انواع فرشتگان و مأموریت های آنها
دوشنبه 94/01/17
خداوند فرشتگان را در آسمان اسکان داده و آسمان را به وسیله آنان آباد کرده و فاصله میان طبقات آن را پر کرده است.
«اَلحَمدُ لِلهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الاَرضِ جاعِلِ المَلائکَةِ رُسُلاً اُولی اَجنِحَةً مَثنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ یَزیدُ فِی الخَلقِ ما یَشاءُ اِنَّ اللهَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ؛ ستایش از آنِ خدای یکتاست که آفریننده آسمان ها و این زمین است- خدایی که فرشتگان را رسولانی با بال های دوگانه و سه گانه و چهارگانه قرار داده است. او هر چه بخواهد در آفرینش می افزاید و در جهان هستی توسعه می دهد؛ زیرا خداوند بر همه چیز تواناست.»(فاطر: ۱)
...
فرشتگان از نور خلق شده اند و عده شان بیش از دیگر مخلوقات است. فرشتگان انواع و مأموریت های متفاوت دارند. در قرآن، از جبرئیل و میکائیل علیهما السّلام نام برده شده و اوصاف برخی دیگر، مانند ملک الموت و کرام الکاتبین و السفرة الکرام البررة و رقیب و عتید، بیان شده است.
کلمۀ “ملائکه” جمع ملک- به فتحه لام- به معنای موجوداتى است که مخلوق و واسطۀ بین خدا و بین عالم مشهود هستند.مَلَک موجودى فراطبیعى است. راه اثبات وجود او یا مراجعه به متون وحى و تعبد است و یا تجربه امدادهاى این موجود در زندگى ایمانى بندگان (مخلصین از انبیاء و اولیاء).فرشتگان موجودات بسیار شریف و لطیف هستند و دارای ویژگی های نیک فراوانی هستند -که در آیات قرآن بیان شده است- از جمله این که صفات و ویژگی های خاکی و حیوانی در وجود آنان راه ندارد و اساساً آنان هیچ گونه میل و قدرتی بر انجام گناه و معصیت ندارند و به همین دلیل است که از هر گونه گناه و معصیت پاک و مبرّا هستند.
این موجود فراطبیعى جسم و جسمانى نیست تا از کمّ و کیف آن سخن به میان آید و یا قابل تصویر باشد. بله این موجود گاهى مى تواند به شکل بشرى متمثّل شود و انسان او را به شکل بشر مى بیند در حالى که واقعاً بشر نیست؛ مثل رؤیت روح توسط مریم (علیها السلام) یا آمدن ملایک به صورت میهمان بر ابراهیم (علیه السلام) یا لوط و نیز حاضر شدن جبرئیل خدمت رسول اللَّه (صلى الله علیه و آله) به شکل دحیه کلبى، اما همین قدر مى دانیم که محدودیّت و تکثّر و تنوّع میان این ها مى باشد، البته متناسب با نحوه وجودى خود این ها، لذا برخى موکّل عذاب در دنیا و برخى موکّل عذاب در برزخ و برخى موکّل عذاب در قیامت هستند. برخى کاتب نامه عمل انسان اند و برخى مدبرات امراند و برخى نازلان وحى، برخى به قلوب الهام مى کنند و برخى حافظ و یاور و معین مؤمنان اند، برخى امیر و فرمانرواى برخى دیگرند و برخى مأمور و فرمانبردار مافوق خود، برخى موکل رزق اند و برخى موکل باران و برخى موکل گرفتن جان ها؛ در این میان گروهى همیشه در سجود هستند و گروهى همیشه در رکوع و برخى دایم در حال تسبیح و تحمید و برخى دگر در حول کعبه یا مشاهد مشرفه با مزار مؤمنین در طواف و زیارتند؛ برخى مشغول استغفار و شفاعت براى مؤمنان و شیعیان على (علیه السلام) هستند. و برخى در حال لعن و نفرین بر کفار و مشرکان و منافقان و معاندان با آل اللَّه (علیهم السلام)، به گونه اى که هر یک وظیفه و مقامى معلوم دارند و توان تخطى از وظیفه خود را ندارند و هر آنچه بدیشان دستور رسد انجام مى دهند.
سر انجام فرشتگان
همه موجودات در سیر و حرکت خود به نقطه اى خواهند رسید که در آن نقطه خاتمه یافته و در آن ساکن گشته و استقرار مى یابند. از نظر قرآن کریم، مرگ هر چیزى هنگامى است که “اجل” آن شىء فرا برسد، و همه موجودات – چه انسان و چه غیر انسان داراى چنین اجلى هستند.این نقطه استقرار و ثبات بنابر گفته قرآن، نزد خداوند است. (أجل مسمى عنده) و آنچه نزد خداوند است باقى مى باشد. (و ما عند الله باقٍ)از این رو، وقتى موجودات به پیشگاه خداوند رسیدند و در نزد او حاضر گشتند داراى حیاتى ابدى و جاویدان مى گردند. همه موجودات – چه انسان و چه غیر انسان – صیرورت و شدنِ آنان به سوى خداوند است و عاقبت به سوى او برگشته و در پیش گاه او حاضر و محشور مى گردند. این بازگشت همگانى به سوى خداوند همان “مرگ” است. پس مى توان چنین نتیجه گرفت که همه موجودات از جمله فرشتگان، این چنین “مردنى” خواهند داشت.
