- آیت الله اعرافی: شهادت اسماعیل هنیه تجاوز به حریم کشورمان بود / انتقام مهمان عزیز گرفته شود
- آغاز سربازی امام زمان عجل الله تعالی فرجه
- سردار مثل پدر
- حضرت زهرا سلام الله علیها در کلام رهبری
- دلنوشته شیعه در فاطمیه
- شعار سال حوزه «حوزه و فضای مجازی»/ حوزه علمیه اجازه توهین به مقدسات را نمی دهد
- نگویید جامانده ایم
- اربعین و فصل عاشقی
- اعمال روز اربعین
- شفای بیماری چشم آیت الله بروجردی بوسیله گِل عزاداری سید الشهدا علیه السلام
نظر دو تن از مراجع تقليد در خصوص دختر سه ساله امام حسين(علیه السلام)
شنبه 95/08/15
پنجم صفر سالروز شهادت ريحانه امام حسين(علیه السلام) حضرت رقيه(سلام الله علیها) است که سندي بر مظلوميت خاندان پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ميباشد، عدهاي از ارادتمندان به ساحت قدسي اهل بيت(علیهم السلام) در پاسخ به شبههاي که در برخي محافل مطرح شده نظر دو تن از مراجع عظام تقليد شيعه در اين خصوص را با طرح 4 سؤال جويا شدهاند.
1-صحت وجود دختري با مشخصاتي که ارباب مقاتل در مورد کيفيت شهادت آن بزرگوار نقل کردهاند (درخرابه شام) چيست؟
2-صحت انتساب چنين دختري به امام حسين(علیه السلام) چگونه ميباشد؟
3-صحت انتساب حرم موجود در نزديک دمشق به دختري به نام حضرت رقيه(سلام الله علیها) چگونه است؟
4-با توجه به موارد گفته شده و پاسخهاي حضرت عالي انجام نذر و اداي آن داراي چه حکمي است؟
متن کامل نظرات اين دو مرجع تقليد تقديم ميگردد:
پاسخ آيتاللهالعظمي مکارم شيرازي
...
بسمهتعاليشکي نيست که دختر کوچکي از امام حسين(علیه السلام) در شام از دنيا رفت و در آنجا دفن شد و حرم فعلي منسوب به همان دختر است، اما اين که نام آن دختر رقيه بوده يا نام ديگري داشته در بين دانشمندان اسلامي اختلاف نظر وجود دارد هر چند معروف اين است که نامش رقيه است.
هميشه موفق باشيد.
پاسخ آيتاللهالعظمي نوري همداني
بسمهتعالي
در کتابهايي چون کامل بهائي و نفسالمهموم و کتابهاي معتبر ديگر دختر خردسالي که برخي نام او را رقيه ناميدهاند و در شام به شهادت ميرسد، براي امام حسين(علیه السلام) ذکر کردهاند و اگر کسي براي آن حضرت نذر کند، بايد آن را ادا نمايد و مضجع موجود در دمشق متعلق به آن حضرت است.
زیارتنامه حضرت رقیه سلام الله علیها
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنـا رُقَیَّةَ، عَلَیْکِ التَّحِیَّةُ وَاَلسَّلامُ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِسـاءِ الْعالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ خَدیجَةَ الْکُبْرى اُمِّ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُخْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الصِّدّیقَةُ الشَّهیدَةِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا التَّقیّةُ النَّقیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الزَّکِیَّةُ الْفاضِلَةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْبَهِیَّةُ، صَلَّى اللهُ عَلَیْکِ وَعَلى رُوحِکِ وَبَدَنِکِ، فَجَعَلَ اللهُ مَنْزِلَکِ وَمَاْواکِ فِى الْجَنَّةِ مَعَ آبائِکِ وَاَجْدادِکِ، الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الْمَعْصُومینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدّارِ، وَعَلَى الْمَلائِکَةِ الْحـافّینَ حَوْلَ حَرَمِکِ الشَّریفِ، وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، وَصَلَّى اللهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّد وَآلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ وَسَلَّمَ تَسْلیماً بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
منبع:مشرق نیوز
نقش موثر حضرت رقیه(س) در تبدیل واقعه عاشورا به یک جریان سیال تاریخی
شنبه 95/08/15
جریان کربلا محدود به واقعه عاشورا نیست؛ چراکه پس از آن با ادامه حرکت کاروان اسرا، مبارزه خاندان اهل بیت با یزید همچنان ادامه داشت. ادامه نهضت حسینی را میتوان از خطبههای غرای امام سجاد (ع) تا نقش بیدارگری حضرت زینب(س) در شهرهای بزرگی چون کوفه و شام دانست.
