تقوای الهی، مسیر خویش را بشناسد و در آن مسیر حرکت کند.
● راه دستیابی به بصیرت
بی گمان در کشاکش بحرانها و دردهای اجتماعی جوامع و انسانها، توانایی و ظرفیت خود را بروز میدهند. در این حالات است که ریزشها و رویشهای بسیاری صورت میگیرد و جابه جائی واقعی قدرت صورت میگیرد؛ زیرا در این شرایط است که رهبران واقعی، ظرفیتهای خود را در مدیریت بحرانها و برونرفت از مشکلات و معضلات اجتماعی و امنیتی و سیاسی و حتی نظامی بروز میدهند و مدعیان دروغین، نقاب از چهره بر میگیرند. در بحرانها و مشکلات اجتماعی است که توانایی تشخیص حق از باطل و درست از نادرست به دست میآید و یا ظهور و بروز میکند. از این رو قرآن از فتنههای اجتماعی با کارکردهای مختلفی یاد کرده است. از جمله کارکردهایی که قرآن برای این فتنهها بیان میکند، جداسازی حق از باطل، مؤمن از کافر و منافق، بروز و ظهور ظرفیتها و توانمندیهای بالقوه و فعلیت یابی آن میباشد. نویسنده در این مطلب باتوجه به کارکردهای فتنه در زندگی فردی و اجتماعی، بر آن است تا نقش بصیرت سیاسی از نظر قرآن را ارائه دهد. با هم این مطلب را از نظر میگذرانیم.
● فتنهها، آزمونهای سخت و حقیقت یاب
فتنهها، برخلاف ابتلائات و آزمونهای دیگر الهی، بسیار سخت و مردافکن هستند. بطوری که بسیاری از خواص در فتنههای اجتماعی و سیاسی، مردود میشوند و حتی اصحاب بصیرت با آن همه درک و شعور حقایق، به سبب بیتقوایی در مقام عمل، همانند سامریها و بلعم باعوراها، از مقام عزت به حضیض ذلت فرو میافتند و در برابر حق و حقیقتی که بدان باور دارند، میایستند و به مقابله با آن برمی خیزند. قرآن بارها داستان کسانی را بیان داشته است که از نظر بینشی و نگرشی در مسیر کمالی چنان بالا رفته و اوج گرفته بودند که همانند حضرت ابراهیم (ع) اهل شهود حقایق و حتی ملکوت چیزها بودند و فراتر از علم الیقین در مقام عین الیقین، دارای قلبی مطمئن از دانش و بینش بودند، زیرا آن چه را دیگران به دانش حصولی میدانستند، اینان به دانش شهودی میدیدند. با این همه به سبب فقدان تقوای قلوب در مقام عمل در فتنهها، شکست خوردند و برخلاف تشخیص خود رفتار کرده و در برابر حق قرار گرفتند و حتی به جنگ حضرت موسی و هارون (ع) با گوساله سامری خویش رفتند و یا به کمک فرعون بر خر شیطان سوار شدند و به نفرین گویی علیه موسی بن عمران (ع) پرداختند. اگر بلاهای طبیعی و گرفتاریهای روزمره و جزیی زندگی برای تودههای مردم، اسباب آزمون و امتحان الهی است، فتنههای سیاسی و اجتماعی برای خواص و مدعیان اهل حقیقت و بصیرت، آزمونهای سخت و دشواری است. از این رو در روایات معتبر سخن از خطر عظیمی به میان آمده است که در کمین اولیای الهی است؛ زیرا ایشان هر چند که به خاطر ایمان و اعمال نیک و صالح خویش به مراتب عالی انسانی رسیدهاند، ولی تا زمانی که مرگ اختیاری و یا مرگ طبیعی و اجل به سراغ ایشان نیامده است، در معرض خطر عظیم وسوسههای ابلیسی، هواهای نفسانی و نیز آزمونهای سخت الهی به نام «فتنه» هستند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. گزارشهای قرآنی آشکار میکند که چه کسانی در چه مراتب عالی از انسانیت و مقامات بلند قرب، در اثر فتنهای، از اوج فرو افتادند و آنچه ازعوام و تودههای مردم انتظار نمیرفت از ایشان دیده شد. با نگاهی گذرا به داستان عصر نخست اسلامی میتوان دریافت که چرا و چگونه خواص اصحاب رسول الله (ص) با آن همه سابقههای درخشان و بزرگ، در فتنه سقیفه شکست خوردند و باطن نفاق جدید خویش را آشکار ساختند و برخلاف نظام ولایی الهی، به خلافت زمینی کسانی تن دادند که خود آگاهتر از دیگران بر باطل بودن آن و حقانیت علی (ع) بودند. اگر پیامبر (ص) به عنوان معیار کفر و ایمان در عصر نزول بود، امیرمومنان علی (ع) معیار ایمان و نفاق در عصر تاویل بود. این گونه است که بسیاری از خواص با همه بصیرت خویش و آگاهی از حقایق حتی به علم شهودی به تکرار مکرر نبوی و معجزات و بصایر بسیار قرآنی، در دام فتنه افتادند و در نهایت در جبهه باطل ایستادند و همراه کفر و شرک و نفاق قدیم، حزبهای ناکثین و قاسطین و مارقین را ساختند و به جنگ حق شتافتند.