در قرآن کریم از منشأ چنین رخدادى به “نفخ صور”تعبیر شده است و دمیدنى که در صور انجام مىگیرد هم منشأ میراندن و هم منشأ زنده گردانیدن و برانگیختن و حشر و برپایى قیامت است. نیز از این حادثه به “صیحه”،“زجره” (صیحه)، “صاخه”(صیحه شدید) و “نقر فى الناقور” (دمیدن در چیزى که صدا از آن خارج مى شود) تعبیر گشته است.درباره مرگ ملائکه، از آن جا که قبل از روز قیامت تمام موجوداتی که در آسمان ها و زمین هستند می میرند چنان که قرآن می فرماید: “و در صور دمیده می شود و تمام کسانی که در آسمان ها و زمین هستند می میرند مگر کسانی که خدا بخواهد”این آیه ابتدا می فرماید: تمام آنها که در زمین و آسمان هستند می میرند که شامل تمام ملائکه نیز می شود. سپس بعضی از آنان را استثنا می کند. پس، از این آیه فهمیده می شود که عده ای از موجودات در نفخه اول نمی میرند. در این که اینها چه کسانی هستند؟ در میان مفسران اختلاف است. گروهى معتقدند که آنها جمعى از فرشتگان بزرگ خدا همچون جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل اند. در روایتى است که وقتی رسول الله (ص) این آیه را تلاوت کردند مردم پرسیدند چه کسانی استثنا شده اند؟ حضرت فرمود: “جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و ملک الموت و وقتی خلائق قبض روح شدند آنها نیز به فرمان خدا به ترتیب می میرند”روایت دیگرى حاملان عرش خدا را نیز بر این ملائک افزوده اندبه هر حال از این روایاتو روایاتی که می فرماید: وقتی زمان نفخه اول می شود اسرافیل در صور می دمد و تمام موجودات دارای روح می میرند، مگر اسرافیل که بعد از آن به امر خدا اسرافیل نیز می میرد.از بعضی آیات از جمله آیۀ: “کل شیء هالک الا وجهه”، که به طور کلی می فرماید هر چیزی هلاک می شود و می میرد، مگر وجه خداوند تعالی، به خوبى استفاده مى شود که این گروه باقیمانده نیز سرانجام مى میرند، به گونه اى که در سرتاسر عالم هستى موجودى زنده نخواهد بود، جز خداوند متعال.بنابراین، فرشتگان دارای عمر بسیار طولانی هستند. اما آنان نیز روزی خواهند مرد.
نوع مرگ فرشتگان
بر طبق روایات، همه ملائکه حتی جبرئیل ،اسرافیل و دیگر ملائکه مقرب الاهی قبل از قیامت خواهند مرد.در مورد کیفیت مرگ فرشتگان، باید گفت که آنچه ما آن را مرگ می دانیم (خروج روح از جسم و عالم ماده) درباره ملائک معنا ندارند؛ چون آنان جسم ندارند، تا خروج روح از آن مفهوم داشته باشد. لذا در باره ماهیت مرگ آنان احتمالاتی وجود دارد:احتمال اول این که مراد از مرگ در باره آنها گسستن پیوند روح از قالب مثالى آنها باشد.احتمال دوم این که مقصود، از کار افتادن فعالیت مستمر ارواح و ملائک و از دست دادن توان ادراکی شان باشد.
چند مطلب کلی درباره فرشتگان از قرآن:
۱) خداوند فرشتگان را در آسمان اسکان داده و آسمان را به وسیله آنان آباد کرده و فاصله میان طبقات آن را پر کرده است. آنان دو یا سه یا چهار بال یا بیش تر دارند؛۱ در روایت است که جبرئیل علیه السّلام در حالی نزد پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم آمد که شش صد بال داشت؛ و منظور از بال وسیله ای است که با آن می توانند از آسمان به زمین و بالعکس بروند و از هر جایی به جایی که مأمور باشند بروند.
۲) رتبه آنان متفاوت است؛۲ و برخی فرمانروای برخی دیگرند.۳
۳) گروهی از آنان رساننده وحی به پیامبران اند.۴
۴) نزول امر الهی به دست فرشتگان است.۵
۵) دسته ای از فرشتگان حاملان عرش خدا و همان ها یا دسته ای دیگر شفاعت گر مؤمنان اند.۶
۶) گروهی از آنان کفار را لعن می کنند۷ و گروهی به مؤمنان بشارت می دهند.۸
۷) نویسنده کردارهای بندگان اند.۹
۸) امداد مؤمنان از کارهای فرشتگان است.۱۰
پی نوشت:
۱. فاطر: ۱.
