چهار راهكار مهم مبارزه با مفاسد ماهواره
پنجشنبه 93/10/25
اكثر شبكه هاي ماهواره اي اهدافي جز تسخير وتخريب وتباهي انسانها وبه انحطاط و انحراف كشاندن آنها وفرهنگها و آداب ورسوم ها و تبديل به دهكده جهاني عاري از معنويت ندارد.

...
امروز ما با غول پرنده افسانهاي 17 هزار سر و دست وپايي روبهرو هستيم كه همه دنيا را به هم میدوزد و مرتبط میکند، غولي كه چنگالهاي نحس خود را در بدنه خانواده فرو میکند و نگوييم در يك آن بلكه با چند پرده نمايش سفره، خانه و خانواده را بر میچیند كه اگر براي قدیمیها ازاين غول میگفتی دهانشان از تعجب باز میماند كه مگر میشود بله امروز سر از قبر در بياورند وببينند كه اين غول چگونه همسران را سر به هوي كرده ورو به طلاق و فرزندان را به اعتياد و فساد دعوت میکند و چطور فرهنگها را مسخر خود و چطور آداب و رسوم و اعتقادات و ارزشها را به يك باره میبلعد؛ و جز خسران زيان تباهي باقي نمیگذارد. در اين مقاله كوتاه به بخشي از اهداف ماهواره و آسيبهاي ناشي از برخي از شبکهها و همچنين راهكارها توجه شده است.
اهداف ماهواره
1. دعوت به نفاق و فسق
قال رسول الله (ص) واما علامه الفاسق فاربعه الهو ولغو والعدوان والبهتان رسول خدا (ص) فرمود: علامت فاسق چهار چيز است:1. لهو گرايي 3. بيهوده گرايی 3. دشمنی 4. تهمت زدن(1)
2 دعوت به كارهاي پست
عن الصادق (ع) انه سئل عن السفله فقال من يشرب الخمر و يضرب الطنبور از امام صادق (ع) از كار پست سوال شد، حضرت فرمود: كسي كه مشروبات مست كننده بخورد 2. كسي كه طنبور سنطور بزند(2)
3.دعوت به فساد قلب و نفاق
قال رسول الله (ص) اربعه يفسدن القلب و ينبتن النفاق في القلب كما ينبتن الماء الشجر: استماع الهو والبذاء واتيان باب السلطان وطلب الصيد رسول خدا (ص) فرمود: چهار چيز قلب را فاسد میکند ونفاق را در دل به وجود میآورد همچنان كه آب درخت را رشد میدهد 1. گوش دادن موسيقي 2. قمار كردن 3 . توجه به حكمرانان ظالم 4 . شكار بي جهت(3)
دعوت به بدي و فحشاوسخنان بي دليل
ا نَّما يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
او تنها شما را به بدى و فحشاء و گفتن سخنان بى دليل و نسبت دادن آن به خدا وا میدارد(4)
5 . دعوت به نگاه آلوده وخيانت
أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ ص رَجُلًا يَنْظُرُ إِلَى فَرْجِ امْرَأَةٍ لَا تَحِلُّ لَهُ وَ رَجُلًا خَانَ أَخَاهُ فِي امْرَأَتِهِ وَ رَجُلًا يَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَى نَفْعِهِ فَسَأَلَهُمُ الرِّشْوَة امام باقر (ع) فرمود: رسول خدا (ص) لعن كرد مردي راكه نگاه كند به فرج زني كه حلال او نمیباشد و مردي كه خيانت كند به زن برادرش و مردي كه مردم به او محتاج شوند ودر مقابل از مردم رشوه بخواهد.(5)
آسيبهاي ماهواره
1.عوارض روحي و رواني (متاثر ازفيلمهاي مبتذل و خشن)
الف – احساس گناه
أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيسَ مَسْمُومٌ وَ كَمْ مِنْ نَظْرَةٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِيلَةً امام صادق (ع) فرمود: نگاه (حرام) تيري از تيرهاي مسموم شيطان میباشد؛ و چه بسا نگاه حرامي كه حسرة و پشيماني (رواني) طولاني را به جاي میگذارد.(6)
ب- روان پريشي:
مرد يا زني كه همواره در ماهواره نا محرم را با آن بدن نيمه عريان و آرايش شده ببيند و نتواند به آرزوي خود برسد. به صورت عقده در خود ريخته ودچاربيماري روان پريشي خواهد شد.عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَنَّهُ كَانَ جَالِساً فِي أَصْحَابِهِ إِذْ مَرَّتْ بِهِمُ امْرَأَةٌ جَمِيلَةٌ فَرَمَقَهَا الْقَوْمُ بِأَبْصَارِهِمْ فَقَالَ ع إِنَّ عُيُونَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ وَ إِنَّ ذَلِكَ سَبَبُ هِبَابِهَا فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْيُلَامِسْ أَهْلَهُ فَإِنَّمَا هِيَ امْرَأَةٌ كَامْرَأَة
روايت شده از علي (ع) در ميان يارانش نشسته بود كه زني زيبا از كنار آنها عبور نمود و عده اي از آنها به او خيره شدند پس امام (ع) فرمود: همانا ديدگان اين بزرگان طمعكار است و اين نگاههاي خيره سبب ايجاد تصور ذهني میشود بنابراين، هنگامي كه يكي از شما به زني نگاه كند كه از او خوشش بيايد بايد با همسر خود آميزش كند، (و بداند) آن زن، زني است همچو زن خودش.(7)أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ مَنْ تَعَلَّقَ قَلْبُهُ بِالدُّنْيَا تَعَلَّقَ قَلْبُهُ به ثلاثِ خِصَالٍ هَمٍّ لَا يَفْنَى وَ أَمَلٍ لَا يُدْرَكُ وَ رَجَاءٍ لَا يُنَالُ (8)امام صادق (ع) فرمود: هركس قلبش به دنيا تعلق پيدا كند قلبش به سه خصلت تعلق پيدا كند. گرفتاري كه تمام نمیشود، و آرزيي كه درك نمیکند و اميدي كه به آن نمیرسد. هر كس آرزوي گناه داشته باشد كمترين عقوبتش پشيماني است.(9)
ج- پايين آمدن سطح رضايتمندي همسران:
مرد ويا زني كه همواره صحنه هاي مستهجن به واسطه فیلمهای ماهواره براي او عادي شده باشد ديگر به واسطه همسر راضي نمیگردد. واين اولين قدم فساد زن ومرد در خانواده میباشد.