● نقش بصیرت در تحلیل جامعه
البته شکست خواص و اهل بصیرتهایی چون سامریها و بلعم باعوراهای زمان موسی (ع) یا امیرمومنان علی (ع) و یا عصر ما به این معنا نیست که ما نقش بصیرت را برای توده مردم در تشخیص حق از باطل و درست از نادرست نادیده بگیریم. تودههای مردم با توجه به این که کمتر در دام حسادت، قدرت طلبی و مانند آن قرار میگیرند و دارای تقوای عملی هستند، میتوانند از بصیرت سیاسی برای دست یابی به مسیر هدایت و اوج و کمال بهره گیرند. بصیرت که در لغت عربی به معنای عقیده قلبی، شناخت، یقین، زیرکی و عبرت آمده (لسان العرب، ج۲، ص۴۱۸، «بصر».) در اصطلاح عرفانی و فلسفی عبارت است از قوهای در قلب شخص که به نور قدسی منور بوده و شخص به وسیله آن، حقایق اشیا و امور را درک میکند، همان گونه که شخص، به وسیله چشم، صورتها و ظواهر اشیا را میبیند. (موسوعه کشاف اصطلاحات الفنون). البته برخی گفتهاند: بصیرت، معرفت و اعتقاد حاصل شده در قلب، نسبت به امور دینی و حقایق امور است (ترتیب العین، ج۱، ص ۱۶۶، «بصر».) با این همه مراد از بصیرت در عرف سیاسی و اجتماعی، همان قدرت تشخیص مسایل پیچیده سیاسی و اجتماعی و درک و فهم درست آن، برای دست یابی به راهکارهای مفید و سازنده در این حوزهها میباشد. صاحب رای و بصیرت کسی است که بتواند در هنگام بحرانها و فتنههای اجتماعی، حق را از باطل تشخیص دهد و موضع مناسب با آن را اخذ کند و در سیاهی فتنهها و تاریکی آن بتواند با نور معرفت تقوای الهی، مسیر خویش را بشناسد و در آن مسیر حرکت کند. خداوند در آیات ۹۱ تا ۳۲ سوره فاطر با قرار دادن کوری در برابر بینایی و بیان تقابل آنها، این معنا را مورد تاکید قرار میدهد که بصیرت، بینایی است که آدمی را زنده میکند؛ زیرا کسی که از بینایی برخوردار نباشد، همانند مرده و یا کسی است که در گور است و هیچ توانایی رشد، حرکت، کمال و تعالی را ندارد. بنابراین کسی که از بصیرت سیاسی برخوردار نمیباشد، در جامعه اگر از گروه انفعال گرایان نباشد، در صورت فعالیت، در گروه بیماران دلان و گمراهان قرار میگیرد و مشارکت سیاسی وی به جای آن که به کمال فردی و جمعی جامعه کمک کند، به شخص و جامعه ضرر و زیان وارد میسازند. از نظر قرآن، بصیرت از هر نوعی که باشد، دارای نتایج بسیار مثبت و سازندهای برای خود وجامعه است، بلکه این بهره، پیش از آن که به دیگری برسد به خود شخص میرسد. (انعام آیه ۱۰۴) قرآن این معنا را مورد توجه قرار میدهد که ابزارهای بصیرت هرچند که گوش و چشم و دیگر حواس آدمی است (احقاف آیه ۲۶ و اعراف آیه ۱۷۹ و آیات دیگر) که ارتباط سالم و درست را با جهان خارج برای شخص فراهم میآورد و به شخص اجازه میدهد تا جهان واقع را چنان که هست بشناسد، ولی آن چه موجب میشود تا از این دادههای اطلاعاتی بخشهای مختلف حواس به درستی استفاده شود، قلب آدمی است. (همان آیات) بنابر این آن چه مهم و اساسی درمساله بصیرت است، قلب آدمی است. قلب است که با تفقه و تحلیل ریز و درشت امور و دقت درآن، به آدمی توانایی تحلیل درست وقایع و حقایق آن را میدهد. درحقیقت قلب، افزون بر تحلیل وقایع و تبیین آن با حقایق، توصیههای مناسبی