چه بسیار مسیحیان و یهودیانی که به وسیله کاروان اسرا مسلمان شدند و از همه پررنگتر آن که، خانواده یزید و غلامانش با دیدن اهل بیت پیامبر در اسارت از او بیزاری جستند و جزء محبین خاندان عصمت و طهارت شدند.
...
حضرت رقیه (س) یاقوتی درخشنده در شهر شامنهضت حسینی با یادگار گذاشتن نشانهای گرانقدر( حضرت رقیه) در شهر شام باعث دگرگونی عمیق و تغییری شگرف در شهر شام شدند؛ زيرا شهر شام از زمان عثمان، خلیفه سوم تحت امارت معاویه بوده و به گواهی تاریخ او از همان زمان در تدارک تشکیل حکومت بنیامیه بود.
پس از مرگ عثمان و به حکومت رسیدن امام علی(ع) وی حاضر به بیعت با امام نشد و از ایشان امارت شهر شام را درخواست کرد و به سبب آن که امام امارت شهر شام را به وی واگذار نکرد، جنگ صفین و ماجرای حکمیت روی داد.
پس از مرگ عثمان و به قدرت رسیدن معاویه او دست به جنایات بسیار عجیب و خطرناکی در عالم اسلام زد. اثرات ظلمی که معاویه در حق اسلام و مسلمین کرد قابل توصیف و شمارش نیست.
جریانسازی خطرناک معاویه علیه اسلام
از جمله آن میتوان به رواج سب و لعن امام علی (ع) و جعل احادیث احادیث پیامبر اشاره کرد. در کتاب أسرار آل محمد عليهم السلام نقل شده: معاويه قاريان اهل شام و قاضيان آن را فرا خواند و به آنان اموالى داد و ايشان را در نواحى و شهرهاى شام پراكنده ساخت. آنان هم مشغول به نقل روايات دروغين شدند و پايههاى باطلى را براى مردم پايهگذارى كردند. آنان به مردم چنين خبر مىدادند كه على عليه السلام عثمان را كشته و بدين وسيله اهل شام را به معاويه متمايل كردند و همه اهل شام متفق الكلمه شدند.
برنامه بيستساله معاويه بر ضد ولايت اميرالمؤمنين (ع)
معاويه اين برنامه را بيست سال ادامه داد و در تمام مناطق تحت حكومتش آن را اجرا مىكرد، تا آنكه اراذل شام و ياران باطل نزد او آمدند و بر سر غذا و آب او نشستند.
او به آنان اموال مىداد و براى ايشان زمينها را قسمت مىكرد و خوراكى و نوشيدنى به آنان مىخورانيد، تا آنجا كه خردسالان با اين برنامه بزرگ شدند و بزرگسالان پير شدند و عربهاى بيابانى با اين عقايد به شهرها كوچ كردند. اهل شام لعن شيطان را ترك كردند و بر على(ع) لعن كردند و نوشتهاى هم به همه شهرها براى كارمندانش نوشت كه: «امانم را برداشتم از كسى كه حديثى در مناقب على بن ابى طالب يا فضائل اهل بيتش نقل كند و چنين كسى عقوبت را بر خودش روا داشته است.»