عَنْ عَلِيٍّ ع فِي حَدِيثِ الْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ إِذَا رَأَى أَحَدُكُمُ امْرَأَةً تُعْجِبُهُ فَلْيَأْتِ أَهْلَهُ فَإِنَّ عِنْدَ أَهْلِهِ مِثْلَ مَا رَأَى فَلَا يَجْعَلَنَّ لِلشَّيْطَانِ عَلَى قَلْبِهِ سَبِيلًا لِيَصْرِفْ بَصَرَهُ عَنْهَا
علي (ع) فرمود: هرگاه از زني خوشتان آمد نزد همسر خود برويد (وبا او رابطه زناشويي برقرار كنيد).زيرا همسر شما هم مثل اوست و براي شيطان در قلب خود راهي قرار ندهيد، تا اينكه آن زن از خاطر شما برود.(10)
د-خود ارضايي:
ديدن صحنه هاي محرك و شهوت انگيز در فیلمهای ماهواره مخصوصا براي جواناني كه توان اطفاءشهوت از راه شرعي را ندارند، موجب روي آوردن به دفع شهوت از راه استمناء میگردد.
ه-هم جنس گرايي:
سير شدن از جنس مخالف (به خاطر ديدن صحنه هاي مستهجن) ورو آوردن به هم جنس كه خود يك نوع بيماري میباشد. - عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ كَانَ عَلِيٌّ ع إِذَا وَجَدَ رَجُلَيْنِ فِي لِحَافٍ وَاحِدٍ مُجَرَّدَيْنِ جَلَدَهُمَا حَدَّ الزَّانِي مِائَةَ جَلْدَةٍ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا وَ كَذَا الْمَرْأَتَانِ إِذَا وُجِدَتَا فِي لِحَافٍ وَاحِدٍ مُجَرَّدَتَيْنِ جَلَدَ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَة امام باقر (ع) فرمود: علي (ع) اگر مییافت دو مرد مجرد را در زير يك لحاف حد زاني كه صد ضربه شلاق بود به هر كدام از آنها میزد. واگردو زن مجرد را در زير يك لحاف مییافت به هر كدام صد ضربه شلاق حد زنا می زد.(11)
ي- دعوت به آرامش كاذب با اعتياد به انواع قرصها:
براي آرامش و دور كردن اضطراب و افسردگي ناشي از ديدن فیلمهای خشن ومستهجن موجبات رو آوردن به انواع اعتياد را فراهم میکنند.
ن- افسردگي شديد وگاه همراه با خودكشي
انحطاط ودور افتادگي از اصل خود با ديدن انواع و اقسام فیلمها و به وجود آمدن احساس پوچي و بي هويتي و دور شدن از ياد خدا و هجوم تاریکیها و بيماريهاي رواني انسان را به سمت خود كشي سوق میدهد.
و - و مواردی از قبیل
1- ایجاد روابط نا سالم
با به نمايش گذاشتن انواع فيلمهاي شهوت انگيز و روابط نا مشروع كم كم روابط نا سالم بين زن ومرد نا محرم عادي شده و منجر به فساد خانواده و اجتماع میگردد.
2-افزایش جرايم توسط نمايش تصاوير خشونت بار
سهل وآسان نشان دادن كشتار وقتل و هر گونه جنايت با سلاح سرد وگرم ترس بيننده را فرو میریزد و موجبات بلا رفتن آمار جرم وجنايت در جامعه را پديد میآورد.
3-ترویج مد گرايي وارائه مد هاي آرايشي وپوشش زننده:
امام صادق (ع) : اوحي الله عز وجلالي النبي من الانبياء قل للمؤمنين: لا تلبسوا لبس اعدائيو لا تطمعوا طعام اعدائي ولا تسلكوا مسالك اعدايي، فتكونوا اعدائي كما هم اعدائي ترجمه: خداوند بزرگ به پيامبري از پيامبرانش وحي نمود كه به مؤمنين بگو: لباس دشمنان مرا نپوشيد، غذاي آنان را نخوريد و از راه آنان نرويد (آنان را الگوي خود قرار ندهيد) که در اين صورت از دشمنان من محسوب میشوید، همانطور كه آنان دشمنان من هستند(12)
4. ترویج عقايدو فرقه های نادرست وغير اخلاقي مثل شيطانپرستي
5. از بين رفتن قبح روابط غير اخلاقي در بين مردم
قال الله تبارك وتعالي ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشه في الذين آمنوا لهم عذاب اليم ترجمه: همنا براي كساني كه دوست دارند گناه فاحش در بين مؤمنان شايع گردد (و محيط زندگیشان آلوده گردد) عذاب درد ناكي است. (13)
6. نابود كردن فرهنگ مردم جهان، اعم از سنتها، آداب ورسوم
7. تلاش برايجاد هيجانات، خوشیها، تفريحات، سرگرميهاي كاذب در بين مردم.
8. ايجاد فرهنگ مصرف وتبليغ كالاهاي غربي و دور نگه داشتن مردم از خود كفايي
9.سست شدن بنيان خانواده (اختلاف بين خانواده بين همسران – مرزها وحريم خانواده را میشکنند – طلاق وجدايي را فراهم میکنند). قال الله تبارك تعالي: قوا انفسكم واهليكم نارا ترجمه: خود و خاندانتان را از (عذاب) آتش حفظ كنيد. (14)
10. ترويج فرهنگ ابتذال و بي حجابي وبي حيايي
11. ترويج هوس خواهي وتنوع طلبي
12. تهاجم فرهنگي نرم و بي سر صدا به هر فرهنگي كه بخواهند.
13. الگوگيري غلط:
قال رسول الله (ص) : لا يتبه الزي بالزي حتي يشبه الخلق با لخلق، ومن شبه به قوم فهو منهم ترجمه: شکلها به يكديگر همانند نمیگردد، جز آنكه خلق خوها به هم نزديك گردد، وهركس خود را شبيه گروهي سازد، از آنان به شمار میرود (15)
14. ايجاد فراموشي هدف:
علي (ع) : من كانت الدنيا اكبر همه طال شقاؤه و غمه ترجمه: آن شخص كه دنيا بزرگترین هدف وي باشد، همواره گرفتار بد بختي و اندوه خواهد شد. (16)
15. فراموشي معاد:
با توجه دادن به دنياي محض و لذتهاي زود گذر و فاني كردن مردم در اينكه اينست وجز اين نيست مانع از توجه مردم به آخرت میشوند.
إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيد به ما نَسُواْ يَوْمَ الحْسَابِ
كسانى كه از راه خدا گمراه شوند، عذاب شديدى به خاطر فراموش كردن روز حساب دارند! (17)
16. تباهي خرد و انديشه:
قال علي (ع) : قد خرقت الشهوات عقله ترجمه: شهوتها خرد اورا تباه كرده است. (18)
17. طغيان و سركشي:
قال الله تبارك وتعالي: كلا ان الانسان ليطغي ان رآه استغني: باز چراانسان از كفر وطغيان باز نمیایستد. با تماشاي برنامه هاي مستهجن و محرك جنسي شهوت طغيان میکند ودست به كفر وعصيان وجرم میزند(19).