را ارایه میدهد. از این رو مقام قلب در آموزههای الهی بسیار با اهمیت و ارزشمند دانسته شده است. زیرا این قلب است که به آدمی توانایی شناخت و درک و حرکت درست را میدهد و تنها عزم و اراده است که آن را به فعلیت میرساند و انجام کاری را درمسیر درست فراهم میآورد. این گونه است که بصیرت و تقوای عملی آدمی را میسازد و متاله و خدایی شدن را تحقق میبخشد. خداوند دربیان مصادیق اهل بصیرت واقعی، به کارکردهای بصیرت نیز اشاره میکند. از جمله در ۷۵سوره انعام و ۴۵سوره ص، از ابراهیم و اسماعیل (ع) یاد میکند که ایشان دارای بصیرت بودند و همین بصیرت به آنان توانایی بسیار بالایی بخشیده بود تا درمقام عمل نیز بتوانند آن چه را به درستی یافتهاند به انجام رسانند. آیه ۶۳ و ۷۳ سوره فرقان به عبادالرحمان اشاره میکند که ایشان به سبب برخوردهای درست خود، از این توانایی برخوردار شدند که در دام شیطان و کوری و نابینایی بیفتند و در مسیر شیاطین گام برندارند. اصولا انسان مومن و متقی از نظر قرآن کسی است که درک درستی از وقایع جاری جهان و جامعه داشته باشد و آن را براساس حقایق هستی تحلیل کند و مسیر درست را بشناسد و برپایه آن بر وقایع جامعه وجهان تاثیرگذار باشد. (هود آیات ۲۳ و ۲۴ و رعد آیات ۱۶ و ۱۹ وفاطر آیه ۳۵ و غافر آیه ۵۸) خداوند درآیه ۱۰۸ سوره یوسف دعوت از دیگران را از زمانی درست و سالم میداند که برخاسته از بصیرت و بینشی روشن و درست باشد. دراین زمان است که میتوان دیگران را به کاری خواند و آنان را به امری توصیه کرد. بر این اساس کسانی که درکارهای خویش بدون بینش درست و روشن گام برمیدارند، خود گمراه هستند و دیگران را نیز به گمراهی میکشانند و میبایست از آنان پرهیز و دوری کرد و از اطاعت آنان سرباز زد.
چرا اهل سنّت بر فرش سجده ميکنند؟
سه شنبه 92/10/24
فقهاي شيعه از فرمايشات و عمل رسول اللَّه صلياللهعليهوآلهوسلم و ائمه عليهمالسلام استفاده کرده و فتوا دادهاند که، شرط است چيزي که بر آن سجده ميشود، يا زمين باشد يا چيزهايي که از زمين ميرويد به شرط اينکه خوراکي و پوشاکي و چيزهاي معدني نباشد، و خلاصه اين که، فرش و کليّه ملبوسات و مأکولات و معادن، از مظاهر دنيا و مورد علاقه نوع بشر است و سجده بر آنها از خلوص و خضوع ميکاهد، لذا طبق روايت معتبر، سجده بر آنها ممنوع شده است (وسائل الشيعة: أبواب ما يسجد عليه، باب 1، ح 1).
شخصي به نام هشام بن الحکم به امام صادق عليهالسلام گفت: به من خبر ده، بر چه چيز سجده جايز است و بر چه چيز جايز نيست؟ فرمود: سجده جايز نيست مگر بر زمين و بر آنچه زمين آن را ميروياند، جز روييدني که خوردني يا پوشيدني باشد. هشام بن الحکم به آن حضرت گفت: فدايت شوم علّت اين که سجده بر خوردنيها و پوشيدنيها جايز نيست، چيست؟
فرمود: علّتش اين است که سجده خضوع براي خداي عزوجل است و سزاوار نيست بر چيزي که خوردني و پوشيدني است سجده نمود، به جهت اينکه دنيا پرستان بنده چيزهايي هستند که ميخورند و ميپوشند و سجده کننده در حال سجده، خداي عزوجلّ را عبادت ميکند، پس سزاوار نيست پيشاني خود را بر معبود - چيز مورد علاقه - دنياپرستان مغرور، قرار دهد.