۲. صافات: ۱۶۴.
۳. تکویر: ۲۱.
۴. نحل: ۱۰۲؛ بقره: ۹۷؛ عبس: ۱۶؛ نحل: ۲.
۵. سجده: ۵؛ معارج: ۴؛ نازعات: ۵.
۶. مؤمن: ۷؛ نجم: ۲۶.
۷. بقره: ۱۶۱.
۸. فصلت: ۳۰.
۹. انفطار: ۱۱؛ یونس: ۲۱؛ زخرف: ۸۰؛ ق: ۱۸.
۱۰. آل عمران: ۱۲۲-۱۲۶.
۱۱. آیه های زندگی، ص۱۹.
چادر ، حجاب مردان است !
یکشنبه 94/01/16
گاه در جامعه بعضی دختران گلایه دارند که چرا ما فقط باید باحیا باشیم و حجاب را رعایت کنیم؟ چرا مردان نباید حجاب داشته باشند؟ چرا بایدخود را محدود کنیم به خاطر چند مرد ؟اصلاً بگذارید راحت باشیم ! هر کس بخواهد نگاه می کند و هر کس نخواهد نگاه نمی کند

...
دختران حق دارند! باید مردان نیز حرمت و احترام خود را حفط کنند و جایگاه زنان را تنها برای امیال خود و لذت زودگذر خویش ، پایین نیاورند ! شایسته است ، مردان حیا و عفت داشته باشند و زنان را به کالای جنسی تبدیل نکنند بلکه وجود و استعداد زنان را ارج نهند و زندگی شان را با آنها ، نرم و لطیف و پر از احساس کنند . مردان و زنان ، دختران و پسران باید آگاه باشند که تنها در سایه ی ازدواج است که به آرامش می رسند. آن موقع است که هر نگاهشان به هم تنها به خاطر لذت نیست ، بلکه در عمق آن نگاه ، علاقه، محبت، انسانیت و فداکاری نهفته است .
بگذارید این موضوع را به دوستی های دختر و پسر پیوند زنیم و سپس دوباره به بحث حجاب برگردیم . روزی با یکی از دوستانم که سابقه ی چنین دوستی هایی داشت ، سخن می گفتم . او به آن دختر علاقه داشت اما نمی دانست که این ابراز علاقه ، باید در چه مسیری به مقصد برسد چرا که هیجانات و احساسات دوران نوجوانی و جوانی در دختران و پسران بالاست و این هیجانات هم ناشی از احساساتی است که خداوند در وجود انسان ها قرار داده است. اما اگر این هیجانات در مسیر درستی قرار نگیرد ، باعث سوء استفاده ها و ناراحتی هایی در آینده خواهد شد .
من از دوستم و همچنین فردی دیگر با همین مشخصات ( در خوابگاه دانشجویی ) پرسیدم :شما که این قدر دَم از عشق و عاشقی می زنی و با او دوست شده ای ، آیا حاضری جان خود را فدای او کنی؟!جواب هر دو منفی بود! چرا که ایشان، تنها به فکر لذت زودگذری بودند تا عطش خود را به خیال خود سیراب کنند!
اما عقل و دین ، راه حل بهتری دارند . عقل و دین می گویند ازدواج کن ، محرم شو ، با تمام خوشی ها و ناراحتی های معشوق ات بساز ! نه آنکه تنها به فکر لذت خود باشی ! سلیقه داشته باش و خود را فدای همسرت کن ! با او همیشه وفادار بمان و به هیچ کس دیگری هم فکر نکن !حال برگردیم به موضوع حجاب . حجاب زنان ، چادر زنان ، پوشش زنان ، گرچه تنها وظیفه ی آنها نیست ، یعنی آقایان هم وظیفه دارند تا شأن خانم ها را نگاه دارند ، اما چون زنان و دختران همواره مورد محبت و عشق دیگران واقع می شوند ، باید بهتر و بیشتر ، منزلت و جایگاه زن بودن خویش را ارج نهند .
حجاب و پوشش آنها ، باعث می شود فضای فکری مردان ، به عمق وجود آنها و خود آنها متمرکز شود ، نه به تن و اندام آنها ! این حجاب است که فضای فکری مردان را پاک و خالص می کند و باعث می شود که آنها تنها به تن زنان توجه نکنند و اصالت را به تن آنها ندهند بلکه خود آنها را ( خود درونی شان) را محترم شمارند !
اگر زنان عفت ، سنگینی و وقار خود را حفظ کنند ، تنها برای خود حجاب نیستند بلکه برای مردان هم حجاب آرامش و وقار اند. این زنان اند که بار اصلی حیا و عفت را به دوش دارند نه مردان . گرچه مردان هم وظائفی بر عهده دارند اما به اندازه ی زنان نیست .سوره مبارکه احزاب آیه ۵۹ :اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [= روسرىهاى بلندِ] خود را بر خويش فروافکنند، اين کار براى اينکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است؛ (و اگر تاکنون خطا و کوتاهى از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحيم است .