18. ايجاد پشيماني:
قال صادق (ع) ان الحسرة و الندامه والويل كله لمن لم ينتفع به ما ابصر ومن لم يدر الامرالذي هو عليه مقيم، انفع هو له ام ضر؟ ترجمه: حسرت و پشيماني و نگونساري براي كسي است كه از آنچه بر آن بينايي دارد، بهره نگيرد ونداند كاري كه میکند براي او سود دارد يا زيان. (20)پس از صرف بيهوده عمر در تماشاي فيلمهاي لغو وتأثير پذيري و خلق وخوي حيواني پيدا كردن در پايان چيزي جز حسرت واندوه بر جاي نمیماند.19. تزلزل اعتقادي: در شبكههاي مختلف حتي با نام دين به راحتي ايجاد شبهات مختلف كرده و با مغلطه و سفسطه افكني بدون اينكه مناظره اي يا جوابدهندهاي باشد، به مباني وريشه هاي يك دين حمله میکنند و عده اي از مردم كه متأسفانه داراي معلومات كافي در آن بحث نيستند فريب شيادهايي را میخورند كه با شيطلان قرينند.
20. وارونه سازي و پايمالي فضیلتها
در تحت لواي بيان تفسير يا بيان دستورات الهی آنچنان ارزشها و فضيلتهاي ديني را وارونه جلوه میدهند كه هر بينندهاي فكر میکند فقط اوست كه راست میگوید.
21. فراموش كردن ياد خداوند: قال الله تبارك وتعالي: ترجمه: وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِى فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكاً وَ نحَشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَمَةِ أَعْمَى:و هر كس از ياد من روىگردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قيامت، او را نابينا محشور مى كنيم! (21) تمسخر و استهزاء آيات الهي:قال الله تبارك وتعالي: ولئن سأ لتهم ليقولن انما كنا نخوض ونلعب قل اباالله و اياته و رسوله كنتم تستهزؤن ترجمه: واگر از آنها بپرسند چرا سخريه و استهزاء مكنيد پاسخ دهند كه ما به مزاح ومطايبه سخن رانديم اي رسول بگو به آنها آيا با خدا وآيات خدا ورسول خدا تمسخر میکنید. (22)
22. پخش شايعات:خداوند متعال میفرمایید: وَ إِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِه وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلىَ الرَّسُولِ وَ إِلىَ أُوْلىِ الْأَمْرِ مِنهُْمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنهْم وَ لَوْ لَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَنَ إِلَّا قَلِيلًا:و چون از ناحيه كفار خبرى از امن و يا خوف به اين سست ایمانها برسد آن را منتشر سازند، در حالى كه اگر قبل از انتشار، آن را به اطلاع رسول و كارداران خويش رسانده، درستى و نادرستى آن را از آنان بخواهند، ايشان كه قدرت استنباط دارند، حقيقت مطلب را فهميده، به ايشان مىگويند و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود جز مواردى انگشت شمار هر لحظه شيطان را پيروى مىكرديد. (23)
23. سخنان جذاب و نفاق انگيز در لواي دين:* وَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُم وَ إِن يَقُولُواْ تَسْمَعْ لِقَوْلهِم كَأَنهَّمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَة يحَسَبُونَ كل صَيْحَةٍ عَلَيهْم هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُم قَاتَلَهُمُ اللَّه أَنىَ يُؤْفَكُونَ:اى رسول تو چون (از برون) كالبد جسمانى آن منافقان را مشاهده كنى (به آراستگى ظاهر) تو را به شگفت آرند و اگر سخن گويند (بس چرب زبانند) به سخنهايشان گوش فرا خواهى داد (ولى از درون) گويى كه چوبى خشك بر ديوارند (و هيچ ايمان و معرفت ندارند و چون در باطن نادرست و بد انديشند) هر صدايى بشنوند بر زبان خويش پندارند. اى رسول (بدانكه) دشمنان (دين و ايمان) به حقيقت اينان هستند از ايشان بر حذر باش، خدايشان بكشد چقدر (به مكر و دروغ) از حق باز مىگردند. (24)
24. فتنه انگيزي و سخنان اراجيف:لَوْ خَرَجُواْ فِيكمُ مَّا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَ لَأَوْضَعُواْ خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِيكم سَمَّاعُونَ لهَُم وَ اللَّهُ عَلِيم بِالظَّلِمِينَ:اگر با شما بيرون شده بودند در كارتان جز فساد نمى افزودند و ميان شما اراجيف انتشار داده فتنه جويى مى كردند و (چون) در ميان شما زود باوران (نيز) بودند (در نتيجه تحت تاثير اراجيف آنان قرار مىگرفتند) و خدا ستمكاران را خوب مىشناسد. (25)
25. ايجاد شك ودو دلي:إِنَّمَا يَسْتَئذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الاَخِرِ وَ ارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فىِ رَيْبِهِمْ يَترَدَّدُونَ:تنها كسانى كه به خدا و روز جزا ايمان ندارند و دلهايشان به شك افتاده و در شك خويش سرگردانند از تو اجازه مى خواهند. (26)
26. تضعيف ایمانها و دعوت به كفر:وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَين لَهُمُ الْحَق فَاعْفُواْ وَ اصْفَحُواْ حَتىَ يَأْتی اللَّهُ بِأَمْرِه إِنَّ اللَّهَ عَلىَ كُل شىَْءٍ قَدِيرٌ:بسيارى از اهل كتاب دوست میدارند و آرزو مىكنند اى كاش میتوانستند شما را بعد از آنكه ايمان آورديد بكفر برگردانند و اين آرزو را از در حسد در دل مىپرورند بعد از آنكه حق براى خود آنان نيز روشن گشته، پس فعلا آنان را عفو كنيد و ناديده بگيريد تا خدا امر خود را بفرستد كه او بر هر چيز قادر است. (27)
27. ايجاد دهكده جهاني جهت اينكه همه را مطيع هوي و هوس خود كنند:وَ لَن تَرْضىَ عَنكَ الْيهَودُ وَ لَا النَّصَارَى حَتىَ تَتَّبِعَ مِلَّتهَم قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُْدَی وَ لَئن اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِى جَاءَكَ مِنَ الْعِلْم مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلی وَ لَا نَصِيرٍيهود و نصارى هرگز از تو راضى نمىشوند مگر وقتى كه از كيش آنان پيروى كنى بگو تنها هدايت، هدايت خدا است و اگر هوى و هوسهاى آنان را پيروى كنى بعد از آن علمى كه روزيت شد، آن وقت از ناحيه خدا نه سرپرستى خواهى داشت و نه ياورى. (28)
28. در حال كيد وفريب:إِن تمَسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِن تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُواْ بِهَا وَ إِن تَصْبرِواْ وَ تَتَّقُواْ لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْا إِنَّ اللَّهَ به ما يَعْمَلُونَ محُيط. اگر خيرى به شما برسد آنها ناراحت مى شوند و اگر مصيبتى برسد خوشحال مى گردند و شما اگر صبر كنيد و از خدا بترسيد، كيد آنها هيچ ضررى به شما نمى زند كه خدا به آنچه مى كنيد، احاطه دارد. (29)
نتيجه گيري:
هر چند ماهواره شبكه هاي علمي ومورد استفاده دارد اما نبايد غافل بود كه اكثر شبكه هاي ماهواره اي اهدافي جز تسخير وتخريب وتباهي انسانها وبه انحطاط و انحراف كشاندن آنها وفرهنگ ها و آداب ورسوم ها و تبديل به دهكده جهاني عاري از معنويت ندارد.