بر اين اساس فقهاي شيعه سجده بر فرش را صحيح نميدانند و اينکه بر مُهر سجده ميکنند، مهر این خصوصيت ندارد بلکه منظور سجده نمودن بر زمين است ولي به جهت رعايت نظافت و سهولت جابجا نمودن و همراه داشتن، خاک را در اندازههاي مختلف بصورت مهر در ميآورند تا در نماز بر آن سجده کنند.
لازم نيست سجده بر خصوص مهر باشد، بلکه سجده بر سنگ مرمر و سنگ سياه و بر چوب وبر حصير و بر دستمال کاغذي و بر کاغذ و بر تسبيح گِلي يا چوبي و مانند اينها، صحيح است، البته در سجده بر تسبيح بايد دانههاي آن به قدري باشد که پيشاني لااقل به اندازه يک دو ريالي روي دانههاي آن قرار گيرد (عروة الوثقي: فصل في السجود، مسأله 1). ولي اهل تسنّن معتقدند که سجده بر هر چيزي، هر چند فرش کثيف باشد صحيح است.
اولین روزنامهای که با «آیتالله خمینی» مصاحبه کرد
یکشنبه 92/10/22

به گزارش سرویس مجازی خبرگزاری بسیج، پس از رحلت آیتالله العظمی سیدمحمدحسین بروجردی در 10 فروردین 1340، مسئله جانشینی ایشان مورد توجه ویژه مراکز مذهبی قرار گرفته بود. لذا روزنامه کیهان در خبری از صلاحیت امام خمینی(که آن روزها آیت الله خمینی نامیده می شدند) برای مرجعیت خبر داد و برای اولین بار با ایشان مصاحبه کرد.
روزنامه کیهان در ادامه گزارش خود نوشت طبق نظر علمای علوم دینی و کلیه اعضای حوزه علمیه شهر قم چهارده نفر دارای صلاحیت مرجعیت تقلید هستند. نخستین نام در فهرست چهارده نفره روزنامه کیهان «حضرت آیتالله حاج آقا روحالله خمینی» بود.
خبرنگار روزنامه کیهان عصر روز 14 فروردین 1340 راهی قم شد تا مسئله جانشینی آیتالله بروجردی را با علمای اعلام و شخصیتهای مذهبی طراز اول مطرح کند. حضرت آیتالله حاج آقا روحالله خمینی به خبرنگار روزنامه کیهان گفت: «اکنون اعضای حوزه سرگرم عزاداری هستند، لکن پس از تخفیف مجالس سوگواری، مدرسین کار خود [شروع مجدد دروس حوزه علمیه] را آغاز خواهند کرد.»
حضرت آیتالله حاج آقا روحالله خمینی در ادامه درباره آینده حوزه علمیه قم فرمودند: «حوزه علمیه قم را خدا حفظ میکند قبل از مرحوم آیتالله [بروجردی] به دست دیگران محفوظ شد و بعد از ایشان هم امر با خداست، انشاءالله خداوند آن را حفظ خواهد کرد.»
فردوسیپور چند قدم تا جاسوسی برای MI۶ فاصله دارد!
یکشنبه 92/10/22

نگاهی به اخبار فوتبالی ایران در چند سال گذشته، نشان میدهد موج خبری که فردوسیپور پیرامون یک موضوع به راه انداخته، بسیار قوی و تأثیرگذار بوده و بسیاری از واژههایی که این روزها به کلیدواژه اخبار ما بدل شده، برگرفته از همین برنامه است. نمونه آخر آن، موضوع «قلیان» است که ولولهای در فوتبال ایران به پا کرد و همه را به تکاپو انداخت.
در کشوری که گهگاه مصلحت بر حقیقت برتری داشته و مسئولان به دلیل همین مصلحت، چشم از حقیقت پوشاندهاند، حضور فردوسیپور و برنامه جسورانهاش، نعمت است؛ جایی که انگار همه بدنه ورزش کشور از پدیده شیوع قلیان آگاهی داشتند، ولی به علت مصلحت یا هر چیز دیگر، علاقهای به افشای آن نداشتند.
عمق فاجعه تا جایی بوده که پزشک تیم زیر ۲۲ سال روز گذشته در مصاحبهای اعلام کرد که برخی چیزها را نمیتواند بگوید. فردوسیپور با جسارت مسأله را مطرح کرد و به پشتوانه پایگاه اجتماعی برنامهاش، توانست مسئولان را به واکنش وادارد؛ حتی اگر این موضوع به حذف برخی ستارههای جوان از ترکیب تیم ملی کشورمان منجر شود.