بارگاه حضرت رقیه در شهر شام تبدیل به مرکزی برای تبلیغ تشیع شد
به یمن حضور این مخدره بزرگوار در قلب حکومت امویان، راه گمکردگان طریق ولایت به سمت اهل بیت هدایت میشوند و مَثَل آن شهید خردسال همانند مناری است که انسانهای سرگردان را نجات میدهد. همچنین از اثرات وجودی حضرت رقیه (س) کم اثر شدن جنایاتی بود که معاویه ملعون در حق اسلام انجام داد؛ زيرا مرقد آن مخدره تبدیل به مرکزی برای تبلیغ شیعیان شد.
نگاهی برکتاب آمریکا ازنگاه رهبری
پنجشنبه 95/08/13
کتاب «آمریکا» در نگاه رهبر معظّم انقلاب اسلامی بر گرفته از نوشتهها، پیامها و سخنرانیهای معظّمٌله و مواضع ایشان در قبال سیاستها، توطئهها و عملکرد دولتمردان امریکاست.
عناوین اصلی این کتاب در هشت فصل شامل «جامعه آمریکا»، «آمریکا و استکبار»، «آمریکا و حقوق بشر»، «آمریکا و تروریسم»، «آمریکا و سایر ملتها»، «آمریکا و جهان استکبار»، «آمریکا و ایران» و «آینده امریکا» تدوین شده است.
در بخشهایی از این کتاب میخوانیم:
با رژیم آمریکا مواجهیم، نه ملت امریکا
«ما با رژیم امریکا مواجهیم، نه امریکا؛ رژیم امریکا با ملت ایران مواجه است، نه فقط با دولت ایران؛ از ملت ناراحت و خشمگین است. … ما با ملت امریکا کاری نداریم، دشمنی هم نداریم، مثل بقیه ملتهایند. البته در این سالهای طولانی رژیم امریکا با تبلیغات پیگیر، آن ملت را شستشوی مغزی زیادی داده است. خیلی از افراد ملت امریکا نمیدانند که در ایران چه خبر است و اصلاً قضیه ایران چیست. چیزهای شنیدهاند: ارتجاع و اصولگرایی و ضدیت با حقوق بشر! اینها را دولتها و تبلیغاتچیهایشان به آنان گفتهاند، مردم هم باور کردهاند؛ والّا دشمنیای با آنها نداریم. ما با هیچ ملتی دشمنی نداریم. ملت امریکا هم مثل بقیه ملتهای دیگر، خوبیهایی دارد، بدیهایی دارد؛ مربوط به خودشان است… ».
در جایی دیگر از این کتاب به توهّم امریکا نسبت به صاحباختیاری دنیا از منظر معظّمٌله با همین عنوان پرداخته شده است؛ رژیم امریکا خیال میکند که صاحب اختیار دنیاست و سرپرستی دنیا متعلق به اوست! اصلاً اینها ملتها را به حساب نمیآورند؛ ملت خودشان را به حساب نمیآورند؛ اگر تحلیلکنندهای درست تحلیل کند، معلوم خواهد شد که اینها برای نفوس بشری اصلاً ارزش قائل نیستند.
امروز در دنیا… در دمکراتترین کشورهای جهان، یعنی کشورهای که با همین دمکراسی غربی اداره میشوند- مثل کشور امریکا- نقش و حضور مردم در اداره و هدایت کشور، به قدر ایران نیست.
منبع:www.mizanonline.ir
فلسفه زیارت در منطق شیعه
دوشنبه 95/08/10
حضرت آیت الله اعرافی در خطبه وحدت بخش و عبادی نمازجمعه این هفته میبد، نمازگزارن را به پارسایی و پرهیزکاری و عمل به تقوای الهی و توجه به نعمت های الهی سفارش و دعوت کردند.
امام جمعه میبد ، ایام محرم و صفر را فرصتی برای اعلام محبت به خاندان پیامبر و سوگواری و عزاداری دانستند و گفتند : بخشی از این ایام و سال زیارت ائمه هدی ، بویژه سالار شهیدان است .