چهار راهكار مهم مبارزه با مفاسد ماهواره:
1-آشنايي خانوادها با احكام شرعي در باره ماهواره (احكام نگاه)
2-آگاهي دادن مردم به آسيبهاي ماهواره و اهداف آن
3- جا يگزين كردن برنامه هاي متنوع
4-دعوت به تقوي ومعنويات
پي نوشت ها :
1- تحف العقول ص 17
2-وسائل الشيعه ج 12 ص 234
3-خصال ص 277
4-بقره آيه 169
5-كافي 5 ص 554
6-کافی 5 ص 559
7- وسائل الشيعه ج 20 ص 106
8-كافي ج 2 ص 320
9-بحار الانوار ج 75 ص 83
10-وسائل الشيعه ج ج 20 ص 106
11-كافي ج 7 ص 182
12-علل شرايع ج 2 ص 348
13-نور آيه 19
14-تحريم آیه 6
15-ره توشه ص 303
16-ميزان الحكمه ج 2 ص 909
17- ص آيه 26
18- نهج البلاغه خ 109 ص 160
19-علق آیه 6
20- بحار الانوار ج 2 ص 30
21-طه آيه 124
22-توبه آيه 65
23- نساء آيه 83
24-منافقون آيه 4
25- توبه آيه 47
26-توبه آیه 45
27-بقره 109
28-بقره 120
29- آل عمران آيه 120
منابع:
1 . قرآن
2. الکلینی، ابو جعفر محمد، الکافی، دار الکتب الاسلامیه، چاپ تهران، بی تا، 1375
3. ابو جعفر محمد بن علي بن الحسين بن بابويه القمي، الخصال، بيروت، موسسه الاعلمي، الطبعه الاولي،1410 ق
4. الحسن شعبه الحراني، تحف العقول عن آل الرسول، تهران، اسلاميه،1402 ق
5. بابويه القمي ابو جعفر، علل الشرايع، بيروت، دار احياء التراث، الطبعه الاولي،1408 ق صبحي الصالح، نهج البلاغه، قم، دار الهجره، بي تا.
6. عاملی، حر، وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، چاپ تهران، مکتبه الاسلامیه، بی تا.
7. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، انتشارات موسسه وفا، بیروت، سال انتشار 1404 ق
8. محمدی ری شهری، محمد، ميزان الحكمه، مؤسسه دار الحديث الثقافيه، الطبعه الثانيه،1377 ش.
9. محسني علي اكبر، ره توشه، قم، انتشارات رشيد، چاپ اول، 1388
ارواحی که حسرت می خورند
سه شنبه 93/10/23
پیامبر خدا (ص)به کسى فرمودند تا جار بزند: هر کس به ادب خدا آراسته نگردد، روحش با حسرت از دنیا جدا مى شود.
![]()
...
یکی از فضایل اخلاقی که در اسلام به رعایت آن تاکید و توصیه فراوان می شود، ادب است از این روایات متعددی بر اهمیت و ضرورت آن صحه می گذارند.
امیرمومنان علی (ع) می فرمایند: «خرد آدمى مایه سامان اوست، و ادبش مایه قوام او، و راستى اش پیشواى اوست و سپاس گزارى اش کمال او.»
همان حضرت (ع) می فرمایند: « برترین شرافت، ادب است.»
همچنین، فرموده اند: «جوینده ادب، دوراندیش تر از جوینده طلاست.»
نیز می فرمایند: «هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود.»
امیرمومنان (ع) همچنین می فرمایند: «ادب بیاموزید، زیرا که [در این صورت] اگر پادشاه باشید، برجسته می شوید، اگر میانه باشید، سرآمد می شوید و اگر تنگدست باشید، با ادبتان گذران زندگى می کنید.»
روایات علاوه بر تبیین اهمیت ادب راه های آراستگی به آن را نیز تبیین کرده اند.
امیرمومنان علی (ع) در این باره می فرمایند: «زیاد سرزنش نکن، که سرزنش زیاد کینه مى آورد و به دشمنى مى انجامد.»
امام کاظم (ع) به شخصى که از فرزندش شکایت داشت، فرمودند: «او را نزن، بلکه براى مدتى کوتاه با او قهر کن.»
امیرمومنان علی (ع) نیز می فرمایند: «برادرت را با نیکى کردن به او سرزنش کن و بدى اش را با بخشش به او پاسخ ده.»
امام صادق (ع) می فرمایند: «اگر در عُمرت دو روز مهلت داده شدى، یک روز آن را براى ادب خود قرار ده تا از آن براى روز مُردنت کمک بگیرى.» به امام (ع) گفته شد: این کمک گرفتن چگونه است؟ فرمودند: «به اینکه آنچه را از خود برجا مى گذارى، خوب برنامه ریزى کنى و محکم کارى نمایى.»
امام رضا (ع) روایت می کنند که «جبرئیل علیه السلام به نزد پیامبر خدا (ص) فرود آمد و گفت: اى پیامبر خدا! خداوند تو را سلام مى رساند و به تو مى فرماید: «بخوان به نام خداى مهر گسترِ مهربان، هرگز به آنچه اصنافى از ایشان را از آن برخوردار کرده ایم، چشم مدوز که زیور زندگى دنیاست تا ایشان را بیازماییم و بدان که روزىِ پروردگار تو بهتر و پایدارتر است»، پس پیامبر خدا (ص) (ص) به کسى فرمودند تا جار بزند: هر کس [با عمل به این آیه] به ادب خدا آراسته نگردد، روحش با حسرت از دنیا جدا مى شود.»
استفاده نامتعارف از وسایل ارتباطی، نتیجه عدم فرهنگ سازی مطلوب در جامعه
دوشنبه 93/10/22
پیشرفت و استفاده از تکنولوژی در قرن حاضر، به گونه ای است که تقریبا بدون استفاده از آن بخشی از زندگی مختل می شود چرا که انجام شدن بسیاری از امور زندگی در گرو استفاده تکنولوژی های مدرن است.
...
گوشی های تلفن همراه یکی از وسایل های ارتباطاتی است که حضور آن در زندگی افراد، نشان از نقش پر رنگ این وسیله در ارتباطات میان فردی دارد.با گذشت زمان گوشی های تلفن همراه نیز پیشرفت کردند و بیشتر وسایل ارتباط جمعی مانند رادیو، دوربین فیلم برداری، تلویزیون، کامپیوتر و بسیاری از نرم افزارهای ارتباطی جدید مانند لاین، تانگو، واتس آپ، اینستاگرام را در دل خود جای دادند به طوریکه این وسیله کوچک ارتباطی به بزرگترین نیاز افراد تبدیل شده است.