اما کار فردوسیپور چندان به مذاق همه خوش نیامده و مخالفان بسیاری داشته است. این مخالفان که حسابشان از منتقدان جداست، فردوسیپور را به آن چیزی متهم میکنند که خود داعیه مبارزه با آن را دارد. همین اتهامات هم فردوسیپور را امسال به مجلس شورای اسلامی کشاند تا درباره پرونده فساد در فوتبال توضیحاتی بدهد.

اما بعد جدید انتقادات عجیب و غریب از عادل فردوسیپور در برنامه ورزش و مردم بود؛ جایی که اسماعیل حسنزاده، انتقادات شدیدی را متوجه فردوسیپور و برنامهاش کرد؛ رئیس کمیتهای که در ماههای اخیر، فعالیتهایش بیشتر در واکنش به گزارشهای برنامه نود بود.
حسنزاده در برنامه ورزش و مردم ضمن انتقاد شدید از برنامه نود، اقدامات فردوسیپور را مغایر فرمایشات رهبری دانست و گفت: «به سلامت این برنامه اطمینانی نداشته و دلایل زیادی برای این صحبت خود داریم. متأسفانه این برنامه با بیانات مقام معظم رهبری مغایرت دارد، زیرا آدمها را به جان هم میاندازد».
این یک مدل همیشگی متهم کردن افراد در ایران است. وقتی مدیری در حوزه فعالیتهای خود نمیتواند وظایفش را به خوبی انجام دهد، با زدن انگهای اینچنینی منتقدانش را از دور خارج میکند. چیزی هم که این روزها خریدار دارد، چنین اتهاماتی است. تازه باید خدا را شکر کرد که فردوسیپور را به همکاری با MI۶ و دیدار با جورج سورس متهم نکردهاند.
نگاهی به کارآیی کمیته انضباطی فوتبال و برنامه نود در فوتبالی که بیش از هر زمان به فساد و تباهی متهم است، نشان میدهد که کدام یک با توجه به اینکه حوزه فعالیتهایشان متفاوت است، در راستای زدودن زنگارها از فوتبال موفق بودهاند.
منبع: تابناک
ازدواج پیامبر اکرم با حضرت خدیجه(س)/تشکیل شورای انقلاب/صدور فرمان تأسیس "عدالتخانه"
یکشنبه 92/10/22
۲۲ دی ۱۳۹۲ خورشیدی برابر با ۱۰ ربیع الاول ۱۴۳۵ هجری و ۱۲ ژانویه ۲۰۱۴ میلادی
ازدواج پیامبر اکرم با حضرت خدیجه(س)/تشکیل شورای انقلاب/صدور فرمان تأسیس “عدالتخانه”
مناسبت های مهم تقویم امروز یکشنبه 22 دی ماه به شرح ذیل است:
تشکیل شورای انقلاب به فرمان “امام خمینی” (ره) (1357ش)
با اوجگیری نهضت اسلامی در سال 1357، اندیشه طرح تشکلی به نام شورای انقلاب در میان روحانیون معتمد حضرت امام(ره) پدید آمد که در سفر شهید مطهری به پاریس، این طرح با امام در میان گذارده شد. با موافقت معظمٌ له، این شورا تشکیل گردید و اعضای آن انتخاب شدند. پس از آن امام خمینی(ره) طی اطلاعیهای، اعضای شورای انقلاب اسلامی را تعیین و وظایف آن را برای مردم تشریح نمودند. اعضای این شورا عبارت بودند از: حضرات آیات سید علی خامنهای، سید محمود طالقانی، سید محمد بهشتی، مرتضی مطهری، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید عبدالکریم موسی اردبیلی، محمدرضا مهدوی کنی و آقایان یداللَّه سحابی، مهدی بازرگان و عباس شیبانی و… . در آستانه پیروزی انقلاب، اعضای این شورا، مهندس بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت موقت پیشنهاد کردند که حضرت امام با این پیشنهاد موافقت نمودند.
پس از پیروزی انقلاب، این شورا با مشروعیت حاصله از حمایتهای مردمی، زمام امور را به دست گرفت. از جمله اقدامات شورای انقلاب، میتوان به تصویب اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ملی شدن بانکها، سامان بخشیدن به دادگاههای انقلاب، برگزاری همهپرسی در رابطه با نظام جمهوری اسلامی، بررسی پیشنویس قانون اساسی، تصویب آیین نامههای مجلس خبرگان و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی و… اشاره کرد. مسؤولیت شورای انقلاب تا زمان تشکیل مجلس شورای اسلامی به طول انجامید و از تاریخ 7 خرداد 1359 وظایف این شورا به مجلس و شورای نگهبان واگذار گردید.