ابعاد زیارت :
خطیب جمعه میبد در این خطبه ، با بیان اینکه زیارت ائمه و پیامبر خدا و اولیای الهی ، یکی از برنامه های مهم در اسلام و تشیع است اظهار داشتند : مساله زیارت و عرض ادب به مردگان و مخصوصا بزرگان و برجستگان از کسانی که از دنیا رفته اند اولا جنبه انسانی دارد و طبیعت انسانهاست که با قطع نظر از هر دین و مذهب و آیین ، اظهار علاقه و ارتباط با مردگانشان می کنند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزودند : ثانیا مساله زیارت در ادیان الهی و سایر ادیان ابراهیمی بجز اسلام هم وجود دارد .
...
*زیارت در همه مذاهب و فرق اسلامی ریشه دارد
ایشان خاطرنشان کردند : ثالثا زیارت در همه مذاهب و فرق اسلامی هم ثابت و ریشه دار است و تنها اقلیتی در تاریخ اسلام بودند که مساله زیارت را قبول نداشتند و شرک می دانستند که امروز هم وهابی ها و تکفیری ها این حرف را می زنند . بنابراین در منابع و متون همه مذاهب و فرق اسلامی مساله زیارت چه زیارت اهل قبور به معنای عام و چه زیارت اولیای الهی و به طور اخص زیارت پیامبر خدا حضرت محمدمصطفی صلوات الله علیه را قبول دارند .
زیارت در منطق شیعه :
رئیس جامعه المصطفی العالمیه اظهار داشتند : اما زیارت در دائره چهارم یعنی در شیعه و مکتب اهل بیت (ع) چیز دیگری است و تفاوت های بسیار مهمی زیارت با منطق اهل بیت با منطق کل مسلمانان و کل ادیان و همه بشریت دارد . پس زیارتی که ما در اربعین ، عاشورا و همه مواقع سال از دور و نزدیک انجام میدهیم و عرض ادب نسبت به ساحت مقدس اولیای الهی می کنیم اولا انسانی است و ریشه در فطرت بشر دارد ثانیا : الهی است و مال همه ادیان توحیدی است ثالثا : مال همه فرق اسلامی است اما زیارت در مکتب اهل بیت امتیازاتی دارد .
مدیر حوزه های علمیه کشور افزودند : بنابراین اگر زیارت در منطق شیعه و مکتب اهل بیت بررسی کنید اقیانوسی از معارف و دریای بی پایانی از حقایق الهی در زیارت با این منطق چهارم می بینید.
امام جمعه میبد با اشاره به منابع پنج جلدی موسوعه زیارات گفتند : این کتاب آداب زیارت در مکتب اهل بیت نشان داده است همانطور که دعایی که ما داریم ذخیره و سرمایه است که در جاهای دیگر ندارد پس یادمان باشد که زیارت و دعا چهار منطق دارد در این چهار منطق همه شان در یک اصل مشترکند اما چیزی که در منطق چهارم شیعی وجود دارد درخشش دیگری است . حجم و محتوای زیارت ها چیز دیگری است .
*زیارت برقراری رابطه حضوری با مزور است
آیت الله اعرافی اظهار داشتند : نخستین نکته در امتیاز این زیارت به معنایی که ما معتقدیم این است که در نگاه شیعه زیارت به ویژه زیارت خاص یعنی زیارت پیامبر ، ائمه و اولیای الهی ، طلب غفوران و رحمت برای فرد نیست بلکه زیارت در منطق چهارم عرض ادب و برقراری یک رابطه حضوری با مزور است . زیارت پیامبر و ائمه مثل این است که شما به خانه کسی می روید برای اینکه پیامبر و ائمه هدی دارای یک حیات برزخی و اشراف بر این عالم هستند با مرگ ، رابطه آنها با عالم قطع نمی شود ارتباط انسان با آنها گسیخته نمی شود بلکه این رابطه زنده البته برزخی است .