گوشی های تلفن همراه به عنوان یکی از ابزارهای ارتباطات و نرم افزارهای قابل نصب ارزان بر روی آن زندگی افراد را تحت اشعاع خود قرار داده است و به دلیل مقرون به صرفه بودن و کاهش هزینه های ارتباطی، سبب شده است تا بیشتر افراد به سمت اینگونه ارتباطات بروند و از آن استفاده کنند.
اما استفاده از این نرم افزارها و گوشی های هوشمند متناسب چه افرادی و در چه رده سنی است؟
استفاده از گوشی های هوشمند در زندگی افراد به حدی شایع شده است که دانش آموزان دبستانی هم به راحتی از آن استفاده می کنند بدون اینکه به مزایا و مضرات آن بیندیشند.
بسیاری از مدیران و دبیران مدارس، دلیل استفاده نابهنجار دانش آموزان از این نوع تکنولوژی را عدم نظارت والدین بر محتوای ارتباطاتی آن می دانند.اما صاحبنظران و اساتید ارتباطات معتقدند که قبل از ورود تکنولوژی به زندگی شخصی افراد باید درباره کارکرد و نحوه استفاده از انواع وسایل ارتباطی به اندازه کافی فرهنگ سازی صورت بگیرد تا افراد با نحوه کارکرد این نوع وسایل آشنا شوند.
اما متاسفانه به دلیل سودجویی برخی افراد و شرکت های ارتباطات در کشور، انواع مختلف وسایل ارتباطی بدون نیاز سنجی بازار هدف، روانه بازار داخلی می شود و بدون فرهنگ سازی لازم درباره کارکرد آن، در اختیار مشتری قرار می گیرد.
هرچند مطرح کردن موضوع عدم نظارت والدین بر محتوای ارتباطاتی فرزندان منطقی به نظر می رسد اما تا حدودی منسوخ شده است. چرا که بسیاری از والدین به دلیل بی سوادی یا نداشتن سواد کافی از نحوه استفاده این نوع وسایل اطلاع چندانی ندارند و با دلیل اینکه بسیاری از افراد از این نوع تکنولوژی، استفاده می کنند، تن به خواسته فرزندانشان می دهند و آن را برای فرزند خود مهیا می کنند.
به نظر می رسد که یکی از بارزترین دلایل گرایش افراد به سمت تکنولوژی های مدرن، چشم و هم چشمی است چرا که بسیاری از افراد بدون کوچکترین شناخت و اطلاعی از این نوع وسایل، به سمت آن می روند و با غرق شدن در دنیای بی سر و ته فضای مجازی در آن دست و پا می زنند که خارج شدن از آن از اختیار انسان خارج است و به سختی صورت می پذیرد.محققان و اساتید ارتباطات بر این باورند که محتوای مورد استفاده توسط کودکان و فرزندان، باید از نظر والدین بگذرد تا تاثیر سوء بر آنها نداشته باشد.
فرهنگ سازی در رسانه های جمعی و گروهی توسط کارشناسان ارتباطات و تشریح مزایا و مضرات انواع مختلف وسایل و نرم افزار های ارتباطی سبب افزایش سواد رسانه ای افراد خواهد شد و با این کار تصمیم گیرنده نهایی برای خرید و استفاده از تکنولوژی های مدرن پس از نیاز سنجی، خود فرد خواهد بود نه اینکه افراد بدون شناخت، فریب ظواهر و تبلیغات پوچ تلویزیونی و ماهواره ای را بخورند.
بسیاری از نرم افزارهای ارتباطی، ابزار جاسوسی کشورهای غربی هستند و کم هزینه بودن استفاده از آن، سبب جذب میلیون ها کاربر ارتباطی می شود و عدم فرهنگ سازی توسط دولت یکی از بارزترین دلایل نداشتن سواد رسانه ای افراد است که خود این موضوع سبب بروز بسیاری از ناهنجاری ها و شکل گیری آسیب های اجتماعی در جامعه است و در بسیاری موارد زمینه ساز نابودی بسیاری از زندگی ها شده است.
بنابراین ضروری است که قبل از ورود تکنولوژی جدید به کشور، فرهنگ سازی های لازم توسط ارگان های دولتی صورت بگیرد اما این مسئله هرگز بدان معنا نیست که افراد نیز به دلیل عدم فرهنگ سازی در کشور، از کسب اطلاعات و شناخت کافی سرباز بزنند.
وایبر یا کانون خانواده؟
دوشنبه 93/10/22
جهان کنونی به خصوص در دو دهه اخیر شاهد تحولات فراوانی بوده است که به واسطه پیشرفت تکنولوژی پدید آمده است. به مدد همین پیشرفت تکنولوژی رسانه ها عضو جدیدی از خانواده ها شدند.

...
کارشناسان ارتباطات جهان کنونی را جهان رسانه ای می نامند و معتقدند با آمدن رسانه ها حوادث بزرگی در جهان رخ داده است. علم ارتباطات پدید آمدن انسان رسانه ای را یکی از این حوادث می داند. انسانی که به واسطه رسانه ها زندگی می کند و بی رسانه هیچ است؛ به تعبیری دیگر رسانه برای انسان کنونی جزء لاینفک زندگی اوست.انسان امروزی به اعتقاد آنان بدون رسانه احساس خلع و تنهایی می کند. انسان امروز دیگر آن انسان سنتی نیست، رسانه ها جای سنت را گرفته اند و خود برای آنان سنت ها، الگوها و ارزش های جدید به وجود آورده اند.با این حال اما ما نیز از این تحول عمیق بی بهره نبوده ایم با وجود این که موج این حادثه عظیم کمی دیرتر از سایرین به ما رسیده است.
اگرچه اولین رسانه صوتی که در سال ۱۲۸۴ در دوران قاجار به ایران آمد گرامافون بود اما به راحتی این ابزار جدید جای خود را در خانواده های ایرانی باز کرد چرا که به واسطه شنیداری بودن این رسانه برقراری ارتباط با آن حتی برای افرادی که سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند بسیار آسان بود.پس از آن اما آمدن رسانه هایی چون رادیو و تلویزیون و به خصوص تلفن های همراه جامعه ایران را بیش از پیش متحول کرد. نقش رسانه های برجسته در ایران مانند رادیو و تلویزیون و بعد از آن رسانه های مکتوب در جهت دهی افکار عمومی و بروز تحولات عمیق چون شکل گیری انقلاب اسلامی بسیار قابل تأمل است اما با آمدن اینترنت و رسانه هایی که به واسطه آن در ایران به وجود آمدند در زندگی اجتماعی ایرانیان نقش بسزایی دارد.