به همین خاطر است که در احادیث ، از ده جزء حیا و شرم ، نُه جزء آن به زنان اختصاص دارد :اَلحَياءُ عَشَرَةُ أَجزاءٍ تِسعَةٌ فِى النِّساءِ و َواحِدٌ فِى الرِّجالِ؛
حيا ده جز دارد، نه جزء آن در زنان است و يك جزء در مردان. من لایحضر ج3 ، ص468
رسول خدا صلّي الله عليه و آله فرمود:…زن در نزد نامحرمان، بايد چهار لباس داشته باشد: پيراهن، روسري يا مقنعه ، چادر وشلوار. تفسير نور الثقلين، ج ۳، ص ۶۲۴
امام علي عليه السّلام فرمود: زكات زيبايي، عفت و پاكدامني است. تصنيف غررالحكم
همچنین اشان میفرمایند:میوه ی عفت و پاكدامني، محفوظ ماندن از گناه می باشد. تصنيف غرر الحكم
(1) = در شهر قم ، عده ای مغازه دار ، اطلاعیه زده اند که به افراد بی حجاب ، جنس نمی فروشند. این درحالی است که در تهران ، به افراد با حجاب گل داده می شود. به نظر می رسد ، راه حل دوم بهتر باشد. به مغازه داران قم پیشنهاد می شود که بسته ای فرهنگی و جذاب در مورد حجاب تهیه کنند و به مشتریان بی حجاب تقدیم کنند!
به نقل از وبلاگ دمنوش اندیشه
اگر ۴۰روز مصیبت نبینی، ملعونی!
یکشنبه 94/01/16
ﯾﻮﻧﺲ اﺑﻦ ﯾﻌﻘﻮب از اﻣﺎم ﺻﺎدق ﻋﻠﯿﻪ اﻟﺴﻼم ﻧﻘﻞ ﮐﺮدﻩاﺳﺖ: درﺧﺼﻮص ﻣﻮﻣﻨﺎن، ﻫﺮ ﺑﺪﻧﯽ ﮐﻪ ﭼﻬﻞروز آﺳﯿﺒﯽ ﺑﻪ آن وارد ﻧﺸﻮد، ﻣﻠﻌﻮن اﺳﺖ و دور از رﺣﻤﺖ ﺧﺪاوﻧﺪ. ﮔﻔﺘﻢ: واﻗﻌﺎ ﻣﻠﻌﻮن اﺳﺖ؟ ﻓﺮﻣﻮدند: ﺑﻠﻪ. ﮔﻔﺘﻢ: واﻗﻌﺎ؟ ﺑﺎز ﻓﺮﻣﻮدند: ﺑﻠﻪ.
ﭘﺲ ﭼﻮن اﻣﺎم ﻋﻠﯿﻪ اﻟﺴﻼم ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻣﻄﻠﺐ ﺑﺮای ﻣﻦ را ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮدند، ﻓﺮﻣﻮدند: ای ﯾﻮﻧﺲ! از ﺟﻤﻠﻪ ی ﺑﻼ و آﺳﯿﺐ ﺑﻪ ﺑﺪن ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺮاش ﭘﻮﺳﺖ و ﺿﺮﺑﻪ ﺧﻮردن و ﻟﻐﺰﯾﺪن و ﯾﮏ ﺳﺨﺘﯽ و ﺧﻄﺎ ﮐﺮدن و ﭘﺎرﻩ ﺷﺪن ﺑﻨﺪ ﮐﻔﺶ و ﭼﺸﻢ درد و ﻣﺎﻧﻨﺪاﯾﻨﻬﺎ اﺳﺖ، ﻧﻪ ﻟﺰوﻣﺎ ﻣﺼﯿﺒﺖﻫﺎی ﺑﺰرگ. ﻣﻮﻣﻦ ﻧﺰد ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺎﻓﻀﯿﻠﺖﺗﺮ و ﮔﺮاﻣﯽﺗﺮ از آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﮕﺬارد ﭼﻬﻞ روز ﺑﺮ او ﺑﮕﺬرد و ﮔﻨﺎﻫﺎن او را ﭘﺎک ﻧﻨﻤﺎﯾﺪ؛ وﻟﻮ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻏﻢ ﭘﻨﻬﺎن در دلی ، ﮐﻪ او ﻧﻔﻬﻤﺪ اﯾﻦ ﻏﻢ از ﮐﺠﺎ ﺣﺎﺻﻞ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ.