صدور فرمان تأسیس “عدالتخانه” توسط “مظفرالدین شاه قاجار” (1284 ش)
پافشاری و مبارزات مردم مسلمان ایران به رهبری روحانیت، برای به دست آوردن حق تصمیمگیری در امور خویش و برقراری حکومت مشروطه، سرانجام استبدادگران را منزوی و شاه قاجار را به پذیرش درخواست ایشان ناچار ساخت. بست نشینان در حرم حضرت عبدالعظیم، با واسطه قرار دادن سفیر عثمانی، خواستههای خویش از جمله تأسیس عدالتخانه در سراسر کشور را به دولت اطلاع دادند. مظفرالدینشاه نیز که شور و هیجان مردم را در این امر دیده بود، بدون هیچ درنگی حکم تأسیس عدالتخانه را صادر نمود. بدین ترتیب نخستین کوششهای مردم آزادمنش ایران و رهبرانشان به خصوص آیتاللَّه سید محمد طباطبایی که اولین بار، تأسیس عدالتخانه توسط وی مطرح شد به ثمر نشست و راه برای تحقق خواستههای مهمتر که همان پذیرش مشروطیت بود، هموار گشت. به دنبال صدور این فرمان، آیتاللَّه سید عبداللَّه بهبهانی و سید محمد طباطبایی به همراه سایر علما پس از یک ماه تحصُّن باشکوه و احترام فراوان و با استقبال مردم، وارد شهر شدند.
رحلت آیت اللَّه “سید ابوالقاسم دهکُردی اصفهانی” (1313 ش)
آیتاللَّه سید ابوالقاسم دهکردی اصفهانی در حدود سال 1234 ش در دهکُرد از توابع شهرکرد به دنیا آمد. وی علاوه بر مراتب علم و دانش، خطیبی توانا بود و مردم بسیاری از خواص و عوام از مجالس وعظ او استفاده میکردند. برخی از آثار این عالم بزرگ از این قرارند: شرح بر شرایع در دو جلد، جَنَّةُ الماوی در اخلاق، حاشیه بر تفسیر صافی و وسیلة النجاة. سرانجام آیتاللَّه دهکردی اصفهانی در 22 دی ماه 1312 ش برابر با ششم شوال 1353 ق در 79 سالگی بدرود حیات گفت و جنازه این مرجع بزرگ پس از تشییعی باشکوه در جوار مقبره حضرت زینب بنت موسی بن جعفر(ع) در اصفهان به خاک سپرده شد.
محکومیت انتشار مقاله توهینآمیز روزنامه اطلاعات علیه امام توسط مراجع تقلید (1356 ش)
در پی قیام خونین نوزدهم دی ماه 1356 در قم و تبلیغات کاذب و انحرافی رسانههای رژیم شاه و پشتیبانان خارجی آن بر ضد این قیام، حضرت آیتاللَّه گلپایگانی در نامهای به آیتاللَّه سید احمد خوانساری در تهران، خواستار کمک ایشان در مقابله با این تبلیغات شد. همچنین حضرات آیات مرعشی نجفی، میرزا هاشم آملی و شیخ مرتضی حائری یزدی با انتشار اعلامیههایی، چاپ مقاله توهینآمیز در روزنامه اطلاعات بر ضد امام خمینی و فاجعه 19 دی ماه قم به دست عوامل رژیم پهلوی را شدیداً محکوم کردند.
عملیات کوچک ظفر 5 در استان کرکوک و دیاله عراق توسط سپاه (1366ش)
شهادت دکتر مسعود علی محمدی ، دانشمند هسته ای ایران (1388ش)
مسعود علیمحمدی (3 شهریور 1338 - 22 دی 1388 در تهران) استاد فیزیک دانشگاه تهران بود که در بامداد 22 دی ماه 1388 و در سن 50 سالگی، به هنگام بیرون آمدن از منزلش بر اثر انفجار یک بمب کنترل از راه دور به دست عوامل موصاد به شهادت رسید. او مدرک کارشناسی را از دانشگاه شیراز (1364) و کارشناسی ارشد (1367) و دکترای فیزیک با گرایش ذرات بنیادی را از دانشگاه صنعتی شریف در سال 1371 کسب کرد.
