ویترین مغازه های شهرمان خط مقدم جبهه غرب

ویترین مغازه های شهرمان خط مقدم جبهه غرب
ویترین مغازه های شهرمان خط مقدم جبهه غرب هستند اما ما خیلی ساده از کنار آن می گذریم
و حتی به اثرات منفی و فاجعه ای که بعد از آن گریبان گیر ما و جامعه ما می شود فکر نمی کنیم
و کسانی هم که باید جلوی این فاجعه را بگیرند یا خوابند یا خودشان را به خواب زده اند.

به نقل ازجم خبر، ویترین مغازه های شهرمان خط مقدم جبهه غرب هستند اما ما خیلی ساده از

کنار آن می گذریم و حتی به اثرات منفی و فاجعه ای که بعد از آن گریبان گیر ما و جامعه ما می شود

فکر نمی کنیم و کسانی هم که باید جلوی این فاجعه را بگیرند یا خوابند یا خودشان را به خواب زده اند.

با گذشتن از خيابان‌هايي كه مغازه‌هاي بوتيك و فروش لباس در آنجا فعاليت دارند، متوجه كسي يا

كساني مي‌شويم كه از پشت ويترين نگاهمان مي‌كنند!!!! روي كه برمي‌گردانيم با مانكني بي‌جان

مواجه مي‌شويم با لباس‌هاي رنگارنگ و مدل‌هاي ظاهري و پوششي عجيب و غريب و ژست‌هاي

نابهنجار!

 



مانكن‌هايي با شباهت بسيار به برخي از شهروندان؛ برخي با لباس‌ها و آرايشي كوركننده
كه در بازار رقابت، وسيله‌اي شده‌اند براي جذب هر چه بيشتر مشتريان و رهگذران كه
با ديدن ويترين‌ها و مانكن‌ها به خريدن لباس تشويق مي‌شوند. لباس‌هايي كه در تن ما
آدم‌ها هم معقول و مطابق عرف نيستند ولي تا وقتي در تن مانكن‌ها هستند ظاهراً
اشكالي بر آنها وارد نيست! مانكن‌هايي كه الگويي براي نوع پوشش ما هستند.



آری جبهه دشمن قسم خورده ما جای دوری نیست، همینجاست، پشت ویترین مغازه هایمان…

 

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
نظر خود را نسبت به این وبلاگ اعلام نمائید.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

پاسخ دندان شکن دانشجو به استاد!

دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود.

استاد پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟ کسی پاسخ نداد.

استاد دوباره پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟ دوباره کسی پاسخ نداد.

استاد برای سومین بار پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟ برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد. استاد با قاطعیت گفت: با این وصف خدا وجود ندارد.

دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند. استاد پذیرفت. دانشجو از جایش برخواست و از همکلاسی هایش پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟ همه سکوت کردند.

آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟ همچنان کسی چیزی نگفت.

آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟

وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد، دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد!

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
نظر خود را نسبت به این وبلاگ اعلام نمائید.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

چرا پيامبر هر روز ۷۰مرتبه استغفار مي‌كرد؟

حجت‌الاسلام مسعود عالي استاد حوزه علميه درباره ولادت با سعادت پيامبر اكرم(ص) گفت: تمام انبياء گذشته زمينه‌ساز آمدن حضرت رسول(ص) بوده‌اند تا توحيد تام و مراتب بالاي هدايت را تا جايي كه بشر به آن نياز دارد را تا روز قيامت براي آن‌ها بياورد.

حجت‌الاسلام عالي خاطرنشان كرد: در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه همواره غفلت‌ها پمپاژ مي‌شود و گرد و غبار بر دل‌هاي ما مي‌نشيند، اگر كسي خودش جهت‌گيري نكند، زير اين گرد و خاك‌ها و غفلت‌ها مدفون خواهد شد، بنابراين ما به يك گردگيري نياز داريم. حضرت رسول(ص) مي‌فرمايند: گهگاهي گرد و غباري بر دل من مي‌نشيند كه من در هر روز 70 مرتبه استغفار مي‌كنم. وقتي پيامبر(ص) با دل پاك و با صفاترين روح عالم، استغفار مي‌كند ما چه بايد بگوييم؟ در مقابل اين پمپاژ غفلتي كه در دنيا صورت مي‌گيرد ما بايد دائم خودمان را شارژ كنيم.