اگرچه ورود اینترنت و گوشی های هوشمند موبایل، هر یک به صورت مجزا جامعه ایران را متحول کرد اما پیوستن این دو به یک دیگر تغییرات عمیق تری را به جامعه ایران وارد کرده است.
با این وجود هر دگرگونی می تواند با پیامدها و اثرات مثبت و هم منفی همراه باشد اما شاید نمود این اثرات منفی در برابر دید انسانی بیشتر از اثرات مثبت آن باشد.
این روزها تلفن های هوشمند موبایل برای انسان ها نقش یک رسانه همراه را بازی می کند که دیوار زمان و مکان را درهم شکسته است. هر کجا که باشد و در هر زمانی می تواند به راحتی از طریق یک خط ارتباطی سیار مانند سیم کارت تلفن همراه و یک گوشی هوشمند به یک رسانه متصل شود و حتی خودش یک رسانه باشد.
در چنین شرایطی ایرانیان بهترین نمونه درهم شکنندگان این دیوار زمان و مکانند. گویی این روزها تلفن همراه هوشمند برای ایرانیان به یک یار جدایی ناپذیر تبدیل شده است که در هر مکانی چه اتوبوس، چه در تاکسی، چه در دفتر کار و چه در خانه و در هر زمانی، چه شب و چه روز از دستانشان نمی افتد.
از سوی دیگر اما این روزها هم که شبکه های اجتماعی موبایلی مثل وایبر و لاین به جمع ایرانیان پیوسته است بازار داغ سرهای خم شده روی گوشی های هوشمند دوچندان شده است و در هر کجا حتی در مهمانی های ایرانی این وایبر و لاین است که بیشتر از میهمانان کلمات و جملات را رد و بدل می کند. حتی در برخی از موارد اعضای خانواده در یک خانه برای برقراری ارتباط با سایر اعضا از طریق گروه های خانوادگی با هم گفتگو می کنند.علاوه بر این در هر خانواده ایرانی غیر از گوشی های موبایلی که راه گفتگوهای مجازی را هموار کرده است این تلویزیون است که بیشترین سکوت در خانه را می شکند. اکثر مواقع این تلویزیون است که اعضای خانواده را در کنار هم جمع می کند و اگر پیش بینی سریال های تلویزیون نبود موضوع بحث و گفتگو نیز از خانواده ها رخت برمی کند.
این ادعا اما با مقایسه آماری که از میانگین ساعات گذراندن ایرانیان در شبکه های اجتماعی با میانگین ساعات صحبت اعضای خانواده ایرانی در رسانه ها منتشر می شود تأیید می شود.
چندی پیش مجله مهر با انتشار گزارشی از یک پژوهش اعلام کرد که، میانگین صحبت اعضای خانوادههای ایرانی با یکدیگر درطی ۸ سال گذشته نصف شده است و در مدت شبانه روز به ۱۵ دقیقه رسیدهاست.این در حالی است که خبرگزاری فارس در سال ۸۴ میانگین صحبت اعضای خانواده با یکدیگر را نیمساعت در روز اعلام کرده بود. همچنین در تیرماه و بهمن ماه ۹۲ میانگین ارتباط کلامی زوجهای جوان ۱۷ دقیقه در شبانهروز اعلام شد.اما این روند آنچنان رو به گسترش است تا به آنجا که جامعه شناسان جامعه را به ادامه این روند افزایشی هشدار داده اند. در حال حاضر دچار کم حرفی مفرط در درون خانوادهها هستیم. حرف نزدن و گفتوگو نکردن بین نسلی، بین فردی و بین جنسیتی در میان خانوادهها به چشم میخورد. حتی آنجا که خانوادهها با هم صحبت میکنند به دعوا و خشونت میانجامد.
خانواده ایرانی پر آسیب ترین نهاد در ایران است. او خانواده ایرانی را به عنوان یک خانواده تمام شده نمیشناسند، از سوی دیگر آن را تعین یافته و سازمان یافته هم نمیدانند. خانواده ایرانی در مسیر تغییرات اجتماعی پیشتاز است و تحولات در جامعه ایرانی بیشتر از دل خانواده رخ میدهد و خانواده یک کنشگر فعال در تحولات اجتماعی ایران است.
خانواده به تنهایی تغییرات اجتماعی را سامان نمیدهد و نهاد دین و سیاست اساسی ترین نهادهایی هستند که در سامان تغییرات اجتماعی در ایران تعیین کننده هستند.با این تفاسیر اما باید گفت که خانواده ایرانی در جامعه امروز شکل سنتی خود را از دست داده است و نظام خانواده رو به منزوی تر شدن می رود و تعامل میان اعضا رو به کمرنگ تر شدن پیش می رود به نوعی که گویا خانواده امروز ایرانی رسانه ها را بیشتر از اعضای خانواده می پسندد.حال سوال اینجاست که چرا خانواده ایرانی اینقدر دچار تحول شده است و اعضای خانواده کانون گرم گروه های لاین و وایبر را به کانون گرم خانواده ترجیح می دهند؟
ویژگی های اجتماعی پیامبر اکرم(ص) در کلام مقام معظم رهبری
جمعه 93/10/19
آنچه در عید سعید میلاد مبارک پیامبر اعظم(ص) برای دنیای اسلام و جامعه اسلامی مهم است، این است که انتظارات پیامبر اکرم(ص) از جامعه اسلامی را مدنظر قرار بدهد و سعی و مجاهدت کند که این انتظارات برآورده شود؛
سعادت دنیای اسلام در این است و لاغیر.

...
عموم سيره نويسان اتفاق دارند كه تولد آن حضرت در عام الفيل، و در سال 570 ميلادي بوده است. آن حضرت در سن 25 سالگي ازدواج نمودند و ثمره اين ازدواجشان اين بود كه ايشان صاحب شش فرزند شدند كه دو فرزند پسر ايشان پيش از بعثت بدرود حيات گفتند ولي دختران كه عبارت بودند از: 1ـ رقيه، 2ـ زينب، 3ـ ام كلثوم، 4ـ حضرت فاطمه سلام الله عليها، دوران نبوت آن حضرت را درك كردند.