او از دانشجویان نخستین دوره دکترای فیزیک در داخل ایران بود و نخستین شخصی است که در ایران دکترای خود را در فیزیک دریافت نمودهاست. تخصص اصلی او ذرات بنیادی، انرژیهای بالا و کیهانشناسی بودهاست. با پژوهشگاه دانش های بنیادی (مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات) نیز طی سال های 1376 تا 1380 همکاری داشتهاند. وی از سال 1374 در دانشکده فیزیک دانشگاه تهران مشغول به تدریس بود و عضو هیئت علمی و ممیزه این دانشگاه بود. وی همچنین در مقاطع مختلف تحصیلی شاخه فیزیک در تربیت معلم، وی همچنین به عنوان استاد راهنما و مشاور در پروژه های پایان نامه های مرتبط با علوم فیزیکی، به فعالیت مشغول بوده.
درگذشت شاهرخ اورامی ، از شاعران آیینی ایران(1391ش)
«شاهرخ اورامی»، شاعر کردستانی متخلص به ماموستا اهون، متولد 1332 شهرستان سنندج، پنجشنبه 22 دی در سن 59 سالگی به دلیل ایست قلبی در بیمارستان توحید سنندج درگذشت. این شاعر یکی از شاعرانی بود که با این که خود اهل سنت بود، اما شعرهای زیادی در مدح اهل بیت سروده بود. از آثار این شاعر کشورمان میتوان به «تولای علی(ع) در فرهنگ کردهای اهل سنت جهان»، «شعاع مهر حسین(ع)»، «دیوان شعر کردی فاطمی و علوی»، «تولای حسین(ع) در ادب اهل تسنن»، «مهر رضوی در آیینه ادبای کرد» و «ترا من دوست دارم» اشاره کرد.
آیت الله مسیح تهرانی درگذشت.(1350ش)
مورگان شوستر خزانه دار کل ایران که بر اثر اولتیماتوم روس برکنار شده بود با دریافت خسارت تهران را ترک کرد. (1290ش)
وفات عبدالمطلب جدّ بزرگوار پیامبر گرامی اسلام (ص) (8 عامالفیل)
ابوحارث عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف، بزرگ قبیلهٔ قریش در زمان جاهلیت و از بزرگانِ عرب بود. عبدالمطّلب جد پدری حضرت محمد(ص) و امام علی(ع) است. از جمله آثار عبدالمطلب، حفرِ چاه زمزم است. او نذر کرد که هرگاه، خدایِ متعال، به او ده فرزند پسر کرامت کند، یکی از آن جمله را به سُنَّت جدش، ابراهیم(ع)، قربانی کند. خدای، حاجتش برآورد و او را ده پسر عنایت فرمود. عبدالمطلب بر آن شد که نذرش را ادا کند. قرعه به نام عبداللَّه، پدر حضرت محمد(ص) افتاد. چون خواست او را قربان کند، خویشانِ مادری، او را ممانعت کردند. سرانجام با راهنمایی یکی از بزرگان، قرار بر این شد که دیهٔ یک نفر را به جای عبداللَّه قربانی کنند که صد شتر معیَّن گردید. چون عبدالمطلب را مرضِ موت رسید، ابوطالب را بخواند و او را گفت: محمد(ص) را از دل و جان مواظب باش که این کودک، رایحهٔ پدر را استشمام ننموده و مهر مادر ندیده. این کودک را آیندهای پس شگفت در پیش است. تو مسؤولی در دوران کودکی، مراقب و مواظب او باشی، مبادا آسیبی به وی رسد. پیامبر بزرگ اسلام، در زمان رحلت جدّ خود، هشت سال داشت.
ازدواج پیامبر اکرم با حضرت خدیجه(س) پانزده سال قبل از بعثت (25 عامالفیل)
پیامبر اکرم(ص) در 25 سالگی با مشورت و یاری عمویش ابوطالب(ع) با بانوی صاحب نام قریش، خدیجه بنت خُویْلَد ازدواج نمود. خدیجهٔ کبری(س) در تمام 25 سال زندگی مشترک با پیامبر اکرم(ص) یار و غمخوار آن حضرت بود. او نخستین کسی بود که به دین اسلام ایمان آورد و با ایمان خویش مایهٔ آرامش خاطری برای نبی مکرم اسلام شد. آن بانوی مکرّمه، ثروت هنگفت خود را در راه رشد و تبلیغ دین اسلام به پیامبر واگذار کرد و نقش مهمی در پیشرفت این دین آسمانی ایفا نمود. ثمرهٔ شیرین ازدواج خدیجه با پیامبر اسلام دو پسر و چهار دختر به نامهای قاسم، عبداللَّه، رقیه، زینب، امکلثوم و حضرت فاطمهٔ زهرا(س) بود.