وي به بيان راهكارهاي دوري از غفلت پرداخت و گفت: شنيدن موعظه به نوعي غبارهاي دل را مي‌زدايد؛ دانستن غير از شنيدن است، حضرت امير(ع) زماني به يك فردي فرمودند: مرا موعظه كن! آن فرد گفت: شما كه همه چيز را خودتان مي‌دانيد من چه چيزي به شما بگويم؟ حضرت فرمودند: در شنيدن اثري است كه در دانستن نيست، ‌بنابراين موعظه، دل را جلا داده، صيقل مي‌بخشد و غفلت‌ها و گرد و غبارها را دور مي‌كند.

اين استاد اخلاق، گام بعدي دوري از غفلت‌ها را قرائت قرآن، ياد مرگ و رفتن به قبرستان و تأمل كردن در آن، نشست و برخاست با افراد اهل دل برشمرد و اظهار داشت: اگر از عواملي كه انسان را شارژ مي‌كند در مقابل غفلت‌ها استفاده شود، فطرت دروني انسان بيدار و شكوفا مي‌شود، همچنين در مقابل طوفاني كه در آخرالزمان از جانب شيطان نسبت به دين‌داران به راه مي‌افتد، بايد به اين امور متصل شد تا نور مطهر پيامبر و آلش در آيينه وجودمان بتابد و آن را جلا دهد.

  • نظر از: رحیمی
    1392/11/01 @ 01:55:09 ب.ظ

    رحیمی [عضو] 

    با سلام
    مطلب خوبی بود.ممنونم.

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
نظر خود را نسبت به این وبلاگ اعلام نمائید.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

نگاه‎های آلوده به گناه در اينترنت

 
نگاه

روز گرمي بود، زن جواني كه لباس كافي نپوشيده بود در حال عبور از خيابان بود، در همان حال مردي از مسلمانان چشمش به او افتاد، با ديدن زن تحريك شد و به دنبالش به راه افتاد، اندام آن زن و برجستگي‌هاي بدنش تمام فكر مرد را مشغول كرده بود، در همين حين بود كه پيشاني‌اش با استخواني كه از ديواري بيرون آمده بود برخورد كرد، خون، تمام صورتش را سرخ كرد.

با همين صورت خوني خدمت رسول خدا رسيد و جريان را به ايشان نقل كرد، كه اين مساله آسماني شد و قانون گذار اصلي و خالق همه انسان‌ها كه از علت‌هاي افعال آگاه است دستوري صادر فرمودند كه براي همه انسان‌ها لازم الاجرا است. خداوند فرمودند: «به مؤمنان بگو چشم‌هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند، و عفاف خود را حفظ كنند اين براى آنان پاكيزه‏‌تر است خداوند از آن‌چه انجام مى‏‌دهيد آگاه است.» [۱]

خداوند مهربان و حكيم در اين آيه شريفه به مومنان دستور داده است كه نگاه خود را مديريت كنند و هنگامي كه نامحرمي را ميبنينند وسعت نگاهشان را از روي او بردارند، و اين دستور خداوند قطعا به خاطر اين است كه يكي از عواملِ تحريك شهوت و انحراف، نگاه است.

همان گونه كه نگاه كردن به زن نامحرم در فضاي حقيقي و زندگي روزمره مي‌تواند شهوت را تحريك كند و انسان را به سوي گناه سوق دهد در فضاي مجاز نيز؛ همين خاصيت تحريك كردن به وسيله نگاه، امكان پذير است.

ديدن تصاوير مبتذل خواه از طريق موبايل، يا ماهواره و يا اينترنت باشد قطعا شهوت را تحريك مي‌كند و اولين مرحله زنا همين نگاه كردن است همان گونه كه رسول گرامي اسلام مي‌فرمايد: «برای هر عضوی بهره‌ای از زناست، زنای چشم، نگاه آلوده (چشم چرانی) است. و زنای زبان سخن نابجا و شهوانی با نامحرم است. زنای گوش شنیدن چیزهای حرام (مانند موسیقی و سخنان شهوانی و…) است. و زنای دست دراز کردن آن به سوی نامحرم و زنای پا، رفتن به مجلس گناه و… می باشد.»[۲]

اين روايت، براي پيشگيري از گناه است؛ يعني انسان بدون مقدمه به عمل منافي با عفت مبتلا نمي‌‏شود. بلكه اول نگاه مي‌‏كند و به دنبال آن دل و فكر انسان متوجه نامحرم مي‏‌شود، و اگر بر نفس خود مسلّط نشود، به زنا آلوده مي‌‏شود؛ لذا اسلام براي اين كه از همان قدم اول جلوي گناه را بگيرد، مي‏‌فرمايد: زنا و يا هر گناه ديگر مراتب و درجاتي دارد كه به تدريج به مرحله نهايي منجر مي‏‌شود؛ بنابراين مؤمن بايد قدم اول را برندارد، تابه مراحل بعدي كشيده نشود.