خطیب جمعه میبد افزودند : درروایات معتبر از شیعه و سنی نقل شده است ؛ پیامبر خدا فرمودند"شما که به من از دور یا نزدیک سلام می دهید و به زیارت من می آیید گویا به زیارت زنده بودن من آمدید ” در روایت دیگر است ” آنان که بعد از مرگ به زیارت من می آیند گویا در زمان حیات نزد من آمده اند و اگر هم نمی توانید به زیارت من بیایید به من درود بفرستید بعد از مرگ از راه دور چرا که سلام و صلوات شما به من می رسد” . باز امیرالمومنین سلام الله علیها نقل می کند که پیامبر خدا بر من فرمود ” کسی که بر من در هر نقطه ای از زمین سلام کند و زیارت کند آن سلام و زیارت به من می رسد و کسی که نزدیک قبر من بیاید صدای او را هم می شنوم” . درروایاتی دیگر شیعه و سنی نقل کرده اند” که خدا ملائکه ای در آسمان و زمین دارد که وظیفه آنها این است که سلام و زیارت زائران رسول خدا و اولیای الهی را به آنها منتقل کنند”
فلسفه زیارت در منطق شیعه :
ایشان افزودند : زیارت فلسفه هایی دارد که خیلی فراتر از این است که ما زیارت اهل قبول می رویم .
آیت الله اعرافی اظهار داشتند : زیارت در منطق شیعی تعالی روحی اخلاقی و معنوی را برای ما به ارمغان می آورد و همه حقایق دین و معارف الهی در قالب زیارت ها جمع شده است وقتی به حرم امام رضا و جاههای دیگر می روید و زیارت جامع را پیش روی خود قرار می دهید صدها مطلب برای خاندان پیامبر خدا و سلاله رسول خدا ذکر شده است این به این معنی است که زیارت مکتبی است که در آن همه امور روحی و معنوی و اخلاقی جمع شده است .
مدیر حوزه های علمیه کشور خاطرنشان کردند : جهت دیگر در زیارت این است که زیارت بیعت و میثاق است ؛ حضور در حرم یا عرض ادب از راه دور گویا دست دادن به امام و اولیای خداست و عهد بستن و میثاق در راه آنهاست و اعلام تبعیت و اطاعت از آنهاست .
آیت الله اعرافی افزودند : یک جهت دیگر زیارت این است که جامعه شیعی را متحد و هماهنگ می کند شکل گیری جوامع شیعی و انسجام آنها یکی از علل و عواملش مرقدهای مطهر بوده است اجتماع مردم در این حرم ها موجب اتحاد و همبستگی شده است .
ایشان تصریح کردند : جهت دیگر در زیارت ها در برابر ظالمان و دشمنان بعد سیاسی داشته است . زیارت پیامبر و اولیای الهی همه مهم و مستحب موکد است اما در بین زیارت ها زیارت امام حسین سلام الله علیه بیش از همه زیارت ها مورد تاکید قرار گرفته است .
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفتند : هر نوع عرض ادب و ابراز ارادت به ساحت سالار شهیدان از یک امتیاز بالاتری برخوردار است برای اینکه اینجا یک خط سیاسی و تحفه آسمانی خاص وجود دارد در هر چه به امام حسین (ع) تعلق بگیرد یک درخشندگی وجود دارد از خاک قبر که هیچ به حساب نمی آید همین که به خون سالار شهیدان اتصال پیدا کرده قداست پیدا می کند با آن همه برکات و خیرات تا اینکه به زیارتش ختم شود در روایات آمده است ” ده ها هزار ملائکه خداوند که کارشان فقط عرض ادب به ساحت مقدس امام حسین سلام الله علیه است” در روایتی در بهار امده است که امیرالمومنین می فرماید “روزی پیامبر خدا به من خطاب کرد ؛ علی به خدا قسم تو در سرزمین عراق به شهادت می رسید و همین جا دفن می شوی بعد علی (ع) می فرماید ” کسی که به زیارت قبر ما می آید چه فضیلتی دارد ” پیامبر می فرماید ” خداوند قبر تو و فرزندان تو را نقطه هایی از بهشت در این عالم قرار داد عرصه ای از عرصات بهشت را در آنجا مستقر کرد و خدا دلهای نجیبانی از عالم برجستگانی از خلق خود را آماده کرد که به شما دل بسپارد و محبت ورزند و اذیت و سختی را در راه شما تحمل کنند و قبرهای شما را آباد و برای تقرب به خدا شما را زیارت کنند .