ﺑﻪ ﺧﺪا ﻗﺴﻢ، وﻗﺘﯽ ﯾﮑﯽ از ﺷﻤﺎ ﺳﮑﻪﻫﺎی درﻫﻢ را در ﮐﻒ دﺳﺖ وزن ﻣﯽﮐﻨﺪ و ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻘﺼﺎن آن ﺷﺪﻩ و ﻏﺼﻪدار ﻣﯽﺷﻮد، ﺳﭙﺲ دوﺑﺎرﻩ وزن ﻣﯽﮐﻨﺪ و ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ وزﻧﺶ درﺳﺖ ﺑﻮدﻩ، ﻫﻤﯿﻦ ﻏﺼﻪ ﮐﻮﺗﺎﻩ و ﮔﺬرا…ﻣﻮﺟﺐ آﻣﺮزش ﺑﺮﺧﯽ از ﮔﻨﺎﻫﺎن اوﺳﺖ.
اﻟﻮﺳﺎﺋﻞ: ۱۱ / ۵۱۸ ج ۲۱ اﻟﺒﺤﺎر: ۷۶ / ۳۵۴ ج ﻋﻦ ﻛﻨﺰ اﻟﻜﺮاﺟﻜﯽ: ص ۶۳ ﺑﺈﺳﻨﺎدﻩ ﻋﻦ ﯾﻮﻧﺲ ﺑﻦ ﯾﻌﻘﻮب
مهمان نوازی در سیره حضرت زهرا (س)
جمعه 94/01/14
پذیرایی از مهمان از زیباترین آموزههای دین ماست، شاخصه و مؤلفه اخلاقی و دینی بسیار مهم و ارزشمندی که آن را به خوبی میتوان در زندگی و سیره اهل بیت(علیهم اسلام) و از جمله در سیره زندگانی حضرت زهرا(سلام الله علیها) مشاهده نمود.
روزی حضرت علی(علیه السلام) مهمانی را به همراه خود به منزل آورد و از حضرت زهرا(سلام الله علیها) پرسید: «آیا غذایی در منزل داریم كه این مهمان گرسنه را سیر كنیم؟» حضرت زهرا(سلام الله علیها) با كمال بزرگواری فرمود: «مَا عِنْدَنَا إِلَّا قُوتُ الصِّبْیَةِ وَ لَكِنَّا نُوءْثِرُ بِهِ ضَیْفَنَا؛[1] در خانه ما فقط به اندازه خوراك یك دختر بچه هست؛ امّا [امشب] ایثار كرده، [گرسنگی را تحمل میكنیم و] این مقدار غذا را به مهمان میبخشیم.»
جایگاه و اهمیت مهمان نوازی در فرهنگ قرآن و روایات
...
خداوند متعال در آیات متعددی با معرفی مؤلفهها و شاخصهای الگوهای برتر قرآنی افراد را به آن آموزههای اخلاقی و دینی دعوت نموده است از جمله این که خدای متعال یکی از زیباترین رفتارهای اجتماعی انبیاء الهی را مهمان نوازی آنان معرفی نموده است. برای نمونه در فرهنگ قرآن به خوبی میتوان مهمان نوازی را در سیره زندگانی حضرت لوط(علیهالسلام)[2] و حضرت یوسف(علیهالسلام)[3] و حضرت ابراهیم (علیهالسلام)[4] مشاهده نمود.
از طرفی خداوند متعال در سوره نساء آیه 1 مى فرماید: «یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثیراً وَ نِساءً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَیْكُمْ رَقیبا؛[نساء/1]اى مردم، از پروردگارتان پروا كنید، آن كه شما را از یك تن- آدم (علیه السلام)- آفرید و جفت او را از [جنس] او آفرید و از آن دو، مردان و زنان بسیار بپراكند. و از خدایى كه به نام او از یكدیگر درخواست مىكنید و از [بریدن با] خویشاوندان پروا داشته باشید، كه خداوند بر شما نگاهبان است»مفسر عظیم الشان مرحوم طبرسى صاحب تفسیر شریف مجمع البیان در ذیل آیه شریفه مى فرماید آیه دلالت مى كند بر وجوب صله ارحام .امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «صلو ارحامكم وان قطعوكم؛[5] یعنى با خویشاوندانتان پیوند برقرار كنید گرچه آنها از شما قطع رابطه كنند».
مهمان خوش قدم
در فرهنگ اسلامی مهمان محترم است دارای ارزش و جایگاه خاصی است کسی نباید به خاطر خساست و تنگ نظری از تکریم او دریغ نماید. در روایتی از رسول اکرم(صلی الله علیه واله و سلم) این چنین نقل شده است:«الرِّزقُ أسرَعُ إلى مَن یُطعِمُ الطَّعامَ مِن السِّكِّینِ فی السَّنامِ؛[6]: كسى كه اطعام مى كند ، روزى به او سریعتر از سرعت فرورفتن كارد در كوهان شتر ، مىرسد.»
در روایت دیگری از رسول اکرم(صلی الله علیه واله و سلم) این چنین نقل شده است: «كُلُّ بیتٍ لا یَدخُلُ فیهِ الضَّیفُ لا تَدخُلُهُ المَلائكةُ؛[7] به هر خانه اى كه مهمان به آن وارد نشود، فرشتگان وارد نمىشوند.»
جایگاه مهمان در خانه امام علی(علیه السلام)
در کتب روایی نقل شده است امام علی(علیه السلام) آن قدر به مهمان داری و مهمان نوازی اهتمام داشت که هرگاه چند روز مهمان نداشتند احساس ناراحتی میکردند.«لَمّا رُئیَ حَزینا فسُئلَ عن عِلَّتِهِ ـ : لِسَبعٍ أتَتْ لَم یَضِفْ إلَینا ضَیفٌ؛[8] آنگاه كه ایشان را غمگین یافتند و علت را جویا شدند ـ فرمود: هفت روز است كه مهمانى بر ما وارد نشده است.»
نقل شده است روزى رسول اکرم(صلی الله علیه واله وسلم) فرمود:«هرگاه خداوند خیر و سعادت گروهى را بخواهد هدیهاى براى آنها مىفرستد. پرسیدند: آن هدیه چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه واله سلم) فرمود:
مهمان است كه روزىاش را با خود مىآورد و گناهان خانواده میزبان را مىبرد». [9]
آداب مهمان نوازی در فرهنگ اسلامی
در آموزههای اسلامی مهمانداری و مهمان نوازی داری آداب و قوانین خاصی است. از این رو شخص مسلمان لازم است در آداب معاشرت و ارتباط اجتماعی با همنوعان آن را رعایت نماید.
1-عدم تکلف وسختگیری
از جمله آسیبهای مهمانداری که سد راه آن شده است سختگیریهای بیمورد است. نوعاً این موضوع حربه شده است که بعضی افراد توفیق مهمان داری را نداشته باشند.
سفارش اسلام به خانواده این است كه مهمانیها را ساده و آسان برگزار كنند. در روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه واله و سلم) نقل شده است که فرماید:«نَهى عَنِ التَّكَلُّفِ لِلضَّیْفِ بِما لا یَقْدِرُ عَلَیْهِ الّا بِمَشَقَّةٍ.[10] [آن حضرت] از زحمت انداختن خود براى مهمان به امورى كه بر آن توانایى ندارد مگر با مشقت و سختى، نهى كرده است.»
آن حضرت دعوت میزبان را با سه شرط پذیرفت و فرمود:
«لا تُدْخِلْ عَلَىَّ شَیْئاً مْن خارِجٍ وَ لا تَدَّخِرْ عَلَىَّ شَیْئاً فِى الْبَیْتِ وَ لا تَجْحَفَ بِالْعِیالِ؛[11]از بیرون چیزى برایم تهیّه مكن و آنچه در خانه دارى از من دریغ مَورز و بر خانوادهات سخت مگیر».
2- همراهى با مهمان
ادب اقتضا مىكند كه میزبان در جمع مهمانان حضور یابد و همراه مهمانها دست به سفره شود و آنان را همراهى كنند تا علاوه بر خوردن غذاهاى لذیذ و مطبوع از نعمت انس و الفت نیز برخوردار شوند. رسول خدا (ص) مىفرماید:«هر كس دوست دارد كه خدا و رسولش او را دوست بدارند باید همراه مهمانش غذا بخورد».[12]
3- استقبال با روی باز و خوی خوش
یک مثل قدیمی می گوید: «مهمان از روی باز وارد خانه میشود، نه از در باز» این مطلب حاکی از آن است که اگر میزبان روی خوشی به مهمان نشان ندهد، نه تنها آن پذیری و مهمانی رفتن رضایت بخش نخواهد بود، بلکه موجب بی رغبتی شدن آن نیز میشود چرا که انسانها نوعاً به جایی ورود پیدا میکنند که موجب فرح و شادی روح آنها شود و از مکانهایی که از آنها استقبالی صورت نمیگیرد روی خوش نشان نمیدهند.« البَشاشَةُ أحَدُ القَراءَیْنِ؛ امام على علیه السلام:[13] خوشرویى، یكى از [ لوازم ]مهمان نوازى است.»
نکته ها و پیامها
1-مهمانی دارنی یکی از شاخصههای افزایش روزی در فرهنگ اسلامی است، چرا که با ورود مهمان رحمت الهی نیز به میزبان ارزانی داشته میشود.
2-از جمله آداب مهمان نوازی در فرهنگ اسلامی، ادب و احترام داشتن به مهمان، با روی خوش از او استقبال نمودن، و همراهی کردن با مهمان است.
___________________________________________
[1] . حسكانی، عبید الله بن عبدالله ،شواهد التنزیل لقواعد التفضیل ؛ ج2 ؛ ص331.
[2]. «وَجاءَ أَهْلُ الْمَدینَةِ یَسْتَبْشِرُونَ قالَ إِنَّ هؤُلاءِ ضَیْفی فَلا تَفْضَحُونِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ؛[حجر/69-67] و اهل آن شهر شادىكنان بیامدند..گفت: اینها مهمانان مناند، مرا رسوا مكنید و از خدا بترسید و مرا شرمنده مسازید.»
[3] .«وَ لَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ قالَ ائْتُونی بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبیكُمْ أَ لا تَرَوْنَ أَنِّی أُوفِی الْكَیْلَ وَ أَنَا خَیْرُ الْمُنْزِلینَ؛ [یوسف/59] و چون بارهایشان را برایشان آماده ساخت، گفت: برادرى را كه از پدرتان دارید نزد من آرید آیا نمىبینید كه من پیمانه را تمام مىدهم و بهترین میزبانانم؟»
[4] . «وَلَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهیمَ بِالْبُشْرى قالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ فَما لَبِثَ أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنیذٍ؛[هود/69] و هر آینه فرستادگان ما- فرشتگان- ابراهیم را مژده- به داشتن پسر- آورده، سلام گفتند گفت: سلام، و بىدرنگ گوسالهاى بریان آورد.»
[5].بحارالانوار ج 74 ص 92.
[6] . المحاسن :ج ٢/ص١٤٧/ح١٣٨٨ .
[7] . جامع الأخبار :ص1058،ح378
[8]. بحار الأنوار: ج1،ص28،ح41
[9]. بحارالانوار، ج 75، ص 460.
[10]. وسائل الشیعة، ج24، ص: 280
[11]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص: 42
[12]. بحارالانوار، ج 75، ص457.
[13].تصنیف غرر الحكم و درر الكلم؛ ص434،ح9930.
برگرفته از وبلاگ رهپویان قران
نگاهی به زندگینامه مادر شجاعت و ایثار که بقیع میزبانش است
جمعه 94/01/14
سالروز وفات حضرت ام البنین(س)
حضرت ام البنین دختر خِذام بن خالد بود که به همسری علی بن ابی طالب (ع) درآمد و چهار پسر از آن حضرت به نامهای عباس، جعفر، عثمان و عبدالله به دنیا آورد که همگی همراه با سالار شهیدان امام حسین(ع) در کربلا به شهادت رسیدند.

...
سیزدهم ماه جمادی الثانی مصادف با سالروز وفات حضرت ام البنین مادر بزرگوار حضرت ابالفضل العباس(ع) علمدار کربلا و برادر با وفای حضرت سیدالشهداء(ع) است مادری که گوهری همچون عباس را در دامن پاک خود پرورش داد که الگوی ادب، ایثار و فداکاری و وفای به عهد برای تمام بشریت تا ابد شد.
برای آشنایی هرچه بیشتر با فضائل و زندگانی آن بانوی با فضیلت و بزرگوار بخشهایی از تاریخ را که مربوط به ایشان است مرور میکنیم:
امالبنین الگویی تمام عیار
اگر بخواهیم چشم اندازی از زندگانی سراسر ایثار و از خودگذشتگی امالبنین، مادرِ شجاعت، را در برابر آیندگان بگشاییم باید بگوییم که ام البنین آسمانی زندگی کرد و در دامان حقیقتها پرورش یافت و در بوستان زندگی خویش گلهایی را پرورش داد و سپس با دست خویش و از اعماق قلب مطهرش آن را به امام زمان خود، حسین(ع) فرزندِ پاک بانوی آفرینش، تقدیم کرد. زندگانی این بانوی حرم علی بن ابی طالب(ع) آیینهای است برای هدایت بشر امروز و به ویژه درسی برای زنان برجسته است.
ام البنین(س) که بود؟
نام او فاطمه بود که بعدها پس از ازدواج با حضرت علی (ع) با کنیه “امُّ البنین” (مادر پسران) مشهور شد. پدر و مادرش از خاندان بنی کلاب از اجداد بزرگ حضرت محمد (ص) بودند و دارای خوبیها و صفات خانوادگی مشترک بودند. فاطمه دختری پاکدل و باتقوا بود. وی شرافت خانوادگی و اصالت ذاتی و پاکی فطری را با نیروی جسمانی و زیبایی به همراه داشت. روان پاک و روح تابناک این بانوی پاکدامن که بعدها به “امالبنین” شهرت یافت چنان در آسمان ایمان میدرخشید که پس از فاطمه (س) دختر پیامبر (ص) بلندترین مقام را در میان زنان مسلمان احراز کرد. فضایل اخلاقی، کمالات انسانی، نیروی ایمانی، ثبات و پایداری، شکیبایی و بردباری، بصیرت و دانایی، نطق و سخنرانی او را به شایستگی، بانوی بانوان کرده بود.
نباید از نظر دور داشت که تولد و رشد او در خاندان با اصالت و شجاع، صفات و ویژگیهای فردی این بانو و صبر و بردباری در خانه امامت و تربیت فرزندانی که همگی پیرو امام خویش بوده و تا آخرین لحظات زندگی خویش دست از ولایت نکشیدهاند و پیام رسانی و مبارزه سیاسی این بانوی کریمه همه و همه نشان از مجد و عظمت وی دارد.