درگذشت “ابن قُولَوِیْهْ” از بزرگان امامیه در حدیث و فقه (368 ق)
شیخ ابوالقاسم جعفر بن محمد بن جعفر بن موسی بن قُولَوِیْه قمی معروف به ابن قولویه، از مشاهیر فقهای امامیه و بزرگان حدیث قرن چهارم هجری است که در کلمات علمای رجال، از او به عظمت یاد شده است. تاریخُ الشهورِ و الحَوادِث، الشَّهادات، کامِلُ الزّیارات و… از تالیفات او هستند. وی در کاظمین وفات یافت و در پایین پای حضرت امام جواد و در کنار شیخ مفید، مدفون گردید.
اشغال جزیرهٔ هرمز به دست پرتغالیها (913 ق)
در سال 912 ق یک ناوگان پرتغالی به فرماندهی دریاسالار آلفونس آلبوکرک به جزیرهٔ هرمز در خلیج فارس رسید. نمایندهٔ پادشاه پرتغال فوراً به اهمیت فوقالعاده راهبردی و تجاری محل که مسلط بر مدخل ورودی خلیج فارس بود پی برد. زیرا از آن محل، ارتباطات پرتغالیها با هند محافظت میشد. پرتغالیها جزیره را تصرف کردند و حاکم هرمز، تابع پادشاه پرتغال گردید و با پرداخت خراج سالانه موافقت کرد. این امر به بروز برخورد با شاه اسماعیل اول صفوی انجامید. آلبوکرک مجبور شد در سال 913 ق از هرمز حرکت کند، اماکاملاً مصمم بود تا دراولین فرصتی که پیش آید آن را باز پس گیرد. آلبوکرک در سال 920 ق به هرمز بازگشت و معاهدهای با شاه اسماعیل منعقد کرد که پیروی حاکم هرمز را از پرتغال تصدیق میکرد.
تولد “جک لندن” نویسنده بلند آوازه امریکایی (1876م)
جک لندن نویسنده شهیر امریکایی در 12 ژانویه سال 1876م در سانفرانسیسکو به دنیا آمد. در نوشتههای جک لندن که متأثر از افرادی همچون چارلز داروین، کارل مارکس و فردریک نیچه میباشد، غالباً تجزیه و تحلیلهای بسیار دقیق اجتماعی مشهود است. جک لندن، مدافع مستمندان و بینوایان و طرفدار اصل زندگی مرفه برای همه است. عصیان بر ضد جامعه و برضد عقاید باطل و خرافی در همه آثار او به چشم میخورد. کمتر کسی در میان نویسندگان امریکایی از چنین پیروزی و محبوبیت عام و مداوم در کشور و خارج از کشورش برخوردار بوده است. عشق به زندگی، انسانهای تهیدست، ندای جنگل و سپید دندان از مشهورترین رمانهای اوست. وی در مدت هجده سال نویسندگی، بیش از پنجاه داستان بلند و 125 داستان کوتاه نگاشت. جک لندن سرانجام در 22 نوامبر سال 1916م بر اثر عصیان روحی برضد اجتماع و تطابق نیافتن با شیوه زندگی زمان، در چهل سالگی خودکشی کرد.
مرگ “نیکلای پادگورنی” رئیس جمهور سابق شوروی (1983م)
نیکلای ویکتوریویچ پادْگورنی سیاستمدار با سابقه شوروی سابق و رئیس جمهور این کشور، در سال 1903م به دنیا آمد. وی پس از طی تحصیلات خود، در 27 سالگی به حزب کمونیست پیوست. پادگورنی در سال 1953م به عضویت کمیته مرکزی حزب کمونیست درآمد و دو سال بعد عضو هیأت رییسه شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی گردید. پادگورنی عاقبت در سال 1965م پس از استعفای میکویان، به مقام صدر هیأت رییسه اتحاد جماهیر شوروی دست یافت و به مدت 12 سال ریاست جمهوری شوروی را برعهده گرفت.
پادگورنی این مقام را در 1977م بر اثر یک رقابت قدرت طلبانه سیاسی با لئونید بِرِژنف دبیر کل وقت حزب کمونیست شوروی از دست داد و از دفتر سیاسی حزب اخراج شد. او سه هفته بعد نیز بدون هیچ توضیحی از ریاست هیأت رییسه کنار گذاشته شد. نیکلای پادگورنی سرانجام در 12 ژانویه 1983م در هشتاد سالگی در مسکو درگذشت.