خطیب جمعه میبد اظهار داشتند : حضرت امام حسین ، زینب کبری و بزرگان کربلا هم این را پیشگویی کردند که ما خواهیم ماند دلهای عالم به سمت ما متوجه خواهد شد البته شرط این زیارت ها این است که محبت با معرفت همراه شود . و در بین زیارت ها زیارت اربعین جایگاه مومن است و در روز اربعین اولین بار می بینیم که جابربن عبدالله انصاری با دلی شکسته با چشمی اشکبار بر سر قبر محبوب خود حاضر می شود .
جابر بارها دیده بود که عزیزی که به زیارتش آمده است چه جایگاهی در نزد رسول خدا داشته و چقدر پیامبر خدا به او احترام می گذاشت اما امروز قبری را زیارت می کند که جسدی بی سر در آن مدفون است . جابر خاطره ها را به یاد می آورد قصه های جانگداز کربلا را شنیده است سراغ زیارت قبری آمده است که سر در بدن ندارد و جنازه ای سراپا و عریان در بیابان رها شده دفن شده را زیارت می کند .
منبع: میبد آدینه
چرا افرادی از بنی هاشم در واقعه کربلا غایب بودند؟
دوشنبه 95/08/03
در مصاحبه با دکتر رجبی دوانی یکی از سوالاتی که پرسیده شد در مورد غایبین بنی هاشم در کربلا است که پاسخ آن را می خوانید.
این یک سوال بسیار اساسی است که ما تا به حال به آن خوب نپرداخته ایم و یا آن را توجیه کرده ایم. مثلا گفته ایم که محمد حنفیّه دستانش فلج بوده است و نمی توانسته در جنگ شرکت کند. یا عبداله بن جعفر پیر و ناتوان بوده است و یا نقل غلط و دروغی هست که نا بینا بوده و نمی توانسته است که در کربلا باشد. این ها همه توجیهات است. بزارید راحت عرض کنم. دو حدیث اشاره می کنم که این سوال را به خوبی جواب می دهد.

از امام صادق علیه السلام سوال پرسیده می شود که علت تخلف محمد حنفیّه از همراهی امام حسین علیه السلام چیست؟
...
اگر طبق نقل ها ایشان از جانب امام حسین مامور است که اخبار مدینه را به ایشان برساند و یا فلج است و نمی تواند حضور پیدا کند، پس این سوال، سوال کاملا غلطی است. امام صادق علیه السلام که پاسخ این سوال برایشان سخت است زیرا کوتاهی همراهان و خویشان امام حسین را به همراه دارد و از طرفی نمی تواند پاسخ پرسش کننده را ندهد، در پاسخ می فرماید که من در این مورد یک سخن از امام حسین علیه السلام برای تو می گویم و تو دیگر به آن ادامه نده. وقتی امام حسین علیه السلام تصمیم به ترک مدینه گرفت و به مکه رفت، انتظار داشت که خویشان و بنی هاشم او را یاری کنند و این کار نشد، امام نامه ای به تمام بنی هاشم نوشت از حسین بن علی علیهما السلام به تمام بنی هاشم، هر کس در این سفر مرا همراهی کند به شهادت خواهد رسید و هرکسی که بماند به رستگاری نخواهد رسید والسلام.