بلي، مرحله نهايي زنا تماس و دخول است، اما چون تا مقدمات و نگاه به نامحرم نباشد، كار به آن جا نمي‏‌رسد، لذا از نگاه به نامحرم به عنوان عمل شنيع زنا ياد شده است.

به خاطر همين است كه همه مراجع تقليد در پاسخ به اين سوال كه «نگاه کردن به عکس‌های عریان و برهنه زنان و مردان مسلمان و غير مسلمان چه حکمی دارد؟ فرموده‌اند: «اگر با قصد لذت باشد, حرام است و بنابر احتیاط واجب بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام نیز جایز نیست.» [۳] و برخي ديگر از مراجع فرموده‌اند: نگاه به آن‌ها جایز نیست  هر چند بدون قصد لذت باشد[۴]

البته همان گونه كه مرد‌ها بايد مواظب نگاه خود باشند و تصاوير و مطالب هر سايتي را نخوانند و نگاه نكنند زن‌ها نيز تكاليفي دارند كه با رعايت كردنش قطعا به نفع خودشان عمل كرده‌اند خداوند در  قرآن كريم زنان را نيز به حفط نگاه و حجاب دعوت كرده و فرموده است: «و به آنان با ايمان بگو چشم‌هاى خود را (از نگاه هوس‏‌آلود) فروگيرند، و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را- جز آن مقدار كه نمايان است- آشكار ننمايند و (اطراف) روسرى‏‌هاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود)، و زينت خود را آشكار نسازند مگر براي…» [۵]

طبق اين آيه شريفه زنان نيز همانند مرد ها مكلف به كنترل چشم و همچنين حفظ حجاب و رعايت حدود الهي هستند و قطعا رعايت كردن اين موارد به نفع خود زنان است چرا كه اگه اگر حجاب خود را حفظ كنند از گزند_ انسان‌هايي كه شهوتشان براي لحظه‌اي تحريك شده و بعد از ارضا آن زن را رها كرده و مي‌روند_ در امان خواهند بود، و اين باعث مي‌شود زنان با ازدواج به خواست‌هاي خود برسند كه در سايه ازدواج هم لذتشان هميشگي خواهد بود و هم نياز هاي ديگرشان تامين خواهد شد.

با توجه به مطالب فوق مي‌شود به اين نتيجه رسيد كه مهم‌ترين اخلاقيات اينترنتي حفظ نگاه است، چرا كه نگاه همانند همان شعله كبريتي است كه اگر برافروخته شود تلي از چوب را با خود خواهد سوزاند و نگاه هم اگر كنترل نشود خرمني از ايمان را با شعله‌هاي شهوت مي‌سوزاند و از بين مي‌برد.

———————————————

منابع:

[۱]. «قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعُونَ». [سوره نور آيه ۳۰]
[۲].«لِکُلِّ عُضوٍ حظٌ مِنَ الزِّنا فالعَینُ زناهُ النّظرُ و اللسانُ زناهُ الکلامُ، و الاُذُنانُ زناهُما السَّمعُ، وَالیدانُ زناهُما البَطشُ و الرّجلان زناهما المشی…».. [ وسایل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۳۸]
[۳].سیستانی, تعلیقات علی العروة, (احکام التخلی ) تبریزی, صراط النجاة, ج ۳, س ۷۷۸   خامنه ای,اجوبة الاستفتاءات, س ۱۳۱۴   فاضل, جامع المسائل, ج ۱, س ۱۷۳۱ و تعلیقات علی العروة, ج ۱, (احکام التخلی ) امام, تعلیقات علی العروة, (احکام التخلی), م ۲  
[۴]. مکارم, استفتاءات, ج ۲, س ۱۰۳۳, تعلیقات علی العروة, (احکام التخلی ), م ۲   صافی, جامع الاحکام, ج ۲, س ۱۷۰۷   نوری, التعلیقات علی العروة, (احکام التخلی ), م ۲   دفتر: بهجت.
[۵]. «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ …». [سوره نور آيه ۳۱]








هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
نظر خود را نسبت به این وبلاگ اعلام نمائید.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

اذیت نمی‌شوی با این پارچه دراز دور و برت؟

داشتم سجاده آماده می کردم برای نماز، همین که چادر مشکی ام را از سر برداشتم تا چادر نماز بر سر کنم گفت: این همه خودت را بقچه پیچ می کنی که چی؟

بر گشتم به سمت صدا، دختری را دیدم که در گوشه ی نمازخانه نشسته بود.