ولادت آن بزرگوار، در دنيا و در تاريخ، در زمانى واقع شد كه بشريت، دو خصوصيت بارز داشت؛خصوصيت اول اين بود كه از لحاظ علمى، عقلانى و فكرى، نسبت به آحاد بشر در ادوار گذشته خودش، بسيار پيشرفته بود. در ميان آنها، فلاسفهاى پديد آمده و دانشمندانى پيدا شده بودند؛ رياضى دانها، پزشكان، مهندسان بزرگ و تمدنهايى برپا شده بود. اين تمدنها، بدون علم كه نمى شد! آكادمىها در غرب، هگمتانه ها در شرق، تمدن چين، تمدن مصر و تمدنهاى بزرگ تاريخى، همه عبور كرده بودند؛ يعنى بشر، كامل شده بود.خصوصيت دوم كه جمع اين دو خصوصيت با هم، خيلى عجيب است، اين است كه بشر در آن روز، از لحاظ اخلاقى، از هميشه گذشته، منحطتر يا اگر نخواهيم اين نسبت را بيان كنيم، بايد بگوييم در اوج انحطاط بود؛ اسير خرافات، اسير خودخواهى ها، اسير ظلم و ستم و اسير دستگاههاى حكومتهاى مردمكش و ضدبشرى بود. چنين وضعى، در دنيا حاكم بود. كسى اگر تاريخ را ملاحظه كند، خواهد ديد كه در آن دوران، همه بشريت اسير بودند؛ همانطور كه در كلام اميرالمؤنين عليهالسلام است كه در نهايت فتنه، فشار، مشكلات و برادركشى، بشر زندگى تلخى را مىگذرانيد… در همين خطبه، اميرالمؤمنين عليهالسلام مى فرمايد: «خواب راحت به چشم مردم نمىآمد».(1)
تكميل مكارم اخلاق
جامعه ما - از فرد و مجموعه - بايد روزبه روز، خود را به آنچه كه پيامبر براى آن كمر همت بست و آن تلاش و مجاهدت را مبذول كرد، نزديك كند. اهداف والاى پيامبر اسلام را در يك جمله نمى توان گنجانيد؛ اما مى توان سرفصل هايى از آن [را ]سرمشق كار خود، در طول يك سال، يك دهه و يك عمر قرار داد.يك سرفصل عبارت است از تكميل مكارم اخلاقى؛ «بعثت لاتمّم مكارم الاخلاق». جامعه بدون برخوردارى افراد از خلقيات نيكو، نمى تواند به هدفهاى والاى بعثت پيامبر دست پيدا كند. آنچه فرد و جامعه را به مقامات عالى انسانى مى رساند، اخلاق نيكوست. اخلاق نيكو، فقط خوش اخلاقى با مردم نيست؛ بلكه به معناى پروراندن صفات نيكو و خلقيات فاضله در دل و جان خود و انعكاس آنها در عمل خود است. مردمى كه در بين خود، دچار حسد باشند، دچار بدخواهى يكديگر باشند، دچار حيله گرى باشند، دچار حرص به دنيا و بخل نسبت به مال دنيا باشند و دچار كينه ورزى با يكديگر باشند، در اين جامعه، حتى اگر قانون هم به طور دقيق عمل شود، سعادت وجود ندارد اگر علم هم پيشرفت كند و تمدن ظاهرى هم به منتهاى شكوه برسد، اين جامعه، جامعه بشرى مطلوب نيست.
جامعه اى كه انسانها در آن از يكديگر احساس ناامنى كنند، هر انسانى احساس كند كه به او حسد مىورزند، نسبت به او بددلى دارند، نسبت به او كينه ورزى مى كنند، براى او توطئه مى چينند و نسبت به او و دارايىاش، حرص مى ورزند، راحتى در اين جامعه نيست؛ اما اگر در جامعه اى، فضايل اخلاقى بر دل و جان مردم حاكم باشد، مردم نسبت به يكديگر، مهربان باشند، نسبت به يكديگر، گذشت و عفو و اغماض داشته باشند، نسبت به مال دنيا حرص نورزند، نسبت به آنچه دارند، بخل نورزند، به يكديگر حسد نورزند، در مقابل راه پيشرفت يكديگر، مانعتراشى نكنند و مردم آن داراى صبر و حوصله و بردبارى باشند، اين جامعه، حتى اگر از لحاظ مادى هم پيشرفتهاى زيادى نداشته باشد، باز مردم در آن احساس آرامش و آسايش و سعادت مى كنند؛ اخلاق، اين است. ما به اين احتياج داريم. ما بايد در دل خود، خلقيات اسلامى را روزبه روز پرورش دهيم. قوانين فردى و اجتماعى اسلام در جاى خود، وسيله هايى براى سعادت بشرند؛ اما اجراى درست همين قوانين هم احتياج به اخلاق خوب دارد.(2)
روش پيامبر در تربيت جامعه
يك وقت كسى دستور مى دهد يا توصيه مىكند كه مثلاً مردم حسن خلق، گذشت، صبر و استقامت در راه خدا داشته باشند و ظلم نكنند و دنبال اقامه عدل و داد باشند؛ يعنى توصيه، دستور دادن و تعليم دادن مطرح است كه البته كار لازمى است و پيامبر اسلام هم تعليم مى داد و درس معرفت و زندگى به مردم مى آموخت؛ اما يك وقت مطلب از ياد دادن بالاتر است؛ يعنى معلم كارى مىكند و رفتارى در پيش مىگيرد كه اين اخلاق و وظيفه اسلامى، در جامعه، به شكل رنگ ثابت درمىآيد؛ با عقايد غلط مردم، به مقابله برمى خيزد؛ با احساسات جاهلى و ته مانده هاى رسوب كرده اخلاق غيراسلامى، مبارزه و مقابله مى كند؛ به جامعه و مردم، شوك وارد مىكند و در مقاطع مناسب و با روشهاى مناسب، كارى مى كند كه فضاى جامعه و محيط زندگى مردم، با اين صفات و اخلاق و روش خوب، كاملاً ممزوج مىشود.