="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این به چه معناست؟ یعنی هرکس که آمد به وظیفه اش عمل کرده است و هرکس نیامد رستگار نمی شود. و این هیچ دلیلی برای اینکه بگوییم کسی از بنی هاشم نمی دانسته است و… وجود ندارد. چطور عبداله بن جعفر می تواند 500 کلیومتر فاصله مدینه تا مکه را طی کند و به حج بیاید اما نمی تواند امام حسین را یاری کند؟ چطور می تواند به عجله امان نامه از حاکم مکه برای امام حسین می گیرد اما نمی تواند با امام همراه شود؟ این ها همه توجیه هستند. بنی هاشم کارنامه سیاه در همراهی معصومین و نه صرفا امام حسین علیه السلام دارند. ایشان به امام علی هم خیانت کرده اند.
حدیث دومی که در این باره است، این است که چرا برای حضرت امیرالمومنین بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله تنها ده دوازده نفر بیشتر برای ایشان باقی نمانده باشد؟
در واقعه عاشورا از دعوت پیامبر بیش از 70 سال می گذرد شما فقط اسم 17 نفر را میبینید که با امام همراه هستند. تازه در میان ایشان، علی اصغر هست، عبداله بن حسن ده ساله و قاسم سیزده ساله است که همگی اولاد ابوطالب هستند اما از عموهای پیامبر و امیرالمومنین یک نفر هم نیست.

پس بنی هاشم کجا هستند؟ تنها اسم عباس و فرزند بزرگش فضل هستند و یکی از فرزندان ابولهب است که از حضرت دفاع کرده اند. آن هم نه به این صورت که حضرت منصوب از جانب خداست بلکه به این صورت که نباید خلافت از بنی هاشم به بیرون برود است.
باز هم در این مورد از امام صادق علیه السلام سوال می شود که چرا پس از رحلت پیامبر، حضرت امیر تنها شده و بنی هاشم از ایشان دفاع نکردند؟
جواب امام در این مورد هم تکان دهنده است. فرمود که بنی هاشم دو مرد داشت که به شهادت رسیده بودند، حمزه و جعفر بن ابی طالب علیه السلام اما در این موقعیت، بزرگان بنی هاشم دو فرد ذلیل بودند، عباس و عقیل. یعنی وقتی بزرگان ایشان این دو نفر هستند چه انتظاری وجود دارد؟ تعجب زمانی بیشتر می شود که پیامبر وقتی دعوت خود را علنی می کند، یاران بنی هاشم چهل نفر هستند. عمو و عموزاده ها هستند که در جریان شعب ابی طالب ایشان را یاری می کنند جز دو نفر یکی ابولهب و دیگری ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب هستند. اما بقیه پشت پیامبر را خالی نمی کنند. در شعب ابی طالب با پیامبر همراه می شوند اما حالا که هم تعدادشان بیشتر است و همگی مسلمان هستند، اما ما اسم سه نفر را داریم که با حمایت از امام حسین کردند. یا در واقعه عاشورا از دعوت پیامبر بیش از 70 سال می گذرد شما فقط اسم 17 نفر را میبینید که با امام همراه هستند. تازه در میان ایشان، علی اصغر هست، عبداله بن حسن ده ساله و قاسم سیزده ساله است که همگی اولاد ابوطالب هستند اما از عموهای پیامبر و امیرالمومنین یک نفر هم نیست. این را سوگوارانه باید گفت که همه نوادگان ابوطالب هم همراه با ایشان نیستند بعضی از برادران امام حسین علیه السلام مانند عمر و عبیدالله بن علی نمی آیند. زید بن الحسن فرزند ارشد امام حسن علیه السلام نمی آیند. بنابراین بنی هاشم در یاری اهل بیت علیهم السلام، کارنامه ای بسیار تاریک دارد.
عبداله بن جعفر علاقه و دلسوزی بسیاری نسبت به امام حسین دارد ولی در این حد از معرفت از ولایت نیست که بخواهد خود را فدای امام حسین کند. این در محمد حنفیه هم نیست و عبدالله بن عباس و دیگران لذا ما یک سری توجیهات می کنیم که عبداله بن جعفر اجازه داد که بچه هایش بروند. بنابراین در کوتاهی کردن بنی هاشم هیچ جای بحثی نیست.
منبع: سایت تبیان