تاریخ تولد ایشان
در مورد تاریخ دقیق ولادت حضرت ام البنین اطلاعی در دست نیست و تاریخنگارانْ سال ولادت او را ثبت نکردهاند، ولی یادآور شدهاند که تولد پسر بزرگ ایشان، حضرت ابوالفضل(ع) در سال ۲۶ هجری قمری اتفاق افتاده است. برخی از تاریخنگاران زمان ولادت ایشان را در حدود پنج سال پس از هجرت (در حوالی کوفه) تخمین میزنند.
ازدواج امیرالمؤمنین علی(ع) با ام البنین(س)
پس از آنکه امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع)به سوگ پاره تن و ریحانه رسول خدا محمد بن عبد الله (ص)یعنی سرور زنان عالمیان حضرت فاطمه زهرا (س) شهیده راه ولایت و امامت نشست، برادرش عقیل بن ابی طالب (ع)را که آشنا به انساب عرب بود، فرا خواند و از او خواست برایش همسری از تبار دلاوران برگزیند تا پسر دلیری برای مولا به ارمغان آورد که سالار شهیدان حسین بن علی (ع)را در کربلا یاری کند. عقیل، ام البنین کلابیه (ع)را برای حضرت علی (ع)برگزید که قبیله و خاندانش، بنی کلاب، در شجاعت بیمانند بودند. بنی کلاب از حیث شجاعت و دلاوری در میان عرب زبانزد بودند.
حضرت امیرالمؤمنین (ع)این انتخاب را پسندید و عقیل را به خواستگاری نزد پدر امالبنین (س) فرستاد. پدر، خشنود از این وصلت مبارک، نزد دختر خود شتافت و او نیز با سربلندی و افتخار پاسخ مثبت داد و پیوندی همیشگی بین وی و مولای متقیان علی بن ابی طالب (ع)برقرار شد.
امام (ع) در او عقلی سترگ، ایمانی استوار، آدابی والا و صفاتی نیکو مشاهده کرد و او را گرامی میداشت و از صمیم قلب در حفظ حرمت او میکوشید.
ام البنین مادری مهربان برای حسنین(ع)
ام البنین پس از این که وارد زندگی مولای متقیان شد خود را کنیز حسنین میدانست و بر آن بود که جای خالی مادرشان را در زندگی دو سبط پیامبر اکرم(ص) دو ریحانه رسول خدا (ص) و دو سرور جوانان بهشت پر کند؛ مادری که در اوج شکوفایی پژمرده شد و آتش به جان فرزندان خردسال خود زد. فرزندان رسول (ص) در وجود این بانوی پارسا، مادر خود را میدیدند، و رنج فقدان مادر را کمتر احساس میکردند. امالبنین(س)، فرزندان دخت گرامی رسول اکرم را بر فرزندان خود که نمونههای والای کمال بودند مقدم میداشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان میکرد.
و امروز بقیع میزبان مادر عباس است…
آخرِ سخن اینکه این بانوی کریمه و بزرگوار، مادر چهار شهید و همسر شهید، برگ زریّنی از کتاب تاریخ را بر جای گذاشت و جاودانه شد. امالبنین همسر علی(ع) و مادر سردار کربلا، نزد مسلمانان جایگاهی ویژه دارد، چون نزد خداوند از مقام و منزلتی والا برخوردار است، و این مقام به واسطه تقدیم خالصانه فرزندان در راه خدا و استواری و عبودیت ایشان است. از اینرو، مؤمنانِ حاجتمند و دردمند او را به درگاه حضرت باری تعالی شفیع و واسطه قرار میدهند، و غم و اندوهشان را با زیارت مزار آن بانو میزدایند. حضرت ام البنین پس از یک زندگی شرافتمندانه و تربیت فرزندانی غیور و جاودانه سپس در مدینه وفات یافت و در بقیع به خاک سپرده شد و امروز قبر مطهرش که همانند ائمه بقیع(ع) به سبب کینه دیرینه دشمنان خاندان رسول خدا بدون بارگاه و مضجع است پناهگاه ارادتمندان و محبانش است.
برخی از منابعی که دراین باره میتوانید مطالعه کنید:
1- اعلام النساء المؤمنات، محمد حسون - ام علی مشکور تهران، انتشارات اسوه
2- ام البنین، محمد علی سالکی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی
3- شروع مرثیه عاشورا، ذبیح الله صاحبکار، نگاه حوزه
4- مجموعه آثار، ج 17، ص 242 ، نویسنده: شهید مطهری
5- ستاره درخشان مدینه حضرت ام البنین(س)
6- ام البنین (س) زیباترین الگوی نامادری! یکتایی، محمدرضا، ناشر فارابی
7- ام البنین (س)، مادر مهتاب پدیدآورنده ناحیدطیبی
8- مادر فرزندان زهرا(س)، ابوالفضل هادی منش
9- ام البنین بانوی ایثار، فرزانه یاورزاده
10- ام البنین شیرزن ولایت مدار، علی اکبر خدایی
11- ام البنین مادری بر بلندای معرفت
12- امالبنین اسوه مادران وهمسران شهید، فاطمه اسلامی