اگر يك جامعه بخواهد رشد كند و اخلاق صحيح اسلامى را در خود به وجود آورد، محتاج همين روش است. شايد در چند آيه قرآن كه «يزكيهم» پس از «يعلمهم» يا قبل از آن اشاره شده است، مراد از تزكيه همين مطلب باشد؛ يعنى پاك كردن، طاهر كردن و پيراسته كردن مردم؛ مثل طبيبى كه به مريض خود فقط نمى گويد اين كار را بكن و اين كار نكن؛ بلكه او را در محل مخصوصى قرار مى دهد و آن چه را كه او لازم دارد، به او مىدهد و مى خوراند و آن چه كه براى او مضر است، از او باز مى گيرد. پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله، چنين وضعيت و روشى را در طول بيست و سه سال نبوت، دنبال مى كرد؛ مخصوصاً در ده سالى كه در مدينه زندگى مى كرد و دوران حاكميت اسلام و تشكيل حكومت اسلامى بود.(3)
يك لحظه دچار سستى نشد
كار مهم پيامبر خدا، دعوت به حق و حقيقت و جهاد در راه اين دعوت بود. در مقابل دنياى ظلمانى زمان خود، پيامبر اكرم، دچار تشويش نشد؛ چه آن روزى كه در مكه تنها بود يا جمع كوچكى از مسلمانان او را احاطه كرده بودند و در مقابلش سران متكبر عرب، صناديد قريش و گردنكشان، با اخلاق هاى خشن و با دستهاى قدرتمند قرار گرفته بودند، وحشت نكرد؛ سخن حق خود را گفت؛ تكرار كرد؛ تبيين كرد؛ روشن كرد؛ اهانتها را تحمل كرد؛ سختى ها و رنجها را به جان خريد تا توانست جمع كثيرى را مسلمان كند و چه آن وقتى كه حكومت اسلامى تشكيل داد و خود در موضع رئيس اين حكومت، قدرت را به دست گرفت. آن روز، دشمنان ومعارضان گوناگونى در مقابل پيامبر بودند؛ چه گروههاى مسلح عرب - وحشى هايى كه در بيابان هاى حجاز و يمامه، همه جا پراكنده بودند و دعوت اسلام بايد آنها را اصلاح مى كرد و آنها مقاومت مى كردند - و چه پادشاهان بزرگ دنياى آن روز - دو ابرقدرت آن روز عالم، يعنى ايران و امپراتورى روم - كه پيامبر نامه ها نوشت؛ مجادله ها كرد؛ سخنها گفت؛ لشكركشى ها كرد؛ سختىها كشيد؛ در محاصره اقتصادى افتاد و كار به جايى رسيد كه مردم مدينه، گاهى دو يا سه روز، نان براى خوردن پيدا نمى كردند. تهديدهاى فراوان از همه طرف، پيامبر را احاطه كرد. بعضى از مردم نگران مىشدند؛ بعضى متزلزل مى شدند؛ بعضى نق مىزدند؛ بعضى پيامبر را به ملايمت و سازش، تشويق مى كردند؛ اما پيامبر در اين صحنه دعوت و جهاد، يك لحظه دچار سستى نشد و با قدرت، جامعه اسلامى را پيش برد تا به اوج عزت و قدرت رساند و همان نظام و جامعه بود كه به بركت ايستادگى پيامبر در ميدانهاى نبرد و دعوت، در سالهاى بعد، توانست به قدرت اول دنيا تبديل شود.(4)
جمع بندی:
اسلام آمد، انسان ها را آزاد کرد؛ این آزادی، نخست در دل انسان و در روح انسان به وجود می آید؛ و وقتی انسان احساس کرد آزادی را، احساس کرد نیاز به گسستن بندها را، نیروهای او تحت تأثیر این احساس قرار می گیرد و اگر همّت کند و حرکت کند، تحقّق عینی آزادی برای او به وجود می آید؛ اسلام این کار را برای انسان ها کرد؛ امروز هم همان پیام هست در همه دنیا و در دنیای اسلام.دشمنان آزادی بشر فکر آزادی را در انسان ها می میرانند و از بین می برند؛ وقتی فکر آزادی نبود، حرکت به سمت آزادی هم کُند خواهد شد یا از بین خواهد رفت.آنچه امروز ما مسلمان ها وظیفه داریم این است که سعی کنیم خود را به آزادی مورد نظر اسلام برسانیم؛ استقلال ملّت های مسلمان، استقرار حکومت های مردمی در سراسر دنیای اسلام، حضور آحاد مردم در تصمیم گیری ها و تعیین سرنوشت ها و حرکت بر پایه شریعت اسلامی، آن چیزی است که ملّت ها را نجات خواهد داد.البتّه امروز ملت های مسلمان احساس می کنند که به این حرکت نیاز دارند و در سراسر دنیای اسلام این احساس هست و در نهایت این احساس به نتیجه خواهد رسید؛ بدون تردید.اگر زبدگان و نخبگان ملت ها - چه نخبگان سیاسی، چه نخبگان علمی و دینی - وظائف خودشان را درست انجام بدهند، آینده دنیای اسلام آینده مطلوبی خواهد بود؛ به این آینده، امید وجود دارد.
امروز دنیای اسلام احساس بیداری می کند. درست در همین نقطه است که دشمنان اسلام - آن کسانی که با بیداری اسلامی مخالفند، با استقلال ملت ها مخالفند، با حاکمیت دین خدا در کشورها مخالفند - وارد میدان می شوند؛ انواع و اقسام ترفندها برای معطّل گذاشتن جوامع اسلامی به وجود می آید و مهمترین آنها ایجاد اختلاف است.وجود این جریان های تکفیری که در دنیای اسلام به وجود آمدند، برای استکبار، برای دشمنان جهان اسلام یک مژده است. اینها هستند که به جای توجّه به واقعیّت خبیث رژیم صهیونیستی، توجّه ها را به جای دیگری معطوف می کنند، درست نقطه مقابل آنچه اسلام خواسته است.اسلام از مسلمانان خواسته است که «اشداء علی الکفار رحماء بینهم» (سوره فتح آیه 29) باشند؛ مسلمانان باید در مقابل دشمنان دین سرسخت باشند، باید بایستند، باید تحت نفوذ قرار نگیرند؛ «اشداء علی الکفار» صریح آیه قرآن است.
وجود نبی مکرم اسلام (ص) بزرگترین مایه وحدت در همه ادوار اسلامی بوده است و امروز هم میتواند باشد؛ چون اعتقاد آحاد مسلمانان به آن وجود اقدس بزرگوار، با عاطفه و عشق توام است و لذا آن بزرگوار، مرکز و محور عواطف و عقاید همه مسلمان هاست و همین محوریت، یکی از موجبات انس دل های مسلمین و نزدیکی فِرَق اسلامی با یکدیگر به حساب میآید.ابعاد شخصیت نبی اکرم را هیچ انسانی قادر نیست به نحو کامل بیان کند و تصویر نزدیک به واقعی از شخصیت آن بزرگوار ارایه کند.آنچه ما از برگزیده پروردگار عالم و سرور پیامبران سراسر تاریخ شناخته و دانسته ایم، سایه و شبحی از وجود معنوی و باطنی و حقیقی آن بزرگوار است اما همین مقدار معرفت هم برای مسلمانان کافی است تا اولا حرکت آنها را به سمت کمال تضمین کند و قله انسانیت و اوج تکامل بشری را در مقابل چشم آنان قرار بدهد و ثانیا آنها را به وحدت اسلامی و تجمع حول آن محور تشویق کند.
بنابراین، توصیه ما به همه مسلمانان عالم این است که روی ابعاد شخصیت پیامبر و زندگی و سیره و اخلاق آن حضرت و تعالیمی که از آن بزرگوار ماثور و منصوص است، کار زیادی بشود.بزرگترین تبلیغ برای اسلام، شاید همین باشد که ما چهره پیامبر اسلام را برای بینندگان و جویندگان عالم روشن کنیم و بسیار بجاست قبل از آنکه دشمنان و مخالفان، با روش های و شیوههای فرهنگی و هنری پیچیده خود، چهره آن بزرگوار را در اذهان مردم بیخبر عالم مخدوش کنند، مسلمانانِ هنرمند و مطلع و وارد به شیوههای گوناگون در عالم، با بیان و تبلیغ و تبیین راجع به آن شخصیت معظم و مکرم، کار علمی و فرهنگی و هنری و تبلیغی بکنند. اینها کارهای لازمی است.