پرسیدم: با منی؟

گفت: بله! با تو ام و همه ی بیچاره های مثل تو که گیر کرده اید توی افکار عهد عتیق! اذیت نمی شوی با این پارچه ی دراز دور و برت؟ خسته نمی شوی از رنگ همیشه سیاهش؟

تا آمدم حرف بزنم گفت: نگاه کن ببین چقدر زشت می شوی ، چرا مثل عزادارها سیاه می پوشی؟ و بعد فقط بلدید گیر بدهید به امثال من.

خندیدم و گفتم: چقدر دلت ﭘُر بود دوست من! هنوز اگر حرف دیگری مانده بگو.

خنده ام را که دید گفت: نه! حرف زدن با شماها فایده ندارد.

گفتم: شاید حق با تو باشد عزیزم. پرسیدم ازدواج کردی؟ گفت: بله.

گفتم من چادر را دوست دارم. چادر ؛ مهربانیست .

با سرزنش نگاهم کرد که یعنی تو هم مثل بقیه ای…

گفتم؛ چادر سر می کنم، به هزار و یک دلیل. یکی از دلایل چادر سر کردنم حفظ زندگی توست .
با تعجب به چهره ام نگاه کرد.

پرسیدم با همسرت کجا آشنا شدی؟ گفت: فلان جا همدیگر را دیدیم، ایشان پیشنهاد ازدواج داد، من هم قبول کردم.

گفتم خوب ؛ خدا قبل از دستور دادن به من که خودم را بپوشانم به مرد ها می گوید ؛ غض بصر داشته باشید یعنی مراقب نگاهتان باشید . تکلیف من یک چیز است و تکلیف مردان یک چیز دیگر . این تکالیف مکمل هم اند ، یعنی اگر مردی غض بصر نداشت و زل زد به من ، پوشش من باید مانع و حافظ او باشد ، و من اگر حجاب درست و حسابی نداشتم ، غض بصر مرد و کنترل نگاهش باید مانع و حافظ من باشد.

همسر تو، تو را “دید”، کشش ایجاد شد، و انتخابت کرد. کجا نوشته شده است که همسرت نمی تواند از تماشای زنانی غیر از تو لذت ببرد، وقتی مبنای انتخاب برای او نگاه است؟!

گفت: خوب… ما به هم تعهد دادیم.

گفتم: غریزه، منطق نمی شناسند، تعهد نمی شناسد. چه زندگی ها که با یک نگاه آلوده به باد فنا رفت.

من چادر سر می کنم ، تا اگر روزی همسر تو به تکلیفش عمل نکرد ، و نگاهش را کنترل نکرد ، زندگی تو ، به هم نریزد . همسرت نسبت به تو دلسرد نشود . محبت و توجه اش نسبت به تو که محرمش هستی کم نشود . من به خودم سخت می گیرم و در گرمای تابستان زیر چادری که بیشتر شبیه کوره است از گرما هلاک می شوم ، زمستان ها زیر برف و باد و باران برای کنترل کردن و جمع و جور کردنش کلافه می شوم ، بخاطر حفظ خانه و خانواده ی تو . من هم مثل تو زن هستم . تمایل به تحسین زیبایی هایم دارم . من هم دوست دارم تابستان ها کمتر عرق بریزم ، زمستان ها راحت تر توی کوچه و خیابان قدم بزنم . من روی تمام این علاقه ها خط قرمز کشیدم ، تا به اندازه ی سهم ِ خودم حافظ ِ گرمای زندگی تو باشم .

سکوت کرده بود.

گفتم؛ راستی… هر کسی در کنار تکالیفش، حقوقی هم دارد. حق من این نیست که زنان ِ جامعه ام با موهای رنگ کرده ی پریشان و صد جور جراحی ِ زیبایی، چشم های همسر من را به دنبال خودشان بکشانند.

حالا بیا منصف باشیم. من باید از شکل پوشش و آرایش تو شاکی باشم یا شما از من؟

بعد از یک سکوت طولانی گفت؛ هیچ وقت به قضیه این طور نگاه نکرده بودم … راست می گویی
منبع: جهان نیوز

 
  • فاطمه
    نظر از: فاطمه
    1392/10/30 @ 10:18:48 ق.ظ

    فاطمه [بازدید کننده] 

    آفرین زهرا خانم مطلب جالبی بودحتی برای من که چادری هستم موفق باشید

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
نظر خود را نسبت به این وبلاگ اعلام نمائید